#1 | هوشنگ |
محمود آقا جان گل. این نوشته شما بگونه‌ای یک مانیفست وبلاگنویسی است. من می‌توانستم به آن لینک داده و آن را کپی کرده و به اطلاع خوانندگان نوشته‌های خود برسانم. چرا نکردم؟ نام‌ها ممکن است کژفهمی به بار آورد. مگر آنکه با آنها توافق بکنی و اجازه بفرمایی تا این مانیفست به اطلاع همه خوانندگان وبلاگ‌ها در سرتاسر جهان برسد و به اطلاع همه گردانندگان رسانه‌های پول پرداز هم.
#2 | آتبین
اتفاقاً چند روز پیش داشتم پاسخ دکتر سروش به صادق زیبا کلام را در مورد انقلاب فرهنگی می خواندم، دیدم ایشان اشاره کرده اند به مصاحبه ی سال ۸۲ ی محمود فرجامی!!!! با صادق زیبا کلام! کمی تعجب کردم!
#3 | shrvn
حق با شماست ولی خوشحالم که آن یادداشت چاپ شده در این تیراژ. اتفاقا قدرت آن یادداشت به صمیمیت اش بود. حق می‌دهم به شما که نخواهید با جمعیتی به تعداد خواننده های همشهری صمیمی بشوید ولی آن یادداشت عالی بود. مطمئنا هر گونه رسمیتی از قدرت آن به شدت می‌کاست. وقتی حرف از قدرت آن یادداشت می‌زنم منظورم تصویر روشنی است که آن سطور و کلمات از مرد بزرگی مثل منوچهر احترامی به دست می‌دهد. و خب چه اشکال دارد؟ بگذارید آن همه خواننده همشهری بدانند توی این دنیا توی همین ایران خودمان هستند آدم‌هایی که مرگ‌شان دیگرانی را که خویشاوند هم نیستند به چه سوگی می‌نشاند. و هستند آدم‌هایی مثل شما که قدر این بزرگی‌ها را می‌دانند...
#4 | شراگيم |
اين همشهری چی ها کلا آدمها را بدجور میچاپند...دو سال پيش هم يک نوشته من را (گزارش سفر با دوچرخه به اصفهان) را بدون اراده و اجازه ما چاپيدند.
اول اينکه امار من رو هم به اون دويست سی صد نفر خواننده وبلاگ اضافه کنید

دوما در هیچ کجای دنیا مثل ایران ندیدیم حقوق ناشر و کلیه مسائل رعایت شود
دی:
کاش یاد بگیرند حتی اگر از دوستان باشند
#6 | نشانه |
سلام قربان.
بنده يادداشت ؛منوچهر احترامی ورپريد؛ را لينک کردم.
راضی باشيد.
يه وقت نشه مثل ماجرای همشهريتون.
البته ما کجا و... :)

ممنون.
يره از اي اداها در نيار. مو كه ميدونوم تو دلت قند آب رفته. ديگه اي فيلما چيه در مياري؟
آقا سایت شما در اراک ما فیلتر شده! امروز می خواستم به سایت شما سر بزنم با خودم گفتم خوبه این سایت فیلتر نیست. آمدم دیدم بله! فکر نمی کردم اینقدر سقم سیاه باشد.
#9 | آرش
ماموتی تبریک . تو مشهد سایتت فیلتره . امیدوارم خودت هم بزودی در جرگه شهدا قرار بدن!!!
سلام محمود خان
برو خدايت رو شكر كن كه يكبار چنين بلايي سرت آمده .چندين يادداشت از من و دكتر در فرارو در دو روزنامه كه چه عرض كنم دزدنامه مردم سالاري و صداي عدالت به عنوان سر مقاله آمده است. اگر از همشهری پيگيری کنی می توانی حداقل حق التحرير ناچيزی بگيری در ضمن به قول خودت مطلب آدم در همشهری بيايد زياد آبرو ريزی نيست اما صدای عدالت و مردم سالاری...حالم از نوشته های خودم بهم خورد. جالب اينکه خبر دزدی مطلب اخيرم در مورد خودسوزی مردی در برابر مجلس را وقتی فهمیدم که اسمم را از زبان مسعود بهنود در بی بی سی شنیدم که می گفت مقاله ای در صدای عدالت نوشته ام که...!
ارسال نظر
نظر:
کد امنيتی: