
آقا نجفی، آیت اللهی که با خودش شوخی می کرد
حدود ده ماه از دوره سربازی را در بخش سیاسی خدمت کردم. آنجا اتاقکی داشتم برای خودم در ته سوله ای که پرت و دنج بود و کتابخانه ای دم دست. فرصت خوبی بود برای مطالعه، اما کمتر کتابی پیدا می شد که باب دندان من باشد. اسمش کتابخانه سیاسی بود اما کمتر کتاب سیاسی بدربخوری در آن یافت می شد. یکبار از سر ناچاری و بی حوصلگی، کتاب “سیاحت شرق و غرب” آقا نجفی را برداشتم. قبلا به واسطه مدرس معارفی که خیلی دوست داشت دانشجویان دانشکده مهندسی را از خدا و فردا بترساند، با سیاحت غرب این آقا نجفی آشنا شده بودم و به نظرم خیلی پرت و خرافی آمده بود. استاد عزیز یکبار با آب و تاب فراوان از انتقال عالِمی به نام آقانجفی به عالم برزخ برایمان گفته بود و بعد نواری را گذاشته بود که گویا چند بازیگر با افکت های خاص، از روی مشاهدات آقانجفی مذکور که در “سیاحت غرب” مکتوب شده بود، ساخته بودند و قرار بود ما را خاضع و خاشع کند. دیگران را نمی دانم ولی تاثیری که آن ماجرا و قیافه ترحم انگیز حضرت استاد روی من گذاشت این بود که آقانجفی، به چشمم یک آخوندِ بازاری بیسوادِ خرافاتی نان به نرخ روزخور آمد!
با چنین تصوری به سراغ سیاحت شرق و غرب رفتم. البته به زودی فهمیدم که من در این کتاب با “سیاحت شرق” آقا نجفی طرف هستم و آن “سیاحت غرب” کذایی که شرح رویایی از آقانجفی و به قلم خود اوست، جزوه کوچکی است که بعدا به ته این کتاب چسبانده شده. اما اصل کاری، سیاحت شرق است که اتوبیوگرافی آقا نجفی قوچانی از بدو تولد تا دوران میانسالی اوست و از جهات بسیاری ارزشمند و تحسین برانگیز.
اما چیزی که بیش از همه توجه من را جلب کرد و به نظرم همین عامل جایگاه یگانه ای به این اتوبیوگرافی می دهد، طنز و شوخ طبعی گیرای نگارنده در توصیف وقایع و موقعیت هاست. به خصوص از آن جهت که آقانجفی، بر خلاف بسیاری از نویسندگان و شاعران کهن ایرانی، هجو و فکاهه و مطایبه را در جهت تحقیر مخالفان و دشمنان خود بکار نمی گیرد. حتی بعکس، بیشتر این شوخی ها و هجاها را درمورد خود و دوستانش استفاده کرده و از این جهت ظریفترین و انسانی ترین نوع طنز را در شرح زندگی واقعی خود بکار می گیرد. این امر به خصوص با در نظر گرفتن سنتی بودن نگارنده و قدمت سیاحت شرق (اواخر دوره قاجار) و نیزموقعیت والای دینی و اجتماعی او در هنگام نگارش این متن (که آیت الله، حاکم شرع و رئیس حوزه علمیه قوچان بوده است) تحسین برانگیز است.
یادداشتهایی از نکات طنزآمیز سیاحت شرق برداشتم و بعدها با استفاده از آنها و مرور دوباره کتاب، مقاله ای درباره طنز خاص آقا نجفی در سیاحت شرق نوشتم که (مطابق معمول با حذفیات) در ویژه نامه طنز مجله خردنامه چاپ شد. در هنگام مطالعه این مقاله در نظر داشته باشید که با گذشت نزدیک به نود سال از انتشار این کتاب و تحولات بسیار در زمینه طنز و شوخ طبعی و بالارفتن سطح تحصیلات و فرهنگ عامه، هنوز که هنوز است هم “شوخی با خود” در جامعه ما جلف و سبک تلقی می شود و همچنان در نظر مردم طبقه متوسط و حتی سطح بالای ایران، طنز آبرومند، طنزی است که برای برملا کردن کژکاری های “دیگران” و بردن آبروی “بدکاران” (عموما سیاستمداران) بکار برده شود. یعنی اصولا طنز به عنوان وسیله ای برای “تخریب” و بردن آبرو و “مسخره کردن” و در مجموع «ابزار خالی کردن دق دلی» شناخته می شود و قاعدتا کسی مگر مجنون و خودآزار باشد که بخواهد با چنین اسلحه مخوفی به سراغ خودش برود!
به خاطر همین برداشت غلط از طنز است که بندرت کسی یافت می شود که تعمدا و بدون هیچ منظور جانبی (مثلا استفاده از شوخی با خود برای طعنه زدن به دیگران) با خود شوخی کرده باشد. در چنین محیطی ست که به رغم شوخ طبعی ذاتی ایرانیان و انعطاف زبانی ما، مثلا هرگز کسی مانند وودی آلن (که شهرتش را از راه استند آپ کمدی هایی بدست آورد که در آنها رو بروی مردم می ایستاد و عادت های زشت خود و خانواده اش را مسخره می کرد و با آنها مردم را می خنداند) در ایران ظهور نکرده است.
با چنین دیدگاهی، به نظر من جایگاه آقانجفی قوچانی، که نه هرگز ادعای ادیب بودن کرده و نه به طنزآوری شناخته می شود اما تعمدا و با بزرگ و کوچک کردن وقایع در اتوبیوگرافی خود، تعمدا خنده سازی کرده منحصر بفرد است. درباره این دیدگاه بعدا بازهم خواهم نوشت؛ فعلا متن مقاله…
فرستاده شده در مقاله | بدون نظر
چه کسی از ابراهیم گلستان نمیترسد؟
مقاله مفصلی نوشته بودم درباره ابراهیم گلستان و مصاحبه اخیر مهدی یزدانی خرم با او. امروز که مجله خردنامه این ماه (بهمن) روی دکه آمد دیدم چاپ شده اما با حذف تقریبا نیمی از آن! البته بعد از تایپ مشخص شده بود که باید مقداری از آن حذف شود و من هم حدود سه هزار کلمه اش را طوری با صرف وقت زیاد طوری حذف کرده بودم که زیاد لطمه ای که به مقاله نخورد، اما بعد از چاپ دیدم که بسیاری از پاورقی های لازم هم حذف شده که خیلی متاسف شدم. حاصل ده روز وقت گذاشتن و بیش از پانزده صفحه خلاصه برداری و چندیدن پاک نویس من شده سه صفحه از مجله، و در حالی که برای نسخه چاپی تمام پاورقی ها را با دقت خلاصه و تعدیل کرده بودم، هیچی از آنها چاپ نشده. افسوس، هرچند که می دانم سردبیر خردنامه برای حفظ همین نیمه از گزند حذف، زحمت بسیاری کشیده…
آن متن خلاصه را می توانید در صفحات میانی مجله بخوانید و متن کامل مقاله را از سایت روزنامه همشهری در ادامه می آورم. اما چون متن کامل چیزی بیش از ۸هزار کلمه است، و خواندن مطلبی با این حجم بر روی وب شاید سخت باشد، فکر می کنم بهتر باشد چکیده ای از این مقاله را اینجا بیاورم تا خواننده بعد از خواندن آن تصمیم بگیرد که اصل مقاله به خواندنش می ارزد یا نه.
این مقاله نقدی است بر ادبیات و نوع نگاه ابراهیم گلستان نسبت به “آدم ها” و با تکیه بر مصاحبه چاپ شده اخیر با او که توسط مهدی بزدانی خرم و در مجله شهروند امروز منتشر شد. این مصاحبه ارزش خاصی در شناخت ابراهیم گلستان دارد، چرا که اولا بارها و بارها توسط خود او ویرایش شده و ثانیا آنطور که اعلام شده آخرین گفتگوی مطبوعاتی اوست. من سعی کرده ام با آوردن فکت هایی از همین گفتگو، گلستان را نقد کنم، هرچند که اگر آزادانه و با استفاده از منایع گوناگون این کار را می کردم راحتتر بودم.
اول نشان داده ام که گلستان بی دلیل و بی مدرک رفتارهای دیگران را نقد ناعادلانه می کند و در مورد کسانی نظیر شاملو، نصر، منشی زاده، بازرگان و براهنی سخنانی بر لب می آورد که نه مربوط به پرسش های مصاحبه گر است و به گلستان ربطی دارد. بیشتر نوعی متلک گفتن و اتهام زنی ناعادلانه است.
بعد رفتار گلستان در برابر منتقدینش و نقدهای علیه او را بررسی کرده ام و با نقل گفته هایی از او در این نوشته نشان داده ام که گلستان بدترین تحقیر و توهین ها را در حق آنها روا می دارد، اما هرگز حاضر به پاسخگویی نمی شود.
پس از آن با نقل بخش های دیگری از گفته های گلستان نشان داده ام که دایره این تحقیر و توهین ها از محدوده منتقدین شخص گلستان و کارهایش تا حد کل منتقدین آثار هنری و ادبی پیش می رود.
اما در اینجا هم متوقف نمی شود و کل جامعه روشنفکری ایران را دربر می گیرد. بماند اینکه آقای گلستان اصلا چیزی به مفهوم فضای روشنفکری در ایران را قبول ندارد و بجز چند نفری نعدود از رفقای خود، بقیه را فاقد فکر و اندیشه می داند.
در اینجا چون سخن به مدعیات آقای گلستان علیه روشنفکران و به خصوص اتهام زنی ایشان علیه آنها به خاطر انقلابی نبودن و برای مردم کاری نکردن می رسد، به ناچار به بررسی محدود روابط عمیق ایشان با دربار قبل از انقلاب و گسست کامل ایشان با مردم و مملکت در بعد از انقلاب و دوران جنگ می پردازیم.
بعد نگاهی عمیق تر به نوع نگاه گلستان می اندازیم و برخورد بسیار تحقیرآمیز ایشان با روشنفکرانی چون گلشیری و به آذین را –در همین مصاحبه- بررسی می کنیم.
در نهایت به این سخن می رسیم که هر شان و پایگاهی که گلستان در ادب و هنر معاصر ایران داشته باشد، هیچکدام مجوزی برای اعمال و رفتار غیر اخلاقی و نوع نگاه فاشیستی او به مردم نمی شود. البته آقای گلستان – مثل همه صاحبان چنین دیدگاهی- مستقیما مردم را نشانه نمی گیرد و اتفاقا نقدش علیه دیگران با دستاویز مردم است، اما آنچه مهم است این است که این نگاه ضد انسانی، با محمل جایگاه ادبی و هنری او توجیه و تبلیغ می شود. هرچند که در تاثیر گذاری و حقی که گلستان بر سینما و ادبیات ایران دارد هم غالبا غلو می شود و سازنده دو فبلم بلند و چهارفیلم مستند و نویسنده چند قصه کوتاه و بلند، که سی سال است از او جز فحاشی و رجزخوانی اثرجدیدی زاده نشده اگر در کنار کسانی چون بیضایی و شاملو و کیارستمی و مهرجویی قرار بگیرد که هم سابقه درخشانی دارند و هم لاینقطع به کار مشغول بوده اند، جلای چندانی نخواهد داشت.
اما با فرض قبول تمام غلوهایی که درباره جایگاه والا و اثرگذاری غیرقابل قیاس گلستان می شود، باز هم اصل ماجرا توفیری نمی کند. نگاه فاشیستی، رفتارضدانسانی، هتاکی و پرده دری که در رفتارها و گفتارهایی چون تحقیر اشخاص و توهین به روشنفکران و زیرسوال بردن رفتارهای شخصی دیگران و اتهام زنی های قابل پیگرد آقای گلستان به وضوح و دفعات نمود می یابد، نه فقط با روشنفکری و عالم و هنرمند و باسواد بودن آقای گلستان تطهیر نمی شود بلکه با درنظر گرفتن این خصوصیات کار خرابتر و خطر بالقوه گلستانیسم آشکارتر می شود.
بخصوص در این زمانه و در میان نسلی که از تکرار و تعارف و ریا خسته شده است، هتاکی را به جای صراحت جا زدن و بازی با حرمت آدم ها را به شجاعت منسوب کردن و پرهیز از هر گفتگو نقدی را به جایگاه والا ربط دادن…
چکیده را زیاد بلند نکنم. اصل مطلب را بخوانید.
***********************************************
چه کسی از ابراهیم گلستان نمیترسد؟
نقدی بر گفتوگوی اخیر گلستان با شهروند امروز
محمود فرجامی
گفتوگوی مفصل مهدی یزدانیخرم با ابراهیم گلستان که در «شهروند امروز» شماره۶۳ (شانزدهم دی ۱۳۸۶) به چاپ رسید، از زوایای گوناگون قابل نقد و بررسی، و بسیار تاملبرانگیز است. زبان گلستان در این گفتوگو، همچون گفتوگوی پیشین او با پرویز جاهد (نوشتن با دوربین) تند و صریح است و بهخصوص آنجا که درباره آدمهای شناختهشده نظر میدهد، جنجالی. پس از انتشار «نوشتن با دوربین»، نقدهای پراکندهای درباره محتوای آن کتاب و شخص ابراهیم گلستان در رسانههای گوناگون منتشر شد که منتقدین در آنها با نگاهی به «نوشتن با دوربین» و استفاده از سایر منابع، اشکالاتی به مدعیات و لحن گلستان وارد کرده بودند که تقریبا به هیچکدام از آنها پاسخی مناسب و منطقی داده نشد.
در این نوشتار قصد دارم مصاحبه اخیر مهدی یزدانیخرم با ابراهیم گلستان که در کتابچه ضمیمه شهروند امروز و با عنوان «ضد خاطرات» منتشر شده است را بررسی کنم؛ منتها نه به شیوه سایرین، بلکه با واکاوی دقیق اظهارات آقای گلستان در همین مصاحبه. آنگونه که یزدانیخرم در مقدمه نوشته است، این گفتوگو بارها و بارها مورد بازبینی و ویرایش دقیق آقای گلستان قرار گرفته است و از این رو هرچند در قالب گفتوگوست اما عاری از تسامحات و بیدقتیهای معمولی است که در پیادهسازی و انتشار یک گفتار پیش میآید. علاوه بر آن اعلام شده است که این آخرین گفتگوی آقای گلستان خواهدبود و از اینرو اهمیت خاصی نسبت به سایر گفتگوهای ایشان دارد.
تقریبا تمام ارجاعات این متن، فقط به همان گفتوگوست و متنهای داخل گویمه عینا بازنویسی شدهاند که در انتهای هر یک، شماره صفحه آنها آمده است.
گلستان و حریم آدمها
آقای گلستان آدم تند و صریحی است. این را همه میدانند و البته شاید به عنوان یک خصوصیت فردی چندان مهم نباشد اما جالب اینجاست که هرچقدر این تندی و صراحت بیشتر به سمت عصبانیت و پرخاشگری پیش میرود، طرفداران ایشان بیشتر میکوشند تا آن را با صراحت و صداقت و روح هنرمندانه گلستان توجیه کنند و آنهایی که از او انتقاد میکنند را به داشتن «سوءتفاهم و ناآگاهی و حسادت و ذهنمتورم و صدای بیمار و روابط شخصی ناسالم» متهم میکنند. (نگاه کنید به مقدمه مهدی یزدانیخرم در صفحات ۲ و ۳) خود آقای گلستان هم البته معتقد است «وقتی در خمیره یا بارآمدنت تقلب و خفض جناح و تمرین و نکبت و اینجور چیزها نباشد» نتیجه چنین میشود.
اما این، همهء واقعیت نیست و اعتراض های که بر انتقادهای آقای گلستان میشود فقط از سر محافظهکاری و حفظ منافع و پرهیز از حقیقت یا بتسازی از کسانی که ایشان به آنها حمله می کند، نیست؛ این سوءتفاهم یا تهمتی نارواست. بحث بر سر این نیست که چرا آقای گلستان در مورد فلان شاعر یا نویسنده مشهور میگوید بلد نبود، سواد نداشت، بد مینوشت… قطعا آقای گلستان بهعنوان یک هنرمند و نویسنده صاحب سبک و مشهور- و حتی اگر این هم نباشد – میتواند در مورد هر کسی چنین نظری بدهند و کسانی که تاب چنین نظراتی را ندارند، به کیش شخصیت دچارند و مشغول بتسازیاند.
گلستان سینما را خوب میشناسد؛ پس اگر معتقد است فیلمی خوب یا بد است، نظرش شنیدنی و قابل تأمل است (هرچند ممکن است درست نباشد). مشکل در اینها نیست؛ مشکل در آنجاست که آقای گلستان به تهمتزنیهای بیجا و خارج از موضوع میپردازد و با توهین و تحقیرهای بیمورد و بعضا با دخالت در حریم خصوصی و نیمهخصوصی افراد، نقد اثر و مؤثر را درهم میآمیزد. به این نمونهها که همگی از یک گفتوگوی ۳۳صفحهای جمعآوری شدهاند توجه کنید:
۱- گلستان در مورد سید حسین نصر- یکی از بزرگترین فیلسوفان معاصر و از سنتگرایان مشهور جهان- با طعنه میگوید: «این آقای نصر با تمام اطلاعاتی که دارد، این اطلاعات را به حد یک نوع چیزها یا در جهتهای دیگر بهکار میبرد». (ص۴)
۲- گلستان، مهدی بازرگان را «یکی از بیاطلاعترین آدمهایی که بودند» توصیف میکند و چند بار (ص۱۱) از لفظ «دربار» برای توصیف (یا تحقیر؟) اطرافیان بازرگان در ماجرای ملیشدن صنعت نفت استفاده میکند.
۳- گلستان در مورد شاملو- در پاسخ به سؤالی که ربطی به شاملو ندارد- ضمن اینکه او را به سوءاستفاده از دسترنج دیگران در ترجمهها متهم میکند، میگوید: «آیا آن رفتاری که با طوسی حائری کرد درست بود؟ تمام سکوی پرش شاملو ترجمههایی است که طوسی حائری کرده است. طوسی این کارها را برای او میکرد. طوسی از سال ۱۳۱۸، ۱۳۱۹ در مجله اطلاعات هفتگی، ترجمههای درخشان فرانسه چاپ میکرد. درس خوانده بود، زبان میدانست. بعد هم شاملو او را از خانه بیرون میکند». (ص۱۱)
۴- گلستان، منشیزاده را «آدم فاشیستی» توصیف میکند (در پاسخ به پرسشی که ربطی به هیچکدام ندارد: «در قصههای شما هم چنین چیزی وجود دارد؛ اینکه کودکان در حال نگاه کردن هستند») و آن هم در جایی که بحث درباره شاملوست و گلستان در ۳-۲جمله میخواهد بگوید که شاملو «گیلگمش» را که دکتر منشیزاده خوب ترجمه کرده بود، بازنویسی کرد و به اسم خودش منتشر کرد. (ص۱۱)
۵- از نظر گلستان، یکی از کسانی که میتوانست بفهمد و واقعا میفهمید، پرویز داریوش بود که البته او هم «مشغول پرت و پلا گفتن» شد. (ص ۲۰)
۶- در مورد رضا براهنی میگوید: «اگر براهنی به چرت و پرتهایی که میگفت اعتمادی داشت، اصلا چرا این شکلی کار میکرد؟ میخواست برود وردست سیمین بشود. مدام مجیز شوهر سیمین را میگفت، همیشه تملق سیمین را میگفت تا سیمین به عنوان وردست خودش در دانشگاه کاری برایش بکند». (ص۲۵)
۷- گلستان در پاسخ کوتاهی که به پرسشی درباره سکوت خود در سالهای اخیر میدهد، دانشنامه ایرانیکا را هم بینصیب نمیگذارد: «هنر برای ضخیم کردن مجموع هیچ تاریخ و «دانشنامه»ای اعم از «جابلقائیکا» یا «بابلسائیکا» یا «ایرانیکا» یا «تیغ زنیکا»- که این دو آخری یکی هستند- درست نخواهد شد». (ص۳۰)
اینها فقط بخشی از حملات تند آقای گلستان به دیگران است که چون مطلقا نه ربطی به آقای گلستان و نه ربطی به پرسشهای گفتگوگر داشته، در اینجا آوردمشان والا حدیث از این مفصلتر است. ضمن اینکه در بازنویسی و ویرایشهای متعددی که در طول ماهها روی این گفتوگو انجام گرفته، به راحتی امکان حذف یا تعدیل آنها وجود داشت اما آقای گلستان این کار را نکرده و در نتیجه نه از باب حرفهای زائدی که در یک گفتوگو پیش میآید، هستند و نه از باب تسامح گفتوگوگر؛ اینها نظراتی هستند که آقای گلستان روی گفتن و نوشتن آنها تعمد و ابرام داشته است.این قبیل حرفها نه نقدند و نه جواب نقد؛ اتهامزنی و تحقیرهای بیموردی هستند که به صرف بزرگ و فهمیده و صریح بودن هیچ گویندهای قابل توجیه نیستند؛به خصوص اگر گوینده این حرف ها همانی باشد که در مورد ادعای رابطه داشتنِ شخص دیگری با شاعرهای در گذشته- که هیچکدام کوچکترین نسبت قانونیای با گلستان نداشته- به شدت عصبانی و پرخاشگر میشود.(۱)
گلستان و منتقدین
از نظر ابراهیم گلستان تمام آنهایی که به کارهای او- و بهخصوص آثار سینماییاش- ایراد گرفته و میگیرند، مشتی آدم حقیر و زبون و ضعیف و حسود و را مانده و بیسوادند و دراین زمینه هیچگاه از قیود استثنا استفاده نمی کند. سر و صدا و نقد و ایراد آنها برای در حکم «عوعو کردنها»یی است که برای گلستان نه مهم است و نه فرقی میکند. (ص۲۷)
از نظر گلستان، هیچکدام از این نقدها نقد نیست و «یک شاهد و مدرک یا کلام منطقی» در آنهایی که ادعای نقد آثار وی را دارند یافت نمیشود بلکه اینها «نالههای حسرت تهمانده از آرزوهای واماندهست». (ص۳۱)
آقای گلستان هرچند که بارها در این گفتوگو تاکید میکند قصد پاسخگفتن به منتقدان و نقدهایشان را ندارد اما حجم بزرگی از همین گفتوگو را صرف تحقیر و توهین به آنها کرده است و حتی در انتهای گفتوگو، بخش بزرگی را به صورت مکتوب به این امر اختصاص داده است که به خاطر طولانی بودن، یزدانیخرم نشر کامل آن را به کتابی حواله کرده است.
آقای گلستان که خودش در همین گفتوگوها دهها بار به نقد بجا و بیجای سایر هنرمندان و روشنفکران- عمدتا بدون «شاهد و مدرکی» که او از منتقداناش طلب میکند- پرداخته است و حتی از تقبیح بعضی رفتارهای نیمهخصوصی آنها هم فروگذار نکرده است. او منتقدان خود را به سگهایی تشبیه میکند که در سرزمینی که سنگها را بستهاند، رها شدهاند و ادعا میکند که هرگز دندان به پای سگ نمیبرد. (ص۳۳)
اما معلوم نیست چنین آزادهمردی که ادعا میکند اگر تیغ هم بر سرش بزنند دندان به پای سگ نمیبرد چرا هزاران کلمه در وصف «بیشعوری و بیسوادی و شهوت خودنمایی و حقارت و عقدهای بودن و دلقکی و جاهطلب بودن و نکبت و چرت و پرت گفتن و حسادت…» منتقداناش -و عموما در پاسخ به پرسشهایی که ربط چندانی به منتقدان ندارند- به کار میبرد.
فرستاده شده در مقاله | بدون نظر
حاج منصور فقط نوک کوه یخی ست که به طرفمان می آید!
راستش اÛÙ Ø±ÙØ²Ùا Ø¢ÙÙØ¯Ø± از Ø§ÙØ¶Ø§Ø¹ Ø³ÛØ§Ø³Û ٠اجتÙ
Ø§Ø¹Û ÙØ§Ø§Ù
ÛØ¯ Ù Ø¯ÙØ²Ø¯Ù اÙ
ک٠دست ٠دÙÙ
ØØªÛ Ø¨Ù Ø®ÙØ§ÙØ¯Ù Ø±ÙØ²ÙاÙ
Ù ÙÙ
ÙÙ
Û Ø±ÙØ¯ Ú٠برسد ب٠ÙÙØ´ØªÙØ ÙÙÛ Ø¯Ø± Ù
ÙØ±Ø¯ اÛÙ Ù
Ø§Ø¬Ø±Ø§Û Ø§Ø®ÛØ±Û ک٠سر Ø§Ø¸ÙØ§Ø±Ø§Øª Ù
ÙØµÙر Ø§Ø±Ø¶Û Ù¾ÛØ´ Ø¢Ù
د Ø¯Ø±ÛØºÙ
Ù
Û Ø¢ÛØ¯ ÚÙØ¯ ÙÚ©ØªÙ Ø§Û Ø±Ø§ ÙÙÙÛØ³Ù
.
Ù
اجرا را Ú©Ù ÙØ§Ø¨Ø¯ Ù
Û Ø¯Ø§ÙÛØ¯. ØØ§Ø¬ Ù
ÙØµÙر در Ù
ÛØ§ÙÙ Ø¯Ø¹Ø§Û Ø¹Ø±Ù٠اÙ
Ø³Ø§ÙØ Ø¨Ù ÙØ§ÙÛØ¨Ø§Ù ØÙ
Ù٠کرد٠٠ا٠را با عÙ
ر سعد Ù
ÙØ§ÛØ³Ù Ú©Ø±Ø¯Ù Ù Ø´ÙØ±Ø¯Ø§Ø±Û ØªÙØ±Ø§Ù را با جÙÛ Ø·ÙÛÙ٠رÛ. تا اÛÙØ¬Ø§Û کار ÚÛØ² ÚÙØ¯Ø§Ù Ø¹Ø¬ÛØ¨Û ÙÛØ³Øª ک٠اÛÙ ØØ¶Ø±Øª Ø§Ø±Ø¶ÛØ از ساÙÙØ§ ÙØ¨Ù سابÙÙ Ø§Ø¸ÙØ§Ø± ÙØ¸Ø±ÙØ§Û Ø§ÛÙÚÙÛÙÛ Ù Ø¨Ø³Û ØªÙØ¯ØªØ± از اÛ٠را داشت. Ú٠در Ø¯ÙØ±Ø§Ù ÙØ§Ø´Ù
Û Ù ØÙ
Ù٠اش ب٠کارگزارا٠٠دختر ÙØ§Ø´Ù
Û Ù Ú٠در Ù
Ø§Ø¬Ø±Ø§Û Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨Ø§Øª دÙÙ
خرداد Ù Ú٠بعد از آ٠در ØÙ
ÙÙ ÙØ§Û Ù
کررش Ø¨Ù Ø§ØµÙØ§Ø Ø·ÙØ¨Ø§Ù. پس در ÙÙØ³ Ù
اجرا ÚÙØ¯Ø§Ù تØÙÙÛ Ø§ØªÙØ§Ù ÙÛÙØªØ§Ø¯ÙØ ÙÙØ· تخÙ
عطاÙÙÙ Ù Ù
Ø±ØºÙ ÙØ§Ø¦Ø²Ù در گذر اÛÙ Ø§ÛØ§Ù
Ø´Ø¯Ù Ø´ØªØ±Ù ÙØ§ÙÛØ¨Ø§Ù!
ÙÚ©ØªÙ Ø§Û Ú©Ù Ù Ù٠است Ù ÙØ³Ø¨ØªØ§ ٠غÙÙ٠اÛ٠است ک٠اÛ٠٠اجرا ٠ا٠ثا٠آ٠ÙÙØ· در ØÚ©Ù سر Ú©ÙÙ ÛØ®Û ست ک٠از آب Ø¨ÛØ±Ù٠است ٠اÛÙ Ø§ÙØ¯Ú©Û Ú©Ù Ø¯ÛØ¯Ù Ù Û Ø´ÙØ¯Ø در ØÚ©Ù ÙØ´Ø§ÙÙ Ù ÙØ±Ø§ÙÙÛ ÙØ±Ø§Ø³ Ø¢ÙØ± از ÙØ§Ø¬Ø¹Ù Ø®Ù٠اÙÚ¯ÛØ²Û است ک٠در Ø²ÛØ± Ù Ø¸ÙØ± Ø¢Ù ÙÙØ§Ù است. سر اÛÙ Ú©Ù٠را ÙÙ Ù Û ØªÙØ§Ù Ø¨Ø±ÛØ¯ Ù Ù٠اÛÙکار ÙØ§ÛØ¯Ù Ø§Û Ø¯Ø§Ø±Ø¯Ø Ø¨Ø§ÛØ¯ ب٠Ùکر Ú©Ù Ø¢Ù Ø¨ÙØ¯. ÚØ·Ùر Ø¨ÙØ¬Ùد Ø¢Ù Ø¯Ø ÚØ±Ø§ Ø±ÙØ§Ù Ø´Ø¯Ø Ø¨Ù Ú©Ø¯Ø§Ù Ø³Ù Ù Û Ø±ÙØ¯Ø ÚÙ Ù Û ØªÙØ§Ù با آ٠کردØ
Ù¾ÛØ´ از ÙØ± ÚÛØ² ٠٠باز Ù٠تکرار Ù Û Ú©Ù٠ک٠اگر Ù Ø«ÙØ§ اÙÙÙØ§Ø¨ Ø§ÛØ±Ø§Ù – در ÛÚ© برآÛÙØ¯ Ú©ÙÛ- Ø±ÙØØ§ÙÛÙ٠را ٠صدر Ú©Ø§Ø±ÙØ§ Ú©Ø±Ø¯Ø Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨ اØÙ Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ Ø¨Ù Ø±ÛØ§Ø³Øª ج٠ÙÙØ±Û اÙÙÙØ§Ø¨ دÙÙ Û Ø³Øª Ú©Ù Ù Ø¯Ø§Ø ÙØ§ را دست Ø¨Ø§ÙØ§ Ù Û ÙØ´Ø§Ùد. در ÙÙ Ø§Ù Ø§ÛØ§Ù پس از ÚÙØ§Ø±Ù ØªÛØ± ۸۴ کذاÛÛ Ù٠در ÛØ§Ø¯Ø¯Ø§Ø´ØªÛ اÛÙ Ù ÙØ¶Ùع را ÙÙØ´ØªÙ ٠از ج٠Ù٠در Ø¢Ù Ø§Ø´Ø§Ø±Ù Ú©Ø±Ø¯Ù Ø¨ÙØ¯Ù ک٠اگر ÛÚ© ز٠اÙÛ ÙÙØÙ Ø®ÙØ§Ù Ù¾Ø§Ù ÙØ¨Ø±Û Ù Ù Ø¬ÙØ³ گر٠کÙ٠آخÙÙØ¯ Ø¨ÙØ¯Ø ÚÙØ¯ ساÙÛØ³Øª ک٠اÛ٠رابط٠برعکس Ø´Ø¯Ù Ù Ø§ÙØ® . ÙÙÙØ² ÙÙ Ùکر Ù Û Ú©Ù٠آ٠تØÙÛÙ٠درست Ø¨ÙØ¯Ù ٠ب٠برکت اÛÙ ÙÛÙÚ©ÙØ§Û ٠ستÙÛÙ Ø Ù Û ØªÙØ§Ù آ٠را Ø¯ÛØ¯ Ù Ø§Û Ø¨Ø³Ø§ ارزش Ù¾ÛØ´Ú¯ÙÛØ§ÙÙ Ù٠داشت٠باشد!
در اÛ٠د٠ساÙÛ Ú©Ù Ú¯Ø°Ø´Øª Ù Ù Ø§ÙØ¨ØªÙ ÚÛØ²ÙØ§Û Ø¨ÛØ´ØªØ±Û Ø¯ÛØ¯Ù Ù Ø´ÙÛØ¯Ù Ù Ø®ÙØ§Ùد٠ا٠. Ù Ø«ÙØ§ Ú©Ù Ú© ÙØ§Û Ù ÛÙÛØ§Ø±Ø¯Û Ø´ÙØ±Ø¯Ø§Ø±Û ØªÙØ±Ø§Ù در Ø¢Ù Ø§ÛØ§Ù Ø¨Ù Ø¨Ø±Ø®Û ÙÛØ§Øª ÙØ§Û خاص Ù Ø°ÙØ¨Û Ù Ø¨Ù Ù Ø¯Ø§Ø ÙØ§Û Ù٠س٠-Ú©Ù Ø¨Ø¹Ø¶Û Ø¨Ø§ Ø§ÙØªØ®Ø§Ø± Ø³ÙØ¯ Ø´Ø¯Ù Ø§ÙØ¯ Ù Ø¨Ø³ÛØ§Ø±Û ØµØ§ØØ¨ ÙØ§Ø±Ø§Ø¶Û ÙØ±Ø¨Ù اÙÛ Ø§ÙÙÙØ ÙØ¨Ù- Ù ÙÛØ² Ú©ÛØ³Ù Ú¯Ø´Ø§Ø¯Ù Ø³Ø§Ø²Ù Ø§Ù ÙØ±ÙÙÚ¯Û ÙÙØ±Û ÙÙØª Ú©Ù Ø¨Ù Ø¬Ø§Û ÚÛÚ¯ÙÙ Ø¨Ø§Ø²Û ÙØ§ÛÛ Ù Ø«Ù Ø³ÛÙ٠ا ٠تئاتر Ù Ù ÙØ³ÛÙÛ Ù ÙÙØ§Ø´ÛØ Ù ÛÙÛØ§Ø±Ø¯Ùا تÙ٠ا٠را Ø¨Ù ØµØ±Ù Ø§Ø¯Ø¹Ø§Û Ù ÙØ¹Ùد Ø´ÙØ§Ø³ÛØ Ø¨Ø±Ø§Û Ù ÙØ³Ø³Ø§ØªÙ اÛÙÚÙÛÙÛ Ø¯Ø± ÙÙ Ù ØªÙØ±Ø§Ù ٠اصÙÙØ§Ù Ù Ù Ø´ÙØ¯ صر٠کرد٠٠ÙÙ ÚÙÛÙ ÙÙ Ø³Ù Ú©Ø±Ø¯Ù Ø§Ù Ú©Ø§ÙØ§Øª Ø²ÛØ¨Ø§Ø³Ø§Ø²Û ٠٠بÙÙ Ø§Ù Ø´ÙØ±Û با Ø³ÙØ§Û٠خراÙÛ ØªØ±ÛÙ Ø§ÙØ´Ø§Ø± Ø¬Ø§Ù Ø¹Ù Ù Ø¹Ù Ø±Ú©Ø´Ø§Ù Ú¯ÛØ±Ø§Ù Ù "ØØ³Û٠اÙÙÙÛ"ÙØ§Ø ÙÙØ· ÚÙØ¯ ÙÙ٠از Ú©Ø§Ø±ÙØ§Û Ø¢ÙØ§Ûا٠در Ø§ÛØ§Ù ÛØ³Øª Ú©Ù ØªÙØ±Ø§Ù را در دست Ø¯Ø§Ø´ØªÙØ¯.
Ø§ÙØ¨ØªÙ اÛÙک٠با کداÙ
Ù
Ø¬ÙØ² ÙØ§ÙÙÙÛ Ù Ø§Ø®ÙØ§ÙÛ Ù ØØªÛ Ø´Ø±Ø¹ÛØ Ù¾ÙÙÛ Ú©Ù Ù
ا٠Ù
ردÙ
اÛÙ Ø´ÙØ± بزرگ است صر٠ÚÙÛÙ Ú©Ø§Ø±ÙØ§ÛÛ Ø´Ø¯ÙØ از Ø¢Ù Ù
ÙÙÙØ§ØªÛست ک٠در ÙØ±Ù
ÙÚ¯ درخشا٠Ù
ا جز٠دست٠"ØµÙØ§Ø Ù
Ù
Ùکت Ø®ÙÛØ´ Ø®Ø³Ø±ÙØ§Ù داÙÙØ¯" است! ÙÙ
ÛÙØ·Ùر است ÙØ¶ÙÙÛ Ø¯Ø± باب اÛÙک٠اÛÙ ÚÙ ÙÙØ§Ø¯ÙØ§Û Ù
ردÙ
Û Ù Ø®ÙØ¯Ø¬ÙØ´ Ù ØºÛØ±ÙØ§Ø¨Ø³ØªÙ Ø§ÛØ³Øª ک٠تا ØØ±Ù ØªØ§Ø±ÛØ® Ø´ÛØ¹Ù Ù ÙÙØ§Ø¯ÙØ§Û ØºÛØ±Ø¯ÙÙØªÛ Ù
Û Ø´ÙØ¯ ØØ¶Ø±Ø§Øª ب٠آ٠Ù
Û ÙØ§Ø²ÙØ¯Ø Ø§Ù
ا عÙÛ Ø±ØºÙ
اÛÙÚ©Ù ÙØ± سا٠با Ú©Ù
Ú© ÙØ§Û ÙØ§ÙØ¹Û Ù
ردÙ
Ù
راسÙ
Ù
Ø°ÙØ¨Û Ø¨Ù Ø®ÙØ¨Û برپا Ù
Û Ø´ÙØ¯Ø Ù
ÛÙÛØ§Ø±Ø¯Ùا تÙÙ
ا٠از ÙØ²ÛÙÙ ÙØ§Û Ø¬Ø§Ø±Û Ù
Ù
Ùکت Ù Ù¾Ø§ÛØªØ®Øª Ø¨Ø§ÛØ¯ ØµØ±Ù ØØ¶Ø±Ø§Øª Ù
Ø¯Ø§Ø Ù Ø¯Ø³ØªÙ Ø´Ø§Ù Ø´ÙØ¯Ø ÙÙ
ÚÙÛÙ Ø³ÙØ§ÙÙØ§ÛÛ Ø§Ø² اÛ٠دست Ú©Ù ÙØÙÙ ØªÙØ²Ûع اÛÙ Ù¾Ù٠عظÛÙ
در ÙÙØ§Ø¯ÙاÛÛ Ú©Ù Ø§ØµÙÙØ§ سازÙ
اÙÛ ÙØ¯Ø§Ø±Ùد ÚÙ ÙØ³Ø§Ø¯Û ب٠بار Ø®ÙØ§Ùد Ø¢ÙØ±Ø¯ ÙÙ
ب٠Ù
ا ÙÛØ§Ù
دم
٠٠در Ù ÙØ±Ø¯ ÙÛÚکدا٠از اÛÙ Ù Ø³Ø§Ø¦Ù Ø³ÙØ§ÙÛ ÙØ¯Ø§Ø±Ù Ø Ø´Ù Ø§ ÙÙ ÙØ¯Ø§Ø´ØªÙ Ø¨Ø§Ø´ÛØ¯Ø ÚØ±Ø§ ک٠اصÙÙØ§ اÛÙ Ø³ÙØ§Ùات Ù Ø´Ø§Ø¨Ù Ø³ÙØ§Ùات دÛÚ¯Ø±Û ÙØ³ØªÙد ک٠در ÙÙØ§Ûت ب٠ÙÙØ§Ø· ØØ³Ø§Ø³ ٠اساسÛÙ Ú©Ù Ø³ÛØ³ØªÙ Ø¨Ø±Ù Û Ú¯Ø±Ø¯ÙØ¯ ٠اصÙÙØ§ ÙÛÚ Ø³ÛØ³ØªÙ Û Ù٠از اÛÙ Ù ÙØ¶Ùع Ø®ÙØ´Ø´ ÙÙ Û Ø¢ÛØ¯.
ØØ±Ù Ù
٠دربار٠اÛ٠است Ú©Ù Ø´ÙØ±Ø¯Ø§Ø± Ø³Ø§Ø¨Ù Ù Ø§Ø¹ÙØ§Ù Ù Ø§ÙØµØ§Ø±Ø´ با ارتباط ٠تعاÙ
٠سازÙ
Ø§Ù ÛØ§Ùت٠دÙÛÙÛ ØªÙØ§ÙØ³ØªÙØ¯ شبک٠(ÛØ§ بزرگترÛ٠شبکÙ) Ù
داØÛ Ú©Ø´ÙØ± را با Ø®ÙØ¯Ø´Ø§Ù ÙÙ
گاÙ
Ú©ÙÙØ¯ ٠ب٠اÛÙ ØªØ±ØªÛØ¨ سررشت٠Ù
ÙÙØ¯Ø³Û Ù ØØªÛ شستشÙÛ Ø§Ùکار بخش ÙØ³ÛØ¹Û Ø§Ø² Ù
تدÛÙÛÙ Ú©Ø´ÙØ± را ب٠دست Ø¨Ú¯ÛØ±Ùد.
Ù
Ø¯Ø§ØØ§Ù اÙÙÛÙ ÙØ¸ÛÙ٠شا٠ب٠غÙÛØ§Ù Ø¯Ø±Ø¢ÙØ±Ø¯Ù Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§Øª Ù
ردÙ
است Ù ÚÙ ÙØ±ØµØªÛ Ø¨ÙØªØ± از اÛÙÚ©Ù Ø¨ØªÙØ§Ù اÙÙØ§Ø¦Ø§Øª Ø³ÛØ§Ø³Û را در ÙÙگاÙ
Û Ú©Ù Ù
ردÙ
با Ù
ÛÙ Ø®ÙØ¯Ø Ø¹ÙØ§Ø·Ù Ù Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§ØªØ´Ø§Ù را دست Ø¯ÙØ³ØªØ§Ù Ø¯Ø§Ø¯Ù Ø§ÙØ¯Ø Ø¨Ø§ÙØ±Ø§ÙØ¯Ø Ø¨Ù Ø®ØµÙØµ اگر ÙØ§ÙÙ Ø§Û Ø§Ø² خاص Ø¨ÙØ¯Ù Ù ØªÙØ¯Ø³ Ù ÙØ¸Ø± Ú©Ø±Ø¯Ù Ø¨ÙØ¯Ù Ø¨Ù Ø¯ÙØ± Ø¯ÙØ³ØªØ§Ù٠تÙÙÛ٠گر تÙÛØ¯Ù Ø´Ø¯Ù Ø¨Ø§Ø´Ø¯Ø Ø¢Ù ÙÙ
در ÙØ¶Ø¹Ûت ÛÚ© باÙ
٠د٠ÙÙØ§ÛÛ Ú©Ù Ø¨Ø§ (Ø³ÙØ¡Ø!) Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù از شعار٠رسÙ
Û٠عدÙ
جداÛÛ Ø¯Û٠از Ø³ÛØ§Ø³ØªØ ÛÚ© سخÙÙØ± Ù
Ø°ÙØ¨Û Ù
Û ØªÙØ§Ùد ÙÙ
ÚÙÙ ÛÚ© سخÙÚ¯ÙÛ ØØ²Ø¨Û از Ø³ÛØ§Ø³Øª ØØ±Ù Ø¨Ø²ÙØ¯Ø اÙ
ا Ù¾ÛÚ¯ÛØ±Û ØÙÙÙÛ Ù ØØªÛ Ø´Ø±Ø¹Û Ù
Ø¯Ø¹ÛØ§Øª ٠تÙÙÛÙ ÙØ§ ٠تÙÙ
ت ÙØ§ÛØ´ در ØÚ©Ù
بر سر دار کرد٠Ù
ÙØµÙر است!
Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù از Ø´Ø¨Ú©Ù ÙØ§Û Ù Ø°ÙØ¨Û Ø¨Ø±Ø§Û Ù¾ÛØ´Ø¨Ø±Ø¯ Ø§ÙØ¯Ø§Ù Ø³ÛØ§Ø³Û Ø§ÙØ¨ØªÙ از Ø§Ø¨ØªØ¯Ø§Û Ø§ÙÙÙØ§Ø¨ سابÙÙ Ø¯Ø§Ø±Ø¯Ø Ø§Ù Ø§ ÙÛÚگا٠اÛÙÙØ¯Ø± Ø³Ø§Ø²Ù Ø§Ù ÛØ§ÙØªÙØ Ù¾Ø±ÙØ²ÛÙÙØ ØªÙØ¯Ø±ÙاÙÙ Ù ÙÛØ±Ø§Ùگر ÙØ¨Ùد٠است. Ø¨Ù Ø®ØµÙØµ اÛÙک٠اØÙ Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ Ù ÛØ§Ø±Ø§ÙØ´ – Ú©Ù Ú٠در Ø¯ÙØ±Ø§Ù Ø´ÙØ±Ø¯Ø§Ø±Û Ù ÚÙ ÙØ¨Ù از آ٠با ÙÙ Ø¨ÙØ¯Ù Ù ÙØ³ØªÙد- Ù٠درک Ø¯Ø±Ø³ØªÛ Ø§Ø² اÙکار ع٠ÙÙ Û ÙØ´Ø± Ù Ø°ÙØ¨ÛÙ ÙØ±Ùدست Ø¬Ø§Ù Ø¹Ù Ø¯Ø§Ø±ÙØ¯ Ù ÙÙ Ø®ÙØ¯ اØÙ Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ در Ø¨Ú©Ø§Ø±Ú¯ÛØ±Û رساÙÙ ÙØ§ Ù Ø¨Ø§Ø²Û Ø¯Ø§Ø¯Ù Ø±Ø³Ø§ÙÙ Ø§Û ÙØ¨Ùغ ØÛرت اÙÚ¯ÛØ²Û دارد.
ÙØ±Ø§Ù
ÙØ´ ÙÚ©ÙÛÙ
ک٠اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯Û با رساÙÙ Ø§Û Ø¨Ù ÙØ§Ù
تÙÙÛØ²ÛÙ٠ک٠در Ù
عرض Ø¯ÛØ¯ ÙÙ
گا٠است Ù Ø¨Ø³ÛØ§Ø±Û از Ù
Ø®Ø§Ø·Ø¨Ø§ÙØ´Ø Ù
خاطب Ø³Ø§ÛØ± رساÙÙ ÙØ§ ÙØ³ØªÙØ¯Ø ØªÙØ§Ùست٠است Ø®ÙØ¯ ٠دÙÙØªØ´ را Ù
ظÙÙÙ
Ø Ù
ÙØ·ÙÛØ صرÙÙ Ø¬ÙØ ÙØ±Ø§Ø¬ÙاØÛ -Ù Ø®ÙØ§ØµÙ ÙØ± Ø·ÙØ± Ú©Ù Ø®ÙØ¯ Ø®ÙØ§Ø³ØªÙ- ÙØ´Ø§Ù Ø¯ÙØ¯. ا٠ÙÙ
ا٠ابرÙ
رد رساÙÙ Ø§Û Ø§Ø³Øª Ú©Ù ØªÙØ§Ùست از Ø§ÙØªØ¶Ø§ØÛ Ø¨Ù ÙØ§Ù
ÙØ§ÙØ¹Ù Ø¯Ø§ÙØ´Ú¯Ø§Ù Ú©ÙÙ
Ø¨ÛØ§ ب٠Ù
دد Ø¨Ø§Ø²Û ÙØ§Û رساÙÙ Ø§ÛØ ÚÙØ§Ù ØÙ
Ø§Ø³Ù Ø§Û Ø¨Ø³Ø§Ø²Ø¯ Ú©Ù Ù
خاÙÙØ§Ù Ø®ÙØ¯ را ÙÛØ² ÙØ§Ø¯Ø§Ø± Ø¨Ù ØªØØ³ÛÙ Ú©ÙØ¯… ٠طبعا Ø¢ÙÙØ§ÛÛ Ú©Ù Ø¯Ø± ØØ¶Ùر عÙ
ÙÙ
Ù Ø§ØºÛØ§Ø± ÚÙÛÙ Ù
Ø§ÙØ±Ø§Ù٠عÙ
Ù Ù
Û Ú©ÙÙØ¯Ø با رساÙÙ Ø§Û Ø®ØµÙØµÛ تر Ù Ù
خاطباÙÛ Ø®Ø§ØµØªØ± ٠در ØØ§ÙØ§ØªÛ Ù
Ø®ØµÙØµØ ÛØ¹ÙÛ Ø¨Ø§ Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù از ÙÙ
ا٠ÚÛØ²Û Ú©Ù Ù
٠شبک٠Ù
داØÛ Ù
Û Ø®ÙØ§ÙÙ
Ø´Ø Ø¯Ù ÙØ§ ٠بÙÚ©Ù ØµØ¯ÙØ§ برابر Ù
خاطباÙÙ "د٠دادÙ" Ø®ÙØ¯ را Ø¨ÛØ´ØªØ± ØªØØª ØªØ§Ø«ÛØ± ÙØ±Ø§Ø± Ù
Û Ø¯ÙÙØ¯.
خاطرÙ
ÙØ³Øª ک٠در زÙ
Ø§Ù Ø´ÙØ±Ø¯Ø§Ø±Û اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯Ø Ø¨Ø±Ø§Û ÚÙØ¯ Ø±ÙØ²Û ب٠Ù
Ø´ÙØ¯ Ø±ÙØªÙ Ø¨ÙØ¯Ù
. ÛÚ©Û Ø§Ø² Ø¢Ø´ÙØ§Ûا٠ÙÙØª Ú©Ø±Ø¯Ù Ø¨ÙØ¯ Ù Ø¨Ø±Ø§Û Ø±ÙØªÙ ب٠Ù
راسÙ
Ø®Ø§Ú©Ø³Ù¾Ø§Ø±ÛØ با ÚÙØ¯ Ù¾ÛØ±Ù
رد Ù
Ø°ÙØ¨ÛØ ÙÛÙ
Ø³Ø§Ø¹ØªÛ ÙÙ
Ø³ÙØ± شدÙ
. Ø¨ØØ«Ø´Ø§Ù Ø¨Û Ø¬ÙØª Ú©Ø´ÛØ¯ Ø¨Ù Ø´ÙØ±Ø¯Ø§Ø± ØªÙØ±Ø§Ù Ú©Ù "Ù
Û Ú¯ÙÛÙØ¯ Ø®ÛÙÛ Ú©Ø§Ø± Ù
Û Ú©ÙØ¯." Ø¢ÙÙØ§ Ø¢ÙÙØ¯Ø± Ø¬Ø¯Û Ø¯Ø± Ù
ÙØ±Ø¯ Ú©Ø§Ø±Û Ù Ù
Ø®ÙØµ Ù Ø¨Û Ø±ÛØ§ ٠پاک ٠با اÛÙ
Ø§Ù Ø¨ÙØ¯Ù Ù ØØªÛ پرÙÚÙ ÙØ§Û Ø§ÙØ¬Ø§Ù
Ø´Ø¯Ù Ø¨Ù ÛØ¯ با Ú©ÙØ§ÛØªÙ Ø´ÙØ±Ø¯Ø§Ø± ÙÙØª ØµØØ¨Øª Ù
Û Ú©Ø±Ø¯ÙØ¯ Ú©Ù Ú¯ÙÛÛ Ø¯Ø³Øª Ú©Ù
در Ù
ÙØ±Ø¯ ÚÙØ¯ Ø´ÙØ±Ø¯Ø§Ø± ØªÙØ±Ø§Ù تØÙÛÙ ÙØ§Û Ù
Ø¨Ø³ÙØ·Û Ú©Ø±Ø¯Ù Ø§ÙØ¯! در ØØ§ÙÛ Ú©Ù ÙÛÚ Ú©Ø¯Ø§Ù
از Ø¢ÙÙØ§ از Ø§Ø¨ØªØ¯Ø§Û Ø¯ÙØ±Ù Ø´ÙØ±Ø¯Ø§Ø±Û اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ Ø§ØµÙØ§ Ø¨Ù ØªÙØ±Ø§Ù ÙØ±ÙØªÙ Ø¨ÙØ¯Ùد. (٠تاز٠اگر ÙÙ
Ù
Û Ø±ÙØªÙد Ø¨Ø¹ÛØ¯ Ø¨ÙØ¯ پرÙÚÙ ÙØ§ÛÛ Ú©Ù Ø´ÙØ±ÙÙØ¯Ø§Ù ØªÙØ±Ø§ÙÛ ÙØ§Ø¯Ø± Ø¨Ù Ø¯ÛØ¯Ù Ø¢ÙÙØ§ ÙØ¨ÙØ¯ÙØ¯ را Ø¯ÛØ¯Ù Ø¨Ø§Ø´ÙØ¯!)
ت٠٠تÙÛ Ú©Ø§Ø± را Ú©Ù Ø¯Ø±Ø¢ÙØ±Ø¯Ù
Ù
کا٠اÛÙ "Ù
Û Ú¯ÙÛÙØ¯"ÙØ§ Ù
Ø¬Ø§ÙØ³ Ø±ÙØ¶Ù Ù ÙÙØÙ Ø¯Ø±Ø¢Ù
د.
از اÛÙ ÙÙ
ÙÙÙ ÙØ§ Ø¨Ø³ÛØ§Ø± Ø¨ÙØ¯ ٠در ÙÙگاÙ
Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨Ø§Øª Ù Ø¨Ù Ø®ØµÙØµ Ø¢Ù Ù
ÙÙØ¹ Ú©Ù ÙÙØª ØªØ®Ø±ÛØ¨ ÙØ§Ø´Ù
Û Ø±Ø³ÛØ¯Ø ÙØ¯Ø±Øª Ù
Ø®Ù٠اÛÙ Ø´Ø¨Ú©Ù Ø¨ÛØ´ØªØ± ÙÙ
Ø§ÛØ§Ù شد. Ø¢ÙØ¬Ø§ Ú©Ù ÙÙ ÙÙØ· ØØ±Ù
ت ÙØ§Ø´Ù
Û Ú©Ù ØØªÛ Ø±ÙØØ§ÙÛÙ٠بÙÙØ¯ پاÛÙ Ù Ù
ÙØ±Ø¯ تاÛÛØ¯ ÙÙ
Ù Ø¬Ø§ÙØ¨Ù ÙØ¸Ø§Ù
Û ÚÙÙ Ø¬ÙØ§Ø¯Û Ø¢Ù
ÙÛ ÙÙ
شکست٠شد.
با رÙÛ Ú©Ø§Ø± آ٠د٠دÙÙØª ÙÙØ ج٠ÙÙØ±Û ÙØ§ÙØ¹Û ÙÙØÙ Ø®ÙØ§Ù ÙØ§ آغاز شد٠است Ù ØµØ¯ÙØ§ برابر Ø¨ÛØ´ از Ù¾ÛØ´Ø Ù¾ÙÙ Ù Ø§Ù Ú©Ø§ÙØ§Øª در Ø§Ø®ØªÛØ§Ø± اÛ٠گرÙÙ Ú©ÙÚÚ© ÙØ±Ø§Ø± Ú¯Ø±ÙØªÙ است. ØØ§Ùا ÙÙ ÙÙØ· Ù Ø¯Ø§ØØ§Ù در Ø³ÛØ§Ø³ØªÙØ§Û Ú©ÙØ§Ù Ø¯Ø®Ø§ÙØª ÙØ§Û Ø§Ø±Ø´Ø§Ø¯Û Ù Û Ú©ÙÙØ¯Ø بÙک٠دÙÙØª Ø¬Ø¯ÛØ¯ تا Ø¢ÙØ¬Ø§ Ú©Ù ØªÙØ§ÙØ³ØªÙ Ù Ø¯ÛØ±Ø§Ù ٠٠سÙÙÙØ§Ù Ù Ù٠را از Ù ÛØ§Ù "ÙÛØ§ØªÛ"ÙØ§ Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨ Ú©Ø±Ø¯Ù Ù Ù Û Ú©ÙØ¯ ٠اÛÙ ÛØ¹ÙÛ ØªØ§Ø«ÛØ± ٠ستÙÛ٠شبک٠٠داØÛ Ú©Ø´ÙØ± بر Ø³ÛØ§Ø³ØªÙØ§Û Ú©ÙØ§Ù Ú©Ø´ÙØ± Ù Ø§Ø¬Ø±Ø§Û Ø¢ÙÙØ§. گذشت٠از اÛÙ Ú©Ù Ù Ù Ùکت ÙÙ Ø¨Ù ØµÙØ±Øª ÙÛØ§ØªÛ Ø§Ø¯Ø§Ø±Ù Ù Û Ø´ÙØ¯ ٠اÛÙ "Ø³ÛØ³ØªÙ " Ú©Ù Ø¨Ø±Ø§Û Ø¨Ø±Ú¯Ø²Ø§Ø±Û ÛÚ© Ù Ø±Ø§Ø³Ù Ø®ÙØ¯Ø¬ÙØ´ "عادÛ"Ø Ø§Ù Ø§ Ø¨Ø±Ø§Û ØªØ¨Ø¯ÛÙ Ø´Ø¯Ù Ø¨Ù ÙØ±ÙÙÚ¯ کار ٠ادار٠٠٠Ùکت ÛÚ© "ÙØ§Ø¬Ø¹Ù ØªÙ Ø§Ù Ø¹ÛØ§Ø±" Ø§Ø³ØªØ Ø¨Ù Ø³Ø±Ø¹Øª ÙØ±Ø§Ùا٠در ØØ§Ù Ø±ÛØ´Ù Ø¯ÙØ§Ùد٠در ت٠ا٠ارکا٠جا٠ع٠است.
ÙØ§Ø¹Ø¯ØªØ§ Ù
ÙØ¸ÙرÙ
تÙ
اÙ
Ù
Ø¯Ø§ØØ§Ù جاÙ
ع٠ÙÛØ³Øª Ù Ø¨ÛØ´ØªØ± ÙÙ
Û٠شبک٠Ù
Ø¹Ø¯ÙØ¯ اÙ
ا Ø¨Ø³ÛØ§Ø± ÙØ¯Ø±ØªÙ
ÙØ¯ Ø¨Ù Ø³Ø±Ú©Ø±Ø¯Ú¯Û Ø§ÙØ±Ø§Ø¯Û Ù
Ø«Ù ØØ§Ø¬ Ù
ÙØµÙر Ø§Ø³ØªØ ÙØ§Ùا Ø§Û Ø¨Ø³Ø§ ک٠در Ù
ÛØ§Ù اÛÙ ÙØ´Ø± آدÙ
ÙØ§ÛÛ Ø§Ù٠ادب Ù Ø§Ø¯Ø¨ÛØ§Øª Ù Ø§Ø®ÙØ§Ù ÙÙ
Ø¨Ø§Ø´ÙØ¯. ÙÙ
ÙÙÙ Ø¨Ø³ÛØ§Ø± Ø±ÙØ´ÙØ´ ÛÚ©Û Ø§Ø² Ø®ÙØ´ÙاÙ
ترÛÙ Ù
Ø¯Ø§ØØ§Ù Ù
Ø´ÙØ¯Ø Ù
رØÙÙ
ثابت (استادÛ) است Ú©Ù Ø¨ÛØ´ØªØ± از ØµØ¯Ø§Û Ø®ÙØ´Ø ذÙÙ٠شعر Ù Ø´Ø¹ÙØ± ٠ادب Ù Ø¢Ø²Ø§Ø¯Ú¯Û Ø¯Ø§Ø´Øª Ù Ø§ØªÙØ§Ùا ÙØ± ÚÙØ¯ با Ø±ÙØ¨Ø± Ú©ÙÙÙÛ Ø§ÙÙÙØ§Ø¨ رÙÛ٠گرÙ
Ø§Ø¨Ù Ù Ú¯ÙØ³ØªØ§Ù
ÙØ¯ÛÙ
Û Ø¨ÙØ¯Ø اÙ
ا از ÙØ±Ø· Ø¢Ø²Ø§Ø¯Ú¯Û Ù Ø¯Ø± عÛ٠تÙÚ¯Ø¯Ø³ØªÛØ ØØ§Ø¶Ø± Ø¨Ù ÙØ²Ø¯ÛÚ© Ø´Ø¯Ù Ø¨Ù Ø§ÛØ´Ø§ÙØ Ù٠در Ø¯ÙØ±Ø§Ù Ø±ÛØ§Ø³Øª جÙ
ÙÙØ±Û Ù ÙÙ Ø±ÙØ¨Ø±Û ÙØ´Ø¯. (ÙØ± ÚÙØ¯ Ú©Ù ÙÙ
ÙØ§Ø±Ù ØªØ§Ú©ÛØ¯ Ù
Û Ú©Ø±Ø¯ Ø¢ÙØ§Û خاÙ
ÙÙ Ø§Û Ø±Ø§ Ø¯ÙØ³Øª دارد) سÙ٠است ÙÛÚ ÙÙØª ÛÚ© Ø±ÛØ§Ù ÙÙ
از اÛ٠را٠ÙÛÙØ¯Ùخت Ù Ù
Ø¹ØªÙØ¯ Ø¨ÙØ¯ Ú©Ù Ù
داØÛ Ø¨Ø±Ø§Û Ù¾ÙÙ ØØ±Ø§Ù
است.
اÙ
ا در د٠دÙÙ Ø§Ø®ÛØ± ÙÙ ÙÙØ· Ø³Ú©Ø§Ù Ø¬Ø±ÛØ§Ù Ù
داØÛ در Ú©Ø´ÙØ± Ù
ا ب٠دست کساÙÛ Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù Ú©Ù Ø·ÙØ± دÛÚ¯Ø±Û Ùکر ٠عÙ
Ù Ù
Û Ú©ÙÙØ¯Ø بÙÚ©Ù Ø¨Ø³ÛØ§Ø±Û از Ø¬Ø±ÛØ§Ù ÙØ§Û Ø³ÛØ§Ø³Û ÙÙ
ÙØ²Ù Ù Ø§Ø¹ØªØ¨Ø§Ø±Û Ø¨Ø±Ø§Û ÙØ¹Ø§ÙÛØª ÙØ§Û ÙÛØ§ØªÛ –از سرÙÛØ§Øª ÙØ§ Ù Ù
Ø¯Ø§ØØ§Ù Ú¯Ø±ÙØªÙ ÛØ§ Ù
ÛÙÛØ´Ø§Û Ø¬ÙØ¨Û Ø¨Ø±Ø®Û Ø§Ø² Ø¢ÙÙØ§- ÙØ§Ø¦Ù Ø´Ø¯Ù Ø§ÙØ¯ Ù Ú¯ÙÛÛ Ú©Ù Ù
Ø«ÙØ§ ÙÙØ³ Ø§Ø¸ÙØ§Ø± ÙØ¸Ø±ÙØ§Û Ø³ÛØ§Ø³Û ØØ§Ø¬ Ù
ÙØµÙر اشکاÙÛ ÙØ¯Ø§Ø±Ø¯Ø اÙ
ا ÙÙÚ© Ù¾ÛÚ©Ø§ÙØ´ ب٠جاÛÛ ÙØ´Ø§ÙÙ Ø±ÙØªÙ Ú©Ù ÙØ¨Ø§Ûد Ù
Û Ø±ÙØªÙ!
Ø§ÙØ¨ØªÙ تا تÙکر اÛÙØ·Ùر Ø¨Ø§Ø´Ø¯Ø Ø§ÛÙ Ø¬Ø±ÛØ§Ù ÙÙ
ب٠ÙÙ
ÛÙ Ú¯ÙÙ٠عÙ
Ù Ø®ÙØ§Ùد کرد. Ú¯ÛØ±ÛÙ
اÛÙØ¨Ø§Ø± ÙØ§ÙÛØ¨Ø§Ù سر Ú©ÛØ´Ù را ش٠تر Ú©ÙØ¯Ø ÙÙØ¯Û اش را Ú©ÙØ§Ø± Ø¨Ú¯Ø°Ø§Ø±Ø¯Ø Ø¯Ø±ØµØ¯Û Ø§Ø² Ù
ÙØ§ØµØ¨ را Ø¨Ø±Ø§Û ÙÙÚÙ ÙØ§Û ØØ¶Ø±Ø§Øª Ú©ÙØ§Ø± بگذارد Ù… Ø®ÙØ§ØµÙ Ø¨ØªÙØ§Ùد Ø¯Ù ØØ¶Ø±Ø§Øª را بدست Ø¨ÛØ§Ùرد Ù ÙÙÚ© Ù¾Ûکا٠را ب٠سÙ
ت دÛÚ¯Ø±Û Ø¨Ø±Ú¯Ø±Ø¯Ø§ÙØ¯. اÙ
ا اÛÙ ÚØ§Ø±Ù کار ÙÛØ³Øª.
ÚÙ ÙØ§ÙÛØ¨Ø§Ù Ù Ø¯Ø³ØªÙ Ø§Ø´Ø ÚÙ Ø§ØµÙØ§Ø Ø·ÙØ¨Ø§Ù Ù ÚÙ Ø±ÙØØ§ÙÛØª Ø³ÙØªÛ Ø§Ù Ø«Ø§Ù ÙØ§Ø´Ù Û Ù Ø¯Ûگرا٠٠ÚÙ ÙØ± گرÙ٠دÛÚ¯Ø±Û Ú©Ù Ø¯Ø± Ú©ÙØ§Ø± Ù ÙØ§Ùع Ø¬ÙØ§ØÛØ Ø°Ø±Ù Ø§Û Ø¯ÙØ´ Ø¨Ø±Ø§Û Ú©Ø´ÙØ± ٠دÛÙ Ø¨Ø³ÙØ²Ø¯Ø ÙØ§Ùعا اگر Ù Û Ø®ÙØ§ÙÙØ¯ اÛ٠درد را در٠ا٠کÙÙØ¯ Ø¨Ø§ÛØ¯ ÚØ§Ø±Ù Ø§Û Ø§Ø³Ø§Ø³Û Ø¨ÛÙØ¯ÛØ´ÙØ¯. اÛÙ ÙØ´Ø± ÙÙ ÙÙØ· در Ø³ÛØ§Ø³Øª Ù Ø§ÙØªØµØ§Ø¯ Ù Ù Ø¯ÛØ±Ûت Ù ØÚ©Ù٠ت دارد ÙØ§Ø¬Ø¹Ù ب٠بار Ù Û Ø¢ÙØ±ÙØ¯Ø Ø¨Ùک٠در Ø®ÙØ¯ دÛÙ Ù Ù Ø°ÙØ¨ ÙÙ Ú©Ù Ù ØµÛØ¨Øª ب٠بار ÙÛØ§ÙØ±Ø¯Ù Ø§ÙØ¯. Ù Ù٠ترÛ٠آ٠ÙÙ ÛÙ Ø±ÙØ§Ø¬ Ø®Ø±Ø§ÙØ§Øª Ù Ø°ÙØ¨Û ک٠ز٠ÛÙÙ Ø³Ø§Ø²Ø§Ù Ø¢Ù Ù Ø¯Ø§ØØ§Ù ÙØ³ØªÙد.
ÙÙ
Û Ø®ÙØ§ÙÙ
را٠ØÙ ÙØ§Û "Ø®ÙØ¯Ø¹ÙاÙ
٠بÛÙØ§ÙÙ" بدÙÙ
ÙÙÛ Ùکر Ù
Û Ú©ÙÙ
ÙØ·Ø¹ ÛØ§ Ú©Ù
Ú©Ø±Ø¯Ù ØªØ¯Ø±ÛØ¬Û Ú©Ù
Ú© ÙØ§Û ÙÙØ¯Û Ù ØºÛØ± ÙÙØ¯Û ب٠Ù
Ø¯Ø§ØØ§Ù Ù ÙÛØ§Øª Ù
Ø°ÙØ¨Û ÛÚ©Û Ø§Ø² Ú©Ø§Ø±ÙØ§ در اÛ٠زÙ
ÛÙ٠باشد. Ù
ردÙ
Ù Ù
ÙÙ
ÙÛÙ Ø®ÙØ¯Ø´Ø§Ù از پس دخ٠٠خرج Ù
راسÙ
ÙØ§Û Ù
Ø°ÙØ¨Û شا٠ÙÙ
ÛØ´Ù برآÙ
Ø¯Ù Ø§ÙØ¯ ٠اÛÙ Ú©Ù
Ú© ÙØ§ÛÛ Ú©Ù Ø±Ø³Ù
Ø´Ø¯Ù Ø´ÙØ±Ø¯Ø§Ø±Û ÙØ§ Ù ÙÙØ§Ø¯ÙØ§Û Ø¯Ûگر Ù
Û Ú©ÙÙØ¯Ø Ø¨ÛØ´ØªØ± باعث شر در ÙÛØ§Øª ÙØ§ Ù
Û Ø´ÙØ¯ تا Ø®ÛØ±.
Ø§ØµÙØ§Ø Ø·ÙØ¨Ø§Ù Ù Ø±ÙØ´ÙÙکرا٠دÛÙÛ ÙÙ
Ø¨Ø§ÛØ¯ Ø±ÙØ´ÙÚ¯Ø±Û ÙØ§Û ÙÚ©Ø±Û Ø®ÙØ¯Ø´Ø§Ù را Ø¨Ù Ø¬Ø§Û Ø³ÛØ§Ø³Øª Ù ÙÙØ³Ù٠رÙÛ Ø¯ÛÙ Ù
ترکز Ú©ÙÙØ¯ Ù Ø¨Ù Ø¬Ø§Û ÙØ§Ø³ زد٠با Ø¹ÙØ§Ù
Ù
Ø°ÙØ¨ÛØ Ø¯Ø³Øª Ú©Ù
Ø¨Ù Ø§ÙØ¯Ø§Ø²Ù Ù
Ø³ÛØ Ù
ÙØ§Ø¬Ø±ÛØ Ú©Ù Ø¯Ø± Ø±ÙØ²ÙاÙ
٠اش ØµØ±Ø§ØØªØ§ ÙØ¯Ø§Ø³Øª Ù
سجد جÙ
کرا٠را Ø²ÛØ± Ø³ÙØ§Ù Ø¨Ø±Ø¯Ø Ø´ÙØ§Ù
ت Ø¯Ø§Ø´ØªÙ Ø¨Ø§Ø´ÙØ¯.
Ø±ÙØØ§ÙÛÙÙ ÙÙ
Ú©Ù Ø®ÙØ¯Ø´Ø§Ù از ÙÙ
Ù Ø¨ÙØªØ± Ù
Û Ø¯Ø§ÙÙØ¯ Ø¨Ø±Ø§Û Ø³Ø±Ø¬Ø§Û Ø®ÙØ¯ ÙØ´Ø§Ùد٠اÛ٠گرÙ٠پرÙ
دعا ÚÙ Ú©ÙÙØ¯.
Ù
Û Ù
Ø§ÙØ¯ Ù
Ù Ù Ø´Ù
ا ک٠کاÙÛØ³Øª ÙÚ¯ÙÛÛÙ
"Ù
Ù Ù
ÛØ±Ù
Ù¾Ø§Û Ø¯Ø¹Ø§Ø´ ØØ§Ù Ú©ÙÙ
Ø ÚÛ Ú©Ø§Ø± دارÙ
ب٠اÛÙ Ú
©Ø§Ø±Ø§Ø´Ø" رÙÛ ÙÙÚ© Ú©ÙÙ ÛØ® Ú©Ù ÙÙ
Û Ø´ÙØ¯ ÙÙ
ÛÙØ¬ÙØ±Û Ø§Ø³Ú©Û Ø¨Ø§Ø²Û Ú©Ø±Ø¯Ø Ù
Û Ø´ÙØ¯Ø!
فرستاده شده در مقاله | بدون نظر
پیروزی اراده و تجلی لج بازی
Ø¢ÙØ§Û ÙØ¨ÙÛ Ø¹Ø²ÛØ²Ø
از پاسخ Ù
ÙØµÙ Ø´Ù
ا Ø¨Ù ÛØ§Ø¯Ø¯Ø§Ø´Øª ÙØ¨ÙÛØ§Ù
Ø®ÙØ´ØØ§Ù شدÙ
Ù Ùکر Ù
Û Ú©ÙÙ
Ø³ÙØ§Û ØØ±Ù ÙØ§ Ù Ø¨ØØ« ÙØ§ÛÛ Ú©Ù Ù
Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯ÙØ اÛÙ Ù
ÙØ¶Ùع ک٠در اÛ٠د٠Ù
Ø·ÙØ¨Ø د٠ÙÙØ± Ú©Ù Ø¯Ø§Ø±Ø§Û Ø¯ÛØ¯Ú¯Ø§Ù ÙØ§Û Ù
ØªÙØ§Ùت Ù ØØªÛ بعضا Ø§Ø®ØªÙØ§Ù در Ù
باÙÛ ÙØ³ØªÙØ¯Ø ØªÙØ§ÙØ³ØªÙ Ø§ÙØ¯ بدÙ٠عصباÙÛØªØ Ù¾Ø±Ø®Ø§Ø´Ø Ø¯Ø±Ø´ØªÚ¯ÙÛÛ Ù ØªÙÙ
ت زÙÛ Ø¨Ø§ ÛکدÛگر در ÛÚ© ÙØ¶Ø§Û Ù
Ø¬Ø§Ø²Û Ú¯ÙØªÚ¯Ù Ú©ÙÙØ¯ ٠دÛگرا٠را ÙÙ
Ø¨Ù Ø§Ø¸ÙØ§Ø± ÙØ¸Ø± تشÙÛÙ Ú©ÙÙØ¯Ø باعث Ø®ÙØ´ÙÙØªÛست. اÙ
ÛØ¯ÙارÙ
اÛÙ ÙØ¶Ø§ اداÙ
Ù Ù¾ÛØ¯Ø§ Ú©ÙØ¯.
٠اÙ
ا Ø¨Ø¹Ø¯Ø ÚÙØ¯ ÙÚ©ØªÙØ§Û دربار٠پاسخ Ø´Ù
ا Ø¨Ù ÛØ§Ø¯Ø¯Ø§Ø´Øª Ù
Ù Ø¨Ù ÙØ¸Ø±Ù
Ø±Ø³ÛØ¯Ù است Ú©Ù Ø¨Ù Ø·ÙØ± ØµØ±ÛØ Ù ØØªÛ اÙÙ
ÙØ¯Ùر Ø®ÙØ§ØµÙØ Ù
Û ÙÙÛØ³Ù
. Ù¾ÛØ´ از Ø¢Ù Ø¨Ø§ÛØ¯ Ø¨Ø§ÛØ¯ Ø¨Ø±Ø§Û ÚÙØ¯Ù
Û٠بار ØªØ§Ú©ÛØ¯ Ú©ÙÙ
Ú©Ù Ø¯ÙØ§Ø¹ Ù
٠از Ú¯Ø²Ø§Ø±Ù ÙØ§ÛÛ Ù
ث٠"تجÙÛ Ø¹Ø§Ø¯Ø§Øª Ù Ø±ÙØªØ§Ø± عÙ
ÙÙ
Û Ø§ÛØ±Ø§ÙÛØ§Ù در Ú¯ÙØªØ§Ø± ٠عÙ
Ùکرد Ø±Ø¦ÛØ³ جÙ
ÙÙØ±Û Ø§ÛØ±Ø§Ù" ب٠ÙÛÚ ÙØ¬Ù ب٠Ù
ÙØ²Ù٠تاÛÛØ¯ Ù ÛØ§ Ø¯ÙØ§Ø¹ از Ø®ÙØ¯ کردار Ù
ردÙ
Ù ÙÙ
اÛÙØ¯Ù شا٠ÙÛØ³Øª Ù ÙØ§Ùعا تعجب Ù
Û Ú©ÙÙ
Ú©Ù ÚØ·Ùر Ø¨Ø¹Ø¶Û Ø§Ø² Ø®ÙØ§ÙÙØ¯Ù ÙØ§ Ú¯Ù
ا٠Ù
Û Ø¨Ø±ÙØ¯ Ú©Ù Ù
Ù Ù
Ø¯Ø§ÙØ¹ اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ Ù Ø¨Ù Ø®ØµÙØµ ÙØ¶Ø¹Ûت ÙÙØ§Ú©Øª بار Ú©ÙÙÙÛ ÙØ³ØªÙ
.
ضÙ
٠اÛÙک٠باز ÙÙ
ÛØ§Ø¯Ø¢ÙØ±Û Ù
Û Ú©ÙÙ
Ú©Ù ÚÙÙ Ù
٠در Ø¯Ø§Ø®Ù Ø§ÛØ±Ø§Ù Ø²ÙØ¯Ú¯Û Ù
Û Ú©ÙÙ
٠با ÙØ§Ù
Ø®ÙØ¯Ù
Ù
Ø·ÙØ¨ Ù
Û ÙÙÛØ³Ù
Ø ÙØ§Ú¯Ø²ÛرÙ
Ú©Ù Ø¨Ø³ÛØ§Ø±Û از Ø®Ø·ÙØ· ÙØ±Ù
ز Ù ÙØ§Ø±ÙØ¬Û Ù ØØªÛ زرد را Ø±Ø¹Ø§ÛØª Ú©ÙÙ
تا از Ø¢ÙØ¬Ø§ÛÛ Ú©Ù Ø¨Ù ÙÙÙ Ù
عرÙÙ "Ø¢Ø²Ø§Ø¯Û Ø¨ÛØ§Ù در Ø§ÛØ±Ø§Ù ØªÙØ±Ûبا Ù
Ø·Ù٠است"Ø Ø¯ÚØ§Ø± Ù
Ø´Ú©ÙØ§Øª Ø²ÛØ³Øª Ù
ØÛØ·Û ÙØ´ÙÙ
Ø Ø¨ÙØ§Ø¨Ø±Ø§Û٠در Ø¨Ø¹Ø¶Û Ø§Ø² Ø¬Ø§ÙØ§ Ù
Ù
ک٠است Ù
ت٠Ù
ÙØ¯Ø§Ø±Û ÙØ§Ø®ÙØ§ÙØ§ Ø¨Ø§Ø´Ø¯Ø Ú©Ù Ø§ÛÙ Ø¨Ù ÙØ±Ø²Ø´ دست Ù
Ù Ù
Ø±Ø¨ÙØ· است!
1- ÛÚ©Û Ø§Ø² Ù
ØÙØ±ÙØ§Û اصÙÛ ÙÙØ´ØªÙ Ø´Ù
ا در Ø¨ÛØ§Ù اÛÙ Ù
Ø·ÙØ¨ Ø¨ÙØ¯ Ú©Ù ØªÙØ¶ÛØ Ø¨Ø¯ÙÛØ¯ Ú©Ù ÚØ±Ø§ اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ را با اÙÙØ§Ø¸ Ø®Ø§ØµÛ ØªÙØµÛÙ Ù
Û Ú©ÙÛØ¯ Ù Ø®ÙØ§ÙÙØ¯Ù Ù
Ø·ÙØ¨ Ø´Ù
ا Ø¢ÙÙØ¯Ø± Ø¯ÙØ§ÛÙ Ù
ختÙ٠اÛÙ Ù
Ø·ÙØ¨ را از ÙÙØ´ØªÙ Ø´Ù
Ø§Ø Ø¨Ù Ø¯ÙØ¹Ø§Øª Ù
ختÙÙ Ù
Û Ø®ÙØ§Ùد Ú©Ù ÙØ§Ø®Ùدآگا٠گÙ
ا٠Ù
Û Ú©ÙØ¯ اÛÙ ÙÙØ´ØªÙØ Ù¾Ø§Ø³Ø®ÛØ³Øª Ø¨Ù Ú©Ø³Û Ú©Ù Ø¨Ù ÙØ¨ÙÛ Ø§Ø´Ú©Ø§Ù Ú©Ø±Ø¯Ù Ú©Ù "ÚØ±Ø§ ب٠اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ تÙÙÛÙ Ù
Û Ú©ÙÛØ¯Ø ÛØ§ در Ù
ÙØ±Ø¯ Ø§Ù Ø·ÙØ² Ù
Û ÙÙÛØ³ÛدØ" در Ø¬Ø§Û Ø¬Ø§Û ÙÙØ´ØªÙ Ø´Ù
Ø§Ø Ø¨ÛØ´ از د٠Ù
ÙØ±Ø¯ Ø¯ÛØ¯Ù
ک٠ب٠اÛ٠اعتراض٠ÙکردÙÛ Ù
Ù Ù
عترض Ø´Ø¯Ù Ø¨ÙØ¯Ûد Ù Ø¨Ù Ø®ÙØ§ÙÙØ¯Ù ÙÙ
تÙÙÛÙ Ú©Ø±Ø¯Ù Ø¨ÙØ¯Ûد Ú©Ù Ù
Ø«ÙØ§ Ù
٠ب٠اÛ٠دÙÛ٠٠آ٠دÙÛÙ Ù
خاÙÙ Ø§Ù ÙØ³ØªÙ
Ú©Ù Ø´Ù
ا ÛØ§ ÙØ± کس دÛÚ¯Ø±Û Ø¨Ù Ø§ØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ ÙÙØ¯ Ú©ÙØ¯ ÛØ§ دربار٠اش Ø·ÙØ² بÙÙÛØ³Ø¯ .
Ù
Ù Ø§ÙØ¨ØªÙ Ù
خاÙÙ ÙØ±Ú¯ÙÙ٠تÙÙÛ٠از رساÙÙ ÙØ§ Ù ØªØ±ÛØ¨ÙÙ ÙØ§Û رسÙ
Û ÙØ³ØªÙ
Ø Ù Ø®ÙØ¯Ù
ÙÙ
Ø³Ø¹Û Ù
Û Ú©ÙÙ
اÛ٠کار را Ú٠ب٠اسÙ
Ø·ÙØ² Ù ÚÙ Ø¨Ù ÙØ± اسÙ
دÛÚ¯Ø±Û Ø§ÙØ¬Ø§Ù
ÙØ¯ÙÙ
Ø Ø§Ù
ا ÙÙØ´ØªÙ Ù
٠ربط Ø²ÛØ§Ø¯Û ب٠اÛÙ Ù
ÙØ¶Ùع ÙØ¯Ø§Ø´Øª. Ú¯Ù
ا٠Ù
Û Ú©ÙÙ
ک٠باعث اÛÙ Ø³ÙØ¡ØªÙاÙÙ
ØªÛØªØ±Û باشد Ú©Ù ÙÛÙÚ© دÙÙØ¯Ú¯Ø§Ù Ù
ØØªØ±Ù
در Ø³Ø§ÛØªÙاÛÛ Ù
Ø«Ù Ø¨Ø§ÙØ§ØªØ±ÛÙ Ù ØµØ¨ØØ§Ù٠ب٠Ù
Ø·ÙØ¨ Ù
Ù Ø¯Ø§Ø¯Ù Ø¨ÙØ¯Ùد. (Ù
Ø«ÙØ§ در Ø¨Ø§ÙØ§ØªØ±Û٠با اÛ٠عÙÙØ§Ù: " س٠اشتبا٠بزرگ ابراÙÛÙ
ÙØ¨ÙÛ Ú©Ù Ø¨Ø§Ø¹Ø« Ù
Û Ø´ÙØ¯ ب٠اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ تÙÙÛÙ Ú©ÙØ¯") ÙØ§Ø¹ØªØ§ ÙØ¨ÙÙ Ø¯Ø§Ø±ÛØ¯ Ú©Ù Ù
٠پاسخگÙÛ Ù
ØØªÙØ§Û ØªÛØªØ±Û ک٠دÛÚ¯Ø±Ø§Ù Ø¨Ø±Ø§Û ÙÙØ´ØªÙ Ù
Ù Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨ Ú©Ø±Ø¯Ù Ø§ÙØ¯ ÙÛØ³ØªÙ
.
2- ÙØ·Ùا ØªÙØ¬Ù Ø¯Ø§Ø´ØªÙ Ø¨Ø§Ø´ÛØ¯ Ú©Ù Ø¨ØØ« Ù
٠جاÙ
Ø¹Ù Ø´ÙØ§Ø®ØªÛ است Ù ÙÙ Ø³ÛØ§Ø³Û Ù ØØ²Ø¨Û. Ø§ÙØ¨ØªÙ Ù
٠با "عÙÙ
" جاÙ
Ø¹Ù Ø´ÙØ§Ø³Û Ø¨Ø·ÙØ± آکادÙ
ÛÚ© Ø¢Ø´ÙØ§ ÙÛØ³ØªÙ
Ø ÙÙÛ Ø¨Ø± اساس ÛÚ© جاÙ
Ø¹Ù Ø´ÙØ§Ø³Û Ø®ÙØ¯Ù
اÙÛ Ù
Ø¹ØªÙØ¯Ù
ک٠اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ Ø±Ø¦ÛØ³ جÙ
ÙÙØ± Ù
ردÙ
Ø§ÛØ±Ø§Ù است ک٠در اداÙ
Ù Ø¨ÛØ´ØªØ± در اÛÙ Ø¨Ø§Ø±Ù ØªÙØ¶ÛØ Ø®ÙØ§ÙÙ
داد. اÙ
ا Ù¾ÛØ´ از آ٠در Ù
ÙØ±Ø¯ Ù
رØÙ٠اÙÙ Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨Ø§Øª سا٠۸۴ ٠تخÙÙØ§ØªÛ Ú©Ù Ø¨Ù Ú¯ÙØªÙ Ø´Ù
ا Ø¢Ù Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨Ø§Øª را Ø²ÛØ± Ø³ÙØ§Ù Ù
Û Ø¨Ø±Ø¯Ø Ø¨Ø§ÛØ¯ Ø¨ÛØ´ØªØ± ØµØØ¨Øª Ú©ÙÛÙ
. Ø§ÙØ¨ØªÙ ÙØ§Ø¨Ø¯ Ø´Ù
ا ÙÙ
Ù
Û Ø¯Ø§ÙÛØ¯ Ú©Ù Ù
٠در ÙØ± د٠Ù
رØÙÙ Ø¢Ù Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨Ø§ØªØ از رÙÛØ¨ اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ ØÙ
Ø§ÛØª Ù
Û Ú©Ø±Ø¯Ù
٠در تÙ
اÙ
اÛÙ ÚÙØ¯ Ø³Ø§ÙØ ØØªÛ ÛÚ© ساعت ÙÙ
Ø·Ø±ÙØ¯Ø§Ø± اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ ÙØ¨Ùد٠٠ÙÛØ³ØªÙ
Ø Ø§Ù
ا ÙØ§Ø²Ù
Ù
Û Ø¯Ø§ÙÙ
در Ù
ÙØ±Ø¯ تÙÙØ¨ ÙØ§Û ÙØ³ÛØ¹Û Ú©Ù Ø´Ù
ا Ù Ø¨Ø±Ø®Û Ø¯ÙØ³ØªØ§Ù از Ø¢Ù ÙØ§ ÛØ§Ø¯ Ù
Û Ø¨Ø±ÛØ¯Ø ÙÚ©Ø§ØªÛ Ø±Ø§ بگÙÛÙ
:
• اÙÙØ§. Ø¢Ù ÙØ¯Ø±Øª Ø³Ø§Ø²Ù Ø§ÙØ¯ÙÛ Ø´Ø¯ÙØ§Û ک٠ش٠ا از Ø¢Ù ÛØ§Ø¯ Ù Û Ú©ÙÛØ¯ Ø¨ÛØ´ØªØ± از د٠دÙ٠است ک٠در اÛÙ ÙØ¬Ùد دارد ٠تا Ø¢ÙØ¬Ø§ ک٠٠٠در اÛÙ Ø¯Ù Ù¾Ø§ÙØ²Ø¯Ù Ø³Ø§Ù Ø§Ø®ÛØ± ÛØ§Ø¯Ù Ù Û Ø¢ÛØ¯ ÙÙ ÛØ´Ù ÙÙ ÛÙØ·ÙØ±Ø¹Ù Ù Ú©Ø±Ø¯Ù Ø§Ø³ØªØ Ø§Ù Ø§ ÙÛÚÚ¯Ø§Ù ÙØ¯Ø±Øª تعÛÛÙ Ú©ÙÙØ¯Ù اصÙÛ Ø¯Ø± ÙØªØ§Ûج Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨Ø§Øª ÙØ¨Ùد٠است (٠ث٠دÙ٠خرداد). در ÙØªÛج٠اگر -Ø¢ÙØ·Ùر Ú©Ù Ø¨Ø¹Ø¶Û Ø§Ø² Ø¯ÙØ³ØªØ§Ù Ø§ØµÙØ§Ø Ø·ÙØ¨ Ú¯Ù Ø§Ù Ù Û Ø¨Ø±ÙØ¯- ÙØ§Ùعا Ø§ØµÙØ§ØØ§Øª ارزش Ù Ø§ØØªØ±Ø§Ù ÙØ¨ÙÛ Ø±Ø§ در ÙØ²Ø¯ Ù Ø±Ø¯Ù Ø¯Ø§Ø´ØªØ Ø¨Ø§ÛØ¯ در اÛÙ Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨Ø§Øª Ù٠ب٠اÙÙØ¯ سا٠۷۶ ÛØ§ ۸۰Ø Ø´Ø§ÙØ¯ ÙØªÛØ¬Ù Ø§Û Ø¯ÙØ®Ùا٠٠رد٠٠بر Ø®ÙØ§Ù Ù ÛÙ Ø¢Ù ÙØ¯Ø±ØªÙØ§Û Ø³Ø§Ø²Ù Ø§ÙØ¯ÙÛ Ø´Ø¯Ù Ø¨Ø¯Ø³Øª Ù Û Ø¢Ù Ø¯.
• ثاÙÛØ§. ÙØ±Ø¶ Ú©ÙÛÙ
ک٠آ٠ÚÙØ¯ Ø¯Ø±ØµØ¯Û Ú©Ù –Ø¨Ù Ú¯ÙØªÙ Ø´Ù
ا- سازÙ
Ø§ÙØ¯ÙÛ Ø´Ø¯Ù Ù¾Ø´Øª سر اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ ÙØ±Ø§Ø± Ú¯Ø±ÙØªÙد ٠باعث Ø´Ø¯ÙØ¯ ا٠ب٠Ù
رØÙ٠دÙÙ
Ø¨Ø±ÙØ¯Ø ÙØ§Ùد اÛÙ ØªÙØ§ÙاÛÛ Ø¨ÙØ¯Ùد Ù Ú©Ø±ÙØ¨Û ب٠Ù
رØÙ٠دÙÙ
Ù
Û Ø±ÙØª. خب Ø¨Ù ÙØ¸Ø± Ø´Ù
ا Ù
Ø´Ú©Ù ØÙ Ø¨ÙØ¯ Ù Ø§ØµÙØ§ØØ§Øª Ø¨Ø±ÙØ¯Ù Ø´Ø¯Ù Ø¨ÙØ¯Ø Ø®ÙØ§ÙØ´ Ù
Û Ú©ÙÙ
ÙÙØ±Ø§ Ù
Ø³ÛØ± Ø¨ØØ« را Ø¹ÙØ¶ ÙÚ©ÙÛØ¯ Ù Ø¨ØØ« را ب٠Ù
Ø´Ú©ÙØ§Øª Ø¬Ø§Ø±Û Ú©Ø´ÙØ± Ù Ø¨Ù Ø®ØµÙØµ Ù
ساÙÙ ÙØ³ØªÙ Ø§Û ÙکشاÙÛØ¯Ø ÚÙÙ Ù
Ù Ø¨ØØ«Ù
بر سر ÙØ±ÙÙÚ¯ ٠جاÙ
ع٠است. ÚÙÙ Ù
Ù Ø¯Ø±Ø¨Ø§Ø±Ù Ø²ÛØ§Ø¯Ù Ø®ÙØ§ÙÛØ Ø±Ø§ØØª Ø·ÙØ¨ÛØ Ú©Ù
Ø®Ø±Ø¯Û Ø¬Ù
Ø¹Û Ù Ø§ÛÙØ·Ùر ÚÛØ²Ùا Ø¨ØØ« Ù
Û Ú©ÙÙ
Ù Ø¯ØºØ¯ØºÙØ§Ù
اÛÙÙØ§Ø³Øª Ù Ù٠جÙÚ¯ ÙØ¯Ø±Øª آبادگرا٠٠اعتÙ
اد Ù
ÙÛ.
Ø¨Ú¯Ø°Ø§Ø±ÛØ¯ Ø®Ø§Ø·Ø±Ù Ø§Û Ø±Ø§ Ø¨Ø±Ø§ÛØªØ§Ù تعرÛÙ Ú©ÙÙ
Ú©Ù Ø§ØªÙØ§Ùا در ارتباط Ù
ستÙÛÙ
با Ø¨Ø®Ø´Û Ø§Ø² پاسخ Ø´Ù
ا ب٠ÙÙØ´ØªÙ ÙØ¨ÙÛ Ù
Ù ÙÙ
ÙØ³Øª. Ø¢ÙØ¬Ø§ ک٠ب٠عÙÙØ§Ù دÙÛÙÛ Ø¨Ø± ÙØ§Ù
ÙØ¬Ù Ø¨ÙØ¯Ù ÙØªØ§Ûج Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨Ø§Øª Ø¯ÙØ± دÙÙ
Ù Ø¨Ø±ÙØ² تÙÙØ¨ ÙØ³Ûع ÙÙØ´ØªÙ Ø§ÛØ¯ " ÛÚ© Ùکت٠Ù
ÙÙ
در Ø¢Ù
Ø§Ø±ÙØ§Û Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨Ø§Øª ÙÙÙ
ÛÙ Ø±Ø¦ÛØ³ جÙ
ÙÙØ±Ø اÛ٠است Ú©Ù Ø¢Ø±Ø§Û ÙØ§Ù
Ø²Ø¯ÙØ§Û Ø§ØµÙØ§Ø Ø·ÙØ¨Ø§Ù( ÙØ§Ø´Ù
ÛØ Ù
عÛÙØ Ú©Ø±ÙØ¨ÛØ Ù
ÙØ±Ø¹ÙÛØ²Ø§Ø¯Ù) در Ù
رØÙ٠اÙ٠جÙ
عا ۱۷ Ù
ÛÙÛÙÙ Ù Ø¢Ø±Ø§Û ÙØ§Ù
Ø²Ø¯ÙØ§Û Ù
ØØ§Ùظ٠کاراÙ( اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯Ø ÙØ§ÙÛØ¨Ø§Ù Ù ÙØ§Ø±ÛجاÙÛ) جÙ
عا ۱۲ Ù
ÛÙÛÙÙ Ø¨ÙØ¯Ø در Ù
رØÙ٠دÙÙ
Ø§ØµÙØ§Ø Ø·ÙØ¨Ø§Ù ۱۰ Ù
ÛÙÛÙÙ Ù Ù
ØØ§Ùظ٠کارا٠۱۶ Ù
ÛÙÛÙÙ Ø±Ø§Û Ø¢ÙØ±Ø¯Ùد.
"
خاطرÙ
ÙØ³Øª Ú©Ù Ø¢Ù Ø´Ø¨Û Ú©Ù ÙØªØ§Ûج Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨Ø§Øª Ø¯ÙØ± اÙ٠را Ø§Ø¹ÙØ§Ù
Ú©Ø±Ø¯ÙØ¯ Ù
٠در ØªØØ±ÛرÛÙ Ø±ÙØ²ÙاÙ
Ù Ø´Ø±Ù Ø¨ÙØ¯Ù
. Ù
ØÙ
د ÙÙÚØ§ÙÛØ Ø³Ø±Ø¯Ø¨ÛØ± شر٠ک٠Ù
Û Ø®ÙØ§Ø³Øª ØªÛØªØ± ÙØ±Ø¯Ø§Û Ø±ÙØ²ÙاÙ
٠را Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨ Ú©ÙØ¯Ø با عجÙ٠تعداد Ø¢Ø±Ø§Û ÙØ§Ø´Ù
Û Ù Ú©Ø±ÙØ¨Û Ù Ù
عÛÙ Ù Ù
ÙØ±Ø¹ÙÛØ²Ø§Ø¯Ù را با ÙÙ
Ù Ø¢Ø±Ø§Û Ø§ØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ Ù ÙØ§ÙÛØ¨Ø§Ù Ù ÙØ§Ø±ÛجاÙÛ Ø±Ø§ با ÙÙ
جÙ
ع زد Ù ØªÛØªØ±Û زد با اÛÙ Ù
ØØªÙا Ú©Ù "Ù
جÙ
ÙØ¹ Ø§Ø±Ø§Û Ø§ØµÙØ§Ø Ø·ÙØ¨Ø§Ù ۱۷ Ù
ÛÙÛÙÙ Ù Ù
جÙ
ÙØ¹ Ø¢Ø±Ø§Û Ø§ØµÙÙÚ¯Ø±Ø§ÛØ§Ù ۱۲ Ù
ÛÙÛÙÙ"
خب Ø§ÙØ¨ØªÙ Ø¢Ù Ù ÙÙØ¹ تب ٠تاب Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨Ø§Øª Ø¨ÙØ¯ ٠کار تبÙÛØºÛ درست ÙÙ ÚÙÛÙ Ù ÛØ·ÙØ¨ÛØ¯ ÙÙÛ ÙÙ Ø§ÙØ¬Ø§ ب٠ÛÚ©Û Ø§Ø² Ø¯ÙØ³ØªØ§ÙÛ Ú©Ù Ú©ÙØ§Ø±Ù Ø¨ÙØ¯ Ø¢ÙØ³ØªÙ Ú¯ÙØªÙ خدا Ú©ÙØ¯ اÛÙ ØªÛØªØ± Ø¨Ø¹Ø¯ÙØ§ Ø¨Ø§ÙØ± Ø®ÙØ¯ Ø¯ÙØ³ØªØ§Ù ÙØ´Ùد. ÚØ±Ø§ ک٠اگر Ú©Ù Û Ø§Ø² بازÛÙØ§Û ØØ²Ø¨Û Ù Ø¬ÙØ§ØÛ Ø¯ÙØ± Ø´ÙÛÙ Ø Ø¨Ù Ø±Ø§ØØªÛ Ù ØªÙØ¬Ù Ø®ÙØ§ÙÛ٠شد ک٠اÛ٠خط Ú©Ø´Û ÙØ§ درست ÙÛØ³Øª. Ù Ø«ÙØ§ Ø±Ø§Û Ø¨Ù Ú©Ø±ÙØ¨Û Ø±Ø§Û Ø¨Ù Ø§ØµÙØ§ØØ§Øª ÙØ¨ÙØ¯Ø Ø±Ø§Û Ø¨Ù "50 ÙØ²Ø§Ø± تÙÙ Ø§Ù Ø¨Ù ÙØ± ÙÙØ±" Ø¨ÙØ¯ ک٠دÙÛÙØ§ Ø´Ø¹Ø§Ø±Û Ù¾ÙÙ¾ÙÙÛØ³ØªÛ Ù Ø§ÙØ¨ØªÙ با رÙÛÚ©Ø±Ø¯Û Ø¹Ø¯Ø§ÙØª Ø·ÙØ¨Ø§ÙÙ Ø¨ÙØ¯ Ú©Ù Ø³ÙØ®Ûت ÚÙØ¯Ø§ÙÛ Ø¨Ø§ Ø´Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Û Ø§ØµÙØ§Ø Ø·ÙØ¨Ø§ÙÙ ÙØ¯Ø§Ø´Øª. ب٠عبارت دÛگر اگر از Ù ÙØ¸Ø± Ø¬Ø§Ù Ø¹Ù Ø¨Ù Ø¬Ø§Û Ø³ÛØ§Ø³Øª Ùگا٠کÙÛÙ Ø Ø±Ø§Û Ø¨Ù Ú©Ø±ÙØ¨Û ÙÙ ÙÙ Ø§Ù Ø±Ø§Û Ø¨Ù Ø§ØÙ Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ Ø¨ÙØ¯ Ù ÙÙ ÛÙ Ø±Ø§Û ÙØ§ Ø¨ÙØ¯Ùد ک٠بدÙÙ ØªÙØ¬Ù Ø¨Ù Ù ØØ§Ø³Ø¨Ø§Øª ش٠ا Ù Ø¢ÙØ§Û ÙÙÚØ§ÙÛØ Ø¨Ù Ø¯ÙØ¨Ø§Ù ØªÚ©ÙØ§Û ÙØ§Ù Ø¨ÛØ´ØªØ± (ÚÙ ÙØ±ÙÛ Ù Û Ú©ÙØ¯ ۵۰ ÙØ²Ø§Ø± تÙ٠ا٠در ٠ا٠باشد ÛØ§ Ø¬Ø±Ø¹Ù Ø§Û ÙÙØª بر سر Ø³ÙØ±Ù ÙØ± ÙØ¹Ø¯Ù) از سبد Ú©Ø±ÙØ¨ÛØ Ø¨Ù Ú¯ÙÙÛ Ø§ØÙ Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ Ø±ÙØªÙد. ا٠ا ش٠ا ÙÙÙØ² با Ø¯ÙØ¯Ù تا ÚÙØ§Ø±ØªØ§Û ØØ²Ø¨ÛØ Ù Û Ø®ÙØ§ÙÛØ¯ ثابت Ú©ÙÛØ¯ در Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨Ø§Øª ٠رØÙ٠دÙÙ Ø "Ù ÛÙÛÙÙÙØ§" Ø±Ø§Û ÙØ§Ù عÙÙÙ ÙØ¬Ùد دارد!
• Ø«Ø§ÙØ«Ø§ Ù
Ù Ø¨Ø§Ø±ÙØ§ Ù Ø¨Ø§Ø±ÙØ§ از Ø´Ù
ا Ù Ø¨Ø³ÛØ§Ø±Û دÛگر از ÙÙÛØ³Ùدگا٠٠تØÙÛÙÚ¯Ø±Ø§Ù Ø®ÙØ§Ùد٠٠شÙÛØ¯Ù اÙ
Ú©Ù Ù
Û Ú¯ÙÛÛØ¯ "ÙØ± کس دÛÚ¯Ø±Û Ú©Ù Ø¨Ø¬Ø§Û Ø§ØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ Ø¨Ù Ø¯ÙØ± دÙÙ
Ù
Û Ø¢Ù
Ø¯Ø Ø¯Ø± Ù
ÙØ§Ø¨Ù ÙØ§Ø´Ù
Û Ù¾ÛØ±Ùز ٠رÛÛØ³ جÙ
ÙÙØ± Ù
Û Ø´Ø¯." Ø¨Ø³ÛØ§Ø± Ø¯ÙØ³Øª دارÙ
بداÙÙ
ک٠از کجا ٠با ÚÙ ÙØ±ÛÙÙ Ø§Û Ø¨Ù Ø§ÛÙ ÙØªÛØ¬Ù Ø±Ø³ÛØ¯Ù Ø§ÛØ¯Ø Ø¢ÛØ§ Ø¨Ù ÙØ¸Ø± Ø´Ù
ا اگر Ù
Ø«ÙØ§ Ù
عÛÙ ÛØ§ ÙØ§ÙÛØ¨Ø§Ù (Ú©Ù Ø´Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Û Ù¾ÙÙ¾ÙÙÛØ³ØªÛ Ú©Ù
ØªØ±Û ÙØ³Ø¨Øª Ø¨Ù Ú©Ø±ÙØ¨Û ٠اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ Ø¯Ø§Ø´ØªÙØ¯) ÙÙ
Ø¨Ù Ø¯ÙØ± دÙÙ
را٠Ù
Û ÛØ§ÙØªÙØ¯ ØØªÙ
ا در Ù
ÙØ§Ø¨Ù ÙØ§Ø´Ù
Û Ù¾ÛØ±Ùز Ù
Û Ø´Ø¯ÙØ¯Ø
دÛگر Ø¢ÙÚ©Ù Ù
Û Ø®ÙØ§ÙÙ
بداÙÙ
اگر ÙØ§Ùعا ÚÙÛ٠باشد Ù Ù
ردÙ
از ÙØ¬ ÙØ§Ø´Ù
Û Ø¨Ù Ø±ÙÛØ¨ ا٠(ب٠ÙÙÙ Ø´Ù
ا: ÙØ± رÙÛØ¨Û) Ø±Ø§Û Ø¯Ø§Ø¯Ù Ø¨Ø§Ø´ÙØ¯ ٠دربار٠Ù
ÙÙ
ترÛÙ Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨Ø§Øª Ú©Ø´ÙØ±Ø Ú©Ù Ù
ستÙÛÙ
ا با Ø¢ÛÙØ¯Ù Ø®ÙØ¯ ٠خاÙÙØ§Ø¯Ù شا٠ارتباط Ø¯Ø§Ø±Ø¯Ø Ø§ÛÙÙØ¯Ø± بÚ٠گاÙ٠عÙ
Ù Ú©Ø±Ø¯Ù Ø¨Ø§Ø´ÙØ¯Ø Ø¢ÛØ§ Ø³Ø²Ø§ÙØ§Ø± ÙÙ
اÛÙØ¯Ù Ù Ø±Ø¦ÛØ³ جÙ
ÙÙØ±Û Ú©Ù ÙØ¬Ø¨Ø§Ø² باشد ٠تصÙ
ÛÙ
ÙØ§Û بÚ٠گاÙÙ Ø¨Ú¯ÛØ±Ø¯ ÙÛØ³ØªÙØ¯Ø ÙØ·Ùا ØµØ±ÛØ ٠شجاعاÙ٠٠بدÙÙ ØªÙØ¬Ù Ø¨Ù Ø®ÙØ´ Ø¢Ù
Ø¯Ù ØªÙØ¯Ù پاسخ بدÙÛØ¯.
3- ÙÙØ´ØªÙ Ø§ÛØ¯: « Ø´Ù
ا Ù
Ø¹ØªÙØ¯Ûد اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ از ÙØ¸Ø± Ø®ÙÙÛØ§Øª شبÛÙ Ù
ردÙ
Ø§ÛØ±Ø§Ù است ٠طبعا Ù
Û ØªÙØ§Ù ÙÛ Ø±Ø§ ÙÙ
اÛÙØ¯Ù Ù
ÙØª Ø§ÛØ±Ø§Ù Ø¯Ø§ÙØ³ØªØ ٠در اÛÙ Ø§Ø³ØªØ¯ÙØ§Ù Ø®ÙØ¯ Ø¨Ø³ÛØ§Ø±Û از Ù
Ø¹Ø§ÛØ¨ Ø§ÛØ±Ø§ÙÛØ§Ù را Ù
Ø«Ø§Ù Ø¢ÙØ±Ø¯Ù Ø§ÛØ¯. Ø§ØªÙØ§Ùا Ù
Û Ø®ÙØ§ÙÙ
بگÙÛÙ
Ø´Ù
ا راست Ù
Û Ú¯ÙØ¦ÛØ¯Ø Ø§ØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ ÙÙ
اÛÙØ¯Ù Ø¨Ø®Ø´Û Ø§Ø² Ø±ÙØÛØ§Øª Ù
ردÙ
Ø§ÛØ±Ø§Ù Ø§Ø³ØªØ Ø§Ù
ا ÙÙØªÛ ÙØ´Øª Ø³Ø§Ù ÙØ¨Ù از Ø§Ù Ø¢ÙØ§Û خاتÙ
Û Ø¨Ø§ Ø±Ø§Û Ø¨Ø³ÛØ§Ø± Ø¨Ø§ÙØ§ØªØ± از اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ در Ø¯Ù Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨ راÛ
Ø¢ÙØ±Ø¯Ø Ù Ø®ÙÙÛØ§Øª Ø¢ÙØ§Û خاتÙ
Û Ø¨Ø§ اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ در ÙÙ
ÛÙ Ù
ÙØ§Ø±Ø¯Û Ú©Ù Ú¯ÙØªÛد ÙÛÚ Ø´Ø¨Ø§ÙØªÛ ÙØ¯Ø§Ø±Ø¯Ø Ù
Ù Ø¨Ø§ÛØ¯ Ø¨Ù¾Ø°ÛØ±Ù
Ú©Ù ÙÙ
Ø¢ÙØ§Û خاتÙ
Û Ø´Ø¨ÛÙ Ù
ردÙ
Ø§ÛØ±Ø§Ù Ø§Ø³ØªØ ÙÙ
Ø¢ÙØ§Û اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯Ø» پاسخ Ø´Ù
ا را با ØµØ±Ø§ØØª Ù
Û Ø¯ÙÙ
: اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ Ø¨Ø³ÛØ§Ø± Ø¨ÛØ´ØªØ± از خاتÙ
Û Ù ÙØ§Ø´Ù
ÛØ ÙÙ
اÛÙØ¯Ù Ø®ÙÙ Ù Ø®ÙÛ Ø¹Ù
ÙÙ
Û Ø§ÛØ±Ø§ÙÛØ§Ù است. ÛØ§ دست Ú©Ù
Ù
Û ØªÙØ§Ù Ú¯ÙØª Ø®ÙØ§Ø³ØªÙÙØ§ Ù Ø§ØØªÛاجات Ù
ردÙ
Ø§ÛØ±Ø§Ù در سا٠۸۴Ø Ø±Ø¦ÛØ³ جÙ
ÙÙØ±Û ÚÙ٠اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ ÛØ§ Ú©Ø±ÙØ¨Û را Ù
Û Ø·ÙØ¨Ûد. (با ØªÙØ¬Ù ب٠ÙÙ
ا٠ÙÚ©ØªÙ Ø¨Ø§ÙØ§ Ú©Ù Ú¯ÙØªÙ
Ø¬ÙØ³ اØÙ
Ø¯Û ÙÚØ§Ø¯ Ù Ú©Ø±ÙØ¨Û ÛÚ©Û Ø¨ÙØ¯)
Ø¢ÙØ§Û ÙØ¨ÙÛØ Ø´Ø§ÛØ¯ اشکا٠شÙ
ا اÛ٠باشد Ú©Ù ÚÙØ¯ ساÙÛ Ø§Ø³Øª در خارج از Ø§ÛØ±Ø§Ù Ø²ÙØ¯Ú¯Û Ù
Û Ú©ÙÛØ¯ ٠در اÛÙ Ù
دت Ø¢ÙÙØ¯Ø± از درÛÚÙ Ø³ÛØ§Ø³Û ٠با ÚØ´Ù
Ù
Ø·Ø¨ÙØ¹Ø§ØªØ Ø¨Ø®Ø´ÙØ§Û Ø®Ø§ØµÛ Ø§Ø² Ú©Ø´ÙØ± را رصد Ú©Ø±Ø¯Ù Ø§ÛØ¯Ø Ú©Ù ÙØ¶Ø¹Ûت ÙØ§ÙØ¹Û Ø¬Ø§Ù
Ø¹Ù Ø§ÛØ±Ø§Ù را ÙØ±Ø§Ù
ÙØ´ Ú©Ø±Ø¯Ù Ø§ÛØ¯ ÛØ§ Ø¢ÙØ±Ø§ در ذÙÙ Ø®ÙØ¯ØªØ§Ù ب٠شک٠دÛÚ¯Ø±Û Ø¨Ø§Ø²Ø³Ø§Ø²Û Ú©Ø±Ø¯Ù Ø§ÛØ¯.
Ú©Ø§Ø´Ú©Û Ø´Ù
ا ÙÙ
ÙØ± Ø±ÙØ² Ù
ث٠Ù
٠با ÙÙ
ساÛÙ ÙØ§ÛÛ Ù
ÙØ§Ø¬Ù Ø¨ÙØ¯ Ú©Ù Ø¨Ø±Ø§Û ÙØ¬ Ø¨Ø§Ø²Û Ø¨Ø§ ÙÙ
دÛÚ¯Ø±Ø Ø¯Ù Ø¨Ø±Ø§Ø¨Ø±Ù Ø·Ø±ÙØ Ø¨Ù Ø®ÙØ¯Ø´Ø§Ù Ø¢Ø³ÛØ¨ Ù
Û Ø±Ø³Ø§ÙÙØ¯ Ø²ÙØ¯Ú¯Û Ù
Û Ú©Ø±Ø¯ÛØ¯. کاش تÙ
اÙ
Ú©ÙÚÙ Ù
ØÙ Ø²ÙØ¯Ú¯Û Ø´Ù
Ø§Ø Ø¨Ø§ ÙØ¬Ùد Ø³Ø·Ù ÙØ§Û ÙÛÚ٠زباÙÙ Ø´ÙØ±Ø¯Ø§Ø±Û پر از آشغا٠٠ØÛÙØ§Ùات Ù
ÙØ°Û Ø¨ÙØ¯. کاش Ø´Ù
ا ÙÙ
Ø¨Ø±Ø§Û Ø¨ÛØ³Øª دÙÛÙ٠راÙÙØ¯Ú¯ÛØ Ù¾ÙØ¬Ø§Ù بار رÙÛ ØªØ±Ù
ز Ù
Û Ø²Ø¯ÛØ¯ ٠د٠بار از عصباÙÛØª ب٠زÙ
Û٠٠زÙ
Ø§Ù ÙØ§Ø³Ø²Ø§ Ù
Û Ú¯ÙØªÛد. کاش Ø´Ù
ا ÙÙ
ÙØ± شب ب٠خاطر بÙÙ Ø²Ø¯Ù ÛØ§ ØµØ¯Ø§Û Ø¨ÙÙØ¯ ضبط اتÙÙ
ÙØ¨ÛÙ Ø¬ÙØ§ÙØ§Ù Ø´ÙØ± از Ø®ÙØ§Ø¨ Ù
Û Ù¾Ø±ÛØ¯Ûد. کاش Ø´Ù
ا ÙÙ
ب٠خاطر اÛÙÚ©Ù ÙÙ
ساÛÙ ÙØ§Û Ù
ØÙ Ú©Ø§Ø±ØªØ§Ù ØØ§Ø¶Ø± ÙÙ
Û Ø´ÙÙØ¯ Ù¾Ù٠بر٠عÙ
ÙÙ
Û Ø³Ø§Ø®ØªÙ
ا٠را Ø¨Ù¾Ø±Ø¯Ø§Ø²ÙØ¯Ø با ÙØ¬Ùد Ø¢Ø³Ø§ÙØ³Ùر Ù
Ø¬Ø¨ÙØ± Ø¨ÙØ¯Ûد Ù
اÙÙØ§ ÙÙØª طبÙ٠را با Ù¾ÙÙ Ø·Û Ú©ÙÛØ¯. کاش Ø´Ù
ا ÙÙ
درک Ù
Û Ú©Ø±Ø¯ÛØ¯Ø ÚÙ ØØ³Ø±ØªÛ ست ک٠آدÙ
از ÙØØ´Øª Ù
اشÛÙ ÙØ§ Ù Ù
ÙØªÙØ±ÙØ§ Ù ØØªÛ Ø¹Ø§Ø¨Ø±ÙØ§Û Ø®ÙØ¯Ø®ÙØ§ÙØ جرات ÙÚ©ÙØ¯ Ú©ÙØ¯Ú©Ø´ را تا بازار Ù
ØÙ٠ببرد. کاش Ø´Ù
ا Ø¨Ù Ø¬Ø§Û Ø¨ÛØ§ÙÛÙ ÙØ§Û گرÙÙ ÙØ§Û Ø¯Ø§ÙØ´Ø¬ÙÛÛØ ÙØ¶Ø¹Ûت ÙØ¹ÙÛ ØªØ±ÛØ§Û ÛÚ©Û Ø§Ø² Ø¯Ø§ÙØ´Ú¯Ø§Ù ÙØ§Û Ù¾Ø§ÛØªØ®Øª را Ù
Û Ø¯ÛØ¯ Ù ØØ±Ù ÙØ§ÛÛ Ú©Ù Ø¯Ø± ÙÙÙ٠خاÙÙ ÙØ§Û ÚØ§ÙÙ Ù
ÛØ¯Ø§Ù ÙÙ
Ú¯ÙØªÙشا٠ÙÙØ§ØØª Ù
Û Ø®ÙØ§Ùد را با Ú¯ÙØ´ ÙØ§Û Ø®ÙØ¯ØªØ§Ù از Ø¬ÙØ§ÙØ§Ù ÙØ±ÙÛØ®ØªÙ ÙØ·Ù Ù
Û Ø´ÙÛØ¯Ûد. اگر Ø´Ù
ا ÙÙ
Ø¨Ø±Ø®ÙØ±Ø¯ ØºÛØ± Ø§ÙØ³Ø§ÙÛ Ù¾Ø²Ø´Ú©Ø§ÙÛ Ú©Ù Ø¯Ù ÙØ§ سا٠درس Ø®ÙØ§ÙØ¯Ù Ø§ÙØ¯ را با بÛÙ
ارا٠در بÛÙ
Ø§Ø±Ø³ØªØ§Ù ÙØ§ Ù
Û Ø¯ÛØ¯…
بÙÙ. Ø¢ÙÙÙØª Ù Û ØªÙØ§ÙØ³ØªÛØ¯ ÙØ¶Ø§Ùت Ú©ÙÛØ¯ ک٠آ٠رÛÛØ³ ج٠ÙÙØ±Û Ú©Ù "ÙØ§ÙÙÙگرا ٠با Ø¯ÛØ³ÛÙ¾ÙÛÙ" Ø¨ÙØ¯ Ø¨ÛØ´ØªØ± Ù٠اÛÙØ¯Ù Ø§ÛØ±Ø§Ù Ø¨ÙØ¯ ÛØ§ کس دÛگر!
4- ÙÙØ´ØªÙØ§ÛØ¯ "اÙ
ا Ø¢ÙØ§Û ÙØ±Ø¬Ø§Ù
Û Ø¹Ø²ÛØ²! Ø§Ø´ØªØ¨Ø§Ù Ø®Ø·Ø±ÙØ§Ú© Ø´Ù
ا اÛ٠است Ú©Ù Ø´Ø§ÛØ¯ Ú¯Ù
ا٠Ù
Û Ú©ÙÛØ¯Ø Ø±Ø¦ÛØ³ جÙ
ÙÙØ± اگر شبÛ٠عاÙ
Ù Ù
ردÙ
باشد اÛÙ ÙØ¶ÛÙØªÛ است." ٠بعد ÙÙ
از ÙØ¬Ø§ÛØ¹Û Ú©Ù Ø¨Ø±Ø®Û Ø§Ø² اÛÙ ÙÙ
ÙÙÙ ÙØ§ Ø
¯Ø± کاÙ
Ø¨ÙØ¬ Ù Ø´ÙØ±ÙÛ Ø¨Ù Ø¨Ø§Ø± Ø¢ÙØ±Ø¯Ù Ø§ÙØ¯ Ù
Ø«Ø§Ù Ø²Ø¯Ù Ø§ÛØ¯. Ø¢ÙØ§Û ÙØ¨ÙÛ Ø¹Ø²ÛØ²Ø Ù
Ù Ú¯Ù
ا٠ÙÙ
Û Ú©ÙÙ
Ø±Ø¦ÛØ³ جÙ
ÙÙØ± اگر شبÛ٠عاÙ
Ù Ù
ردÙ
باشد اÛÙ ÙØ¶ÛÙØªÛ Ø§Ø³ØªØ Ø§Ù
ا Ùکر Ù
Û Ú©ÙÙ
اگر Ø±Ø¦ÛØ³ جÙ
ÙÙØ± شبÛ٠عاÙ
Ù Ù
ردÙ
باشد اÛÙ ÛÚ© ØÙÛÙØª است ÙØ§Ú¯Ø± ÚÙÛÙ Ø§ØªÙØ§ÙÛ Ø±Ø® Ø¯Ø§Ø¯Ø ÙÙ
Û ØªÙØ§Ù تÙ
اÙ
Ø§ÛØ±Ø§Ø¯Ùا را Ù
ØªÙØ¬Ù Ø¢Ù Ø±Ø¦ÛØ³ جÙ
ÙÙØ± Ú©Ø±Ø¯Ø ÙÙ
Ø§ÙØ·Ùر Ú©Ù Ù
Ø«ÙØ§ ÙÙ
Û ØªÙØ§Ù ØªÙØ¬Ù Ú¯ÙØ§Ù Ø¬ÙØ§Ûات Ø¢ÙÙ
ا٠در جÙÚ¯ Ø¬ÙØ§ÙÛ Ø¯ÙÙ
را ب٠گرد٠ÙÛØªÙر Ø§ÙØ¯Ø§Ø®Øª. Ø§ÙØ¨ØªÙ Ù
ردÙ
Ø¢ÙÙ
Ø§Ù Ø¯ÙØ³Øª ÙØ¯Ø§Ø´ØªÙد بÙ
بارا٠شÙÙØ¯Ø Ø¯ÚØ§Ø± گرسÙÚ¯Û Ø´ÙÙØ¯Ø Ø¬ÙØ§ÙØ§ÙØ´Ø§Ù در شر٠ارÙپا ÛØ® بزÙÙØ¯ Ù Ø¯Ù ÙØ§ Ø¨ÙØ§Û دÛگر Ø³Ø±Ø´Ø§Ù Ø¨ÛØ§Ûد اÙ
ا Ø¢ÙÙØ§ ÙÙØªÛ ب٠ÙÛØªÙر Ø±Ø§Û Ù
ÛØ¯Ø§Ø¯ÙØ¯Ø ÙÙØªÛ Ø¨ÛØ´ØªØ± Ø¬ÙØ§Ùا٠آÙÙ
اÙÛ Ø¨Ø§Ø²ÙØ¨ÙØ¯ÙØ§Û اس اس Ø¨Ù Ø¨Ø§Ø²Ù Ú©Ø±Ø¯ÙØ¯ Ù Ø¨Ù Ú¯Ø±Ø¯Ù Ø§ÙØ¯ÛØ´Ù
ÙØ¯Ø§Ù Ù
خاÙÙØ ÙÙØ§Ø¯Ù Ù
Û Ø§ÙØ¯Ø§Ø®ØªÙØ¯Ø ÙÙØªÛ گرÙ٠گرÙÙ Ù Ù
Ø´ØªØ§ÙØ§Ù٠در ارتش ثبت ÙØ§Ù
Ù
ÛÚ©Ø±Ø¯ÙØ¯ Ù "Ù¾ÛØ±ÙØ²Û Ø§Ø±Ø§Ø¯Ù" را ب٠ÙÙ
Ø§ÛØ´ Ù
ÛÚ¯Ø°Ø§Ø´ØªÙØ¯ ٠دÛگرا٠را تØÙÛØ± Ù
ÛÚ©Ø±Ø¯ÙØ¯ Ø¨Ø§ÛØ¯ Ùکر Ø¹ÙØ§Ùب آ٠را ÙÙ
Ù
Û Ú©Ø±Ø¯ÙØ¯. Ø´Ø§ÛØ¯ Ø¨Û Ø±ØÙ
اÙ٠باشد Ø¯ÙØ³Øª Ø¹Ø²ÛØ² ÙÙÛ ÙØ§ÙÙÙ Ø·Ø¨ÛØ¹Øª ÙÙ
Û٠است. ÙÙØªÛ با سرعت دÙÛØ³Øª Ú©ÙÛÙÙ
تر در ساعت در ÛÚ© Ø¬Ø§Ø¯Ù Ø®Ø·Ø±ÙØ§Ú© راÙÙØ¯Ú¯Û Ú©Ø±Ø¯ÛØ اÛÙ ÛØ¹ÙÛ Ø¨Ù Ù
ÛÙ Ø®ÙØ¯Øª Ù
رگ را Ø§ÙØªØ®Ø§Ø¨ Ú©Ø±Ø¯ÙØ§ÛØ ÙØ± ÚÙØ¯ ک٠در ÙØØ¸Ù Ø¢Ø®Ø± ترÙ
ز Ø¨Ú©Ø´Û Ù Ø¨Ø§ ØµØ¯Ø§Û Ø¨ÙÙØ¯ از Ù
ÙØ¯Ø³ÛÙ ØªÙØ§Ø¶Ø§Û Ú©Ù
Ú© بکÙÛ!
Ù Ù Ø³Ø¹Û Ù Û Ú©ÙÙ Ø¨Û Ø·Ø±ÙØ§ÙÙØ تصÙÛØ±Û از ÙØ§ÙØ¹ÛØª بساز٠. ش٠ا ÚØ±Ø§ Ùکر Ù Û Ú©ÙÛØ¯ ٠خاÙ٠تر٠ز Ú©Ø´ÛØ¯Ù ÛØ§ Ú©Ù Ú© Ø®ÙØ§Ø³ØªÙ ÙØ³ØªÙ Ø!
فرستاده شده در مقاله | ۷ نظر
احمدی نژاد رییس جمهور ایران است، دست کمش نگیرید!
آقای نبوی عزیز
مدتهاست که احساس می کنم شما در تحلیل از وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران دچار برخی سوء تفاهم هایی هستید و بنابراین تصویر نادرستی را برای مخاطبان تانِ انبوهتان ترسیم می کنید که اوج این سو تفاهم ها، در مطالبی که شما درباره آقای محمود احمدی نژاد، رییس جمهور ایران، می نویسید وجود دارد. به عنوان یکی از خوانندگان پر و پا قرص مطالب شما، اجازه می خواهم با صراحت به برخی از آنها اشاره کنم:
۱- اولین اشتباه شما و بسیاری از همفکرانتان این است که گمان می کنید یا اینگونه نشان می دهید که احمدی نژاد با یک تقلب گسترده بی سابقه و چیزی شبیه کودتای انتخاباتی رییس جمهور ایران شده است و بنابراین رییس جمهور واقعی ایران نیست. به عنوان کسی که دست کم از اوایل دهه هفتاد و در دولت های گوناگون، به طور فعال در انتخابات های مختلف شاهد و ناظر فعالی بوده است به شما اطمینان می دهم که هیچ انتخاباتی کاملا بدون تخلف انجام نمی گیرد و انتخابات ریاست جمهوری نهم نیز در شرایطی مشابه با سایر انتخابات ها برگزار شد. سهل است حتی این انتخابات نسبت به انتخابات دوم خرداد هشتاد و شش از سلامت و صحت بسیار بیشتری در برگزاری برخوردار بود و اگر اجماع مردم واقعا روی کاندیدای خاصی بود، امکان نداشت که نام کس دیگری از صندوق درآید؛ همانطور که در دوم خرداد، با وجود تمام تخلفات و حتی تقلب های سازمان یافته بر علیه خاتمی، بار هم این سید محمد خاتمی بود که با اختلاف بسیار زیاد به ریاست جمهوری برگزیده شد. فراموش نکنید که این را کسی برای شما می نویسد که در آن انتخابات در حمایت از رقیب احمدی نژاد فعالیت می کرد.
۲- دومین اشتباه شما این است که فکر می کنید، احمدی نژاد اعمال و رفتاری دارد که بر اساس آنها نمی توان او را "نماینده" مردم ایران دانست. این موضوع شاید در برخی از رفتار و گفتار جزئی و موردی احمدی نژاد صحت داشته باشد، ولی قطعا شما هم موافق هستید که هیچ رئیس جمهوری در دنیا وجود ندارد که تمام اعمال و رفتارش دقیقا نشان دهنده خصوصیات مردم کشورش باشد.
بحث بر سر مواضع کلی و منطقِ تصمیم گیری هاست؛ که به نظر من با این معیار، احمدی نژاد به شایستگی نشان دهنده خلق و خو و طرز تفکر ایران امروز و مردم ماست. مشکل در اینجاست که شما بحث های اخلاقی را با مقولات جامعه شناسی مخلوط می کنید و نتیجه نادرستی می گیرید، در حالیکه در یک مساله مبتنی بر جامعه و روابط بین مردمان، نمی توان به راحتی یک مساله اخلاقی که از پیش جوابش روشن است، نتیجه گرفت و حکم صادر کرد. مثلا نمی توان به همان راحتی که می توان حکم داد "دستور رئیس جمهور آمریکا برای حمله به ویتنام درست نبود" پس نتیجه گرفت که "رئیس جمهور وقت آمریکا نماینده مردم آمریکا و افکار عمومی آن دوره در آمریکا نبود". (متاسفانه برای ارائه مثال دستم از این بازتر نیست!)
بیایید برای یک بار هم که شده، "واقعیت" را با "ایده آل" و "آنچه هست" را با "آنچه باید باشد" خلط نکنیم. فرق است بین تایید کارهای احمدی نژاد و تایید نمایندگی او. متاسفانه شما خواسته یا ناخواسته دارید با اصرار بر این نوع نتیجه گیری، آن عادت قدیمی ما ایرانی ها را که تمام تقصیرها را متوجه دیگران می دانیم –و منشا بسیاری از بدبختی هایمان هم همین فرافکنی هاست- تقویت می کنید. اتفاقا الان فرصت بسیار خوبیست که ما از این خواب و رویا بیدار شویم. انصافا احمدی نژاد مثل آیینه ایست که خلقیات واقعیِ بیشترِ ما ایرانی ها را به ما و دیگران نشان می دهد و از این رو نه فقط نماینده مردمیست که به او رای دادند، که نماینده بسیاری از کسانی که به او رای نداده اند هم هست.
شما انتظار دارید مردمی که هر روز به خاطر خودخواهی تلفات بیشتری در رانندگی می دهند، عاشق راه های میانبر هستند، وقت شناسی درمیانشان نادر است، کارهایشان هیاتی ست، به جای کار ریش سفیدی را برای حل معضلات انتخاب می کنند، تحمل شنیدن انتقاد را ندارند، عاشق تمجید شدن اند، خود را از همه بهتر و بزرگتر و برگزیده تر می دانند… چطور نماینده ای داشته باشند؟!
۳- سومین اشتباه شما آنست که احمدی نژاد را فردی نادان یا به قول خودتان "مشنگ" توصیف می کنید که نمی فهمد چه می گوید و چه می کند. این اشتباه شما علاوه بر داشتن معایب مشکلات قبلی، بسیار هم خطرناک است و در ادامه این نوشته خواهید فهمید این خطر از کدام ناحیه است. اما قبل از آن باید با اطمینان بگویم که به هیچ وجه این گونه نیست و احمدی نژاد و نزدیکان او نه فقط ابله و مشنگ نیستند بلکه در بسیاری از امور زیرک و سیاستبازانی حرفه ای هستند. البته باز هم تاکید می کنم که "این یک قضاوت اخلاقی نیست" و اعتراف به زیرکی و آشنا بودن احمدی نژاد و بیشتر یارانش به رموز سیاست، به هیچ وجه به منزله درست دانستن کارهای آنها و نیز مفید بودن اعمال آنها برای مردم و مملکت نیست.
اما اگر دایره دید و تحلیل هایمان را از حد این دوسال ریاست جمهوری و بازتاب بخش بسیار اندکی از اعمال و رفتار احمدی نژاد در رسانه ها (که آنهم معمولا با اعوجاج انعکاس داده می شود) فراتر ببریم، با محمود احمدی نژادی مواجه خواهیم شد بسیار زیرک و سختکوش.
او در دوران سازندگی و زمانی که هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور بود، به سمت مهم استانداری اردبیل منصوب می شود که نشان از جایگاهِ سیاسی مناسب او داشته است و در زمانی که اصلاح طلبان برای هر گونه حرکتی، فقط چراغ دادن را انتخاب می
کردند، آنقدر با
چراغ خاموش به پیش می آید که ناگهان در برابر بهت همگانی، و حتی علی رغم برخی "مشکلات خاص" (مثل مشکلی؛ که بعدا در هنگام بررسی صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری در شورای نگهبان، محمدرضا باهنر در نامه ای با اشاره به یکی از آن ها، درخواست رد صلاحیت احمدی نژاد را کرد) به عنوان شهردار تهران انتخاب می شود. و درست از همان روز اول شهرداری، که بسیاری از مردم شمایل او را تحقیر می کردند؛ در تدارک ریاست جمهوری می شود که دیدارهای مردمی طولانی، اجابت درخواست تمام کسانی که برای گره گشایی به دیدار شهردار می رفتند، ایجاد ارتباطات وسیعِ شهرداری تهران با موسسات مذهبی به خصوص در قم، حمله به دولت و خاتمی در جایگاه رقیب، دادن شعارهای نو… همگی در همین راستا بودند.
او پس از رسیدن به ریاست جمهوری هم آنچنان با زیرکی (این زیرکی البته نام های دیگری هم دارد!) توانست منتقدان خود را دور بزند، که در نتیجه آن، با وجود اشتباه و حتی فاجعه بار بودن اکثر کارها و پروژه های دولت جدید، باز هم مخالفان در نزد افکار عمومی از جایگاه چندان بهتری برخوردار نیستند.
اکنون او تنها رییس جمهوری ست که در عرض دو سال به تمام استان های کشور سفر کرده و به تمام چند میلیون نفری که خطاب به او نامه نوشته اند، مساعدت (به خصوص کمک مالی) رسانده است. او تنها رییس جمهوری ست که می تواند تریبون ها و رسانه های کارآمد منتقدان، اعم از چپ و راست را عملا از کار بیندازد و البته با "صداقت" اعلام کند که "آزادی بیان در ایران تقریبا مطلق است". او آنقدر حوصله دارد که با وجود شکست سنگین طرفدارنش در شورای شهر تهران، با تک تک اعضای جدید ارتباط برقرار کند و حتی شخصا ساعتها با کسی چون علیرضا دبیر رایزنی کند و در نتیجه حریف نیرومند و خوشنامی چون "قالیباف" را به چنان وضعیتی دچار کند که با پادرمیانی بزرگان نظام و فقط با یک رای بیشتر (آنهم در برابر حریفانی چون بیادی و خادم!) شهردار شود. او تنها کسیست که می تواند، یک نشست دانشگاهی در آمریکا که بیشترین واکنش حاضران به او "دشنام" و "هو" بوده را با استفاده از رسانه های دولتی تبدیل به چنان "حماسه ای" کند که حتی مخالفانش نیز جز تایید او چاره نداشته باشند. اوست که با شناخت دقیق مکانیسم تلقین، آنچنان دولتهای قبلی را به بی عدالتی، ناکارآمدی، فامیل سالاری، شعاری بودن وحتی عدم پایبندی به آزادی بیان متهم می کند، که نه فقط توده ها، بلکه بعضا کسانی که با آمارها نیز سروکار دارند، باور می کنند که از دولت موسوی بی عدالت تر و از دولت هاشمی ناکارآمد و شعاری تر و از دولت خاتمی فامیل سالار و سرکوبگرتر نبوده و نیست!
نه آقای نبوی؛ احمدی نژاد آنگونه که شما هر روز تکرار می کنید مشنگ نیست و ساختن چنین تصویر نادرستی از او به آن جهت خطرناک است که در نهایت باعث دست کم گرفتنِ این رقیب می شود. آنهم رقیبی که استاد حرکت با چراغ خاموش است و از اولین روز ریاست جمهوری، به فکر انتخاب در دور دوم بوده است و تا به حال هم با کارهایی که بعضی از آنها ذکر شد، چند میلیون رای قطعی برای خودش اندوخته است.
شما چطور غیر از این فکر می کنید؟!
پی نوشت:
این یادداشت بازخوردهای بسیار خوبی داشت. بعضی از آنها:
در بالاترین، با ۷۷ امتیاز و ده ها نظر مفصل و خواندنی
پاسخ آقای نبوی در وبلاگشان؛ "چرا احمدی نژاد [...] است؟ "
***ضمنا من این مطلب و بقیه مطالبی که در جواب آقای نبوی خواهم نوشت را صرفا برای وبلاگ خودم می نویسم. از دوستانی که لطف می کنند و آنها را در سایت های دیگر منتشر می کنند تقاضا می کنم، با دادن لینک و ذکر این مطلب، خوانندگان را متوجه این نکته بکنند.
فرستاده شده در مقاله | ۱۴ نظر