دسته‌بندی نشده

نکاتی درباره بیانیه هفدهم موسوی؛ چیزی میان اتمام حجت و مانیفیست

بیانیه شماره ۱۷ موسوی یکی از زیرکانه ترین بیانه‌های اوست. موسوی در حالی این بیانیه را می‌نویسد که تقریبا تمام مشاوران و اطرافیان او دستگیر شده‌اند و حکومت تمام برگه‌هایش برعلیه او را رو کرده است. در تمام شبکه‌های صدا و سیما به طور شبانه‌روزی حادثه عصر عاشورا به "شکستن حرمت امام حسین" توسط طرفداران [...]

از هلوی ایرانی تا هلوکاست سرخپوستی!/ تحلیلی بر علاقه وافر احمدی‌نژاد به گفته‌های جنجالی

دکتر احمدی‌نژاد در یک برنامه تلویزیونی که اختصاص به معرفی وزرای پیشنهادی او برای کسب رای اعتماد داشت، دکتر لنکرانی را به «هلو» تشبیه کرد. احمدی‌نژاد که شخصی دیگری را به‌جای لنکرانی برای وزارت بهداشت ایران در نظر گرفته بود در حالی که سعی داشت با تمجید از این وزیر جوان نشان دهد که کنار [...]

چند پیشنهاد اجرایی در باب رسانه‌‌ی تازه و نقش وبلاگستان

جایی به طنز خوانده‌بودم که بر روی سنگ قبر یک مرگ‌اندیش (hypochondriac یا بیماری روانی با توهم توطئه) نوشته شده بود: «نگفتم؟»! حالا هربار که می‌خواهم به دعوت دوستان درباره رسانه بنویسم یاد همان می‌افتم! البته از این باب که اگر خودم بخواهم دراین‌باره بنویسم همه‌اش باید از روزگاری که چنین وضعیتی را پیش‌بینی می‌کردم، [...]

در فهم ارادت به حاجی اسفندیار!

برای درک بسیاری از رفتارهای احمدی نژاد و حلقه‌ی همفکران نزدیکش، رجوع به منطق سیاسی درست نیست و بیشتر منجر به پیچیدگی و تناقض در تحلیل و نتیجه‌گیری می‌شود. نمونه‌ها در این باب آنقدر زیادند که نیازی به نام بردن آنها نمی‌بینم. تازه‌ترین و شاید برجسته‌ترین رفتار احمدی‌نژادی از این دست، ماجرای رحیم مشائی است. [...]

چرا افسرده‌اید؟ فراموش نکنید که این بهترین حالت ممکن است!

این روزها دوستان بسیاری را می‌بینم که افسرده‌اند. این افسردگی ناشی از آن می‌شود که آنها گمان می‌کنند وضعیت فعلی بدترین وضعیت موجود است. از یک نظر این فکر می‌تواند درست باشد: کمتر کسی گمان می‌کرد حتی با انتخاب دوباره احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری چنین وضعیت اسف‌باری پیش آید. آنچه که نهایتا قابل پیش‌بینی بود [...]

دستور العمل عمومی دعوا کردن – سطح متوسط

مقدمه:  مجید؛ داداش کوچیکه‌ی من است که با هم ماجراها داشتیم. وقتی آمد کلاس اول دبستان من سال چهارم بودم و آنقدر شر که بدنامی من باعث می‌شد به عنوان "برادر اون فرجامی" همیشه برایش خط و نشان بکشند که اگر بخواهد راه من را برود از مدرسه اخراجش می‌کنند. یک سال بعد همه تعجب می‌کردند [...]

هشتم مارس، روز زنان و حقوقی زنانه‌ای که مربوط به همه‌ی ماست

من از شماره‌ی اول شرق، تا آن روزی که برای همیشه ارتباط آن‌مدلی‌ام با مطبوعات را بستم، ماهی چند تا یادداشت و مقاله و گزارش در آن روزنامه داشتم. آشنایی من با آن تیم از همکاری با صفحه‌ی اندیشه‌ی ضمیمه‌ی جهان روزنامه همشهری – که بعدا تیم شرق را تشکیل دادند- شروع شد. آن زمان [...]

طنز تاریخ مصرف‌دار در برابر طنز غیر قابل مصرف!

امروزه، طنز مکتوب، و به خصوص طنز مطبوعاتی ما بیشتر عاملی شده‌است برای ریشخند کردن، انتقام گرفتن از دیگران و مجموعه فعالیت‌های افشاگرانه‌ای که به " دراز کردن" معروف شده است. شخصا هیچ مشکلی با این چیزها، یعنی ریشخند کردن، انتقام گرفتن و رسوا کردن دیگران در قالب طنز ندارم. چه بسا که بخش مهمی [...]