بیشعوری

مرقومه‌ آقا ابراهیم خان نبوی درباره بیشعوری و مترجمش و نکته‌ ضخیمی بجهت تنبان فاطی

آقا ابراهیم‌خان نبوی ملقب به داور که از اعاظم فکاهیون مملکت بوده رسالات و کتب متعددی چاپ کرده و در جراید هم به طور مداوم قلم می‌زند و مقالات جدی در باب پلوتیک هم بکمال خوبی می‌نویسد یک مرقومه‌ای درباره‌ی کتاب بیشعوری نوشته در ضمن آن یک چیزهایی به اینجانب منسوب داشته که مستوجب خرکیف [...]

چند نکته‌ی توضیحی/تکمیلی درباره‌‌ی کتاب بیشعوری

۱- درباره استقبال استقبال از نسخه‌ی الکترونیک کتاب بیشعوری بیش از حد انتظارم بود. بعد از دو سال کش و واکش آزارنده – که در مقدمه‌ی کتاب به آن اشاره کرده‌ام- به طور قاطع مشخص شد که کتاب هیچ بختی برای انتشار رسمی در ایران ندارد. وسوسه شده بودم که آن را روی وب بگذارم [...]

درباره بلا و کتاب بیشعوری

در دوران روشنگری گمان می‌شد دانش دوای درد بشر است. کافیست آدمها باسواد شوند و کتاب‌های خوب بخوانند تا دنیا بهتر شود. جنگهای جهانی اول و دوم نشان داد اینطوری‌ها هم نیست. اتفاقا بزرگترین جنایات را باسوادترین ملت‌ها انجام دادند. علی‌القاعده ما هم باید به همچو نتیجه‌ای رسیده باشیم، هرچند با نیم قرنی تاخیر. خیل [...]

انفساخ

پاسخی به رییس شهیددزدان تهران و حومه، آقای حسین ش

ریاست کبرای شهیددزدان تهران و حومه آقای حسین ش در تاریخ یکروز پیش از دهم اسفند سال حصر خانگی موسوی و کروبی، در جریده تحت تیول شما که همنام با روزنامه معروف و معتبر کیهان، یکی از پرافتخارترین روزنامه‌های تاریخ مطبوعات ایران است، مطلبی در مورد محمود ف، یعنی من به چاپ رساندید که پیش [...]

خوش‌رقصی در جهنم، غزل امید در نیویورک

در ضیافت شام احمدی‌نژاد در نیویورک، زن جوانی با صدای لرزان به خبرنگار تلویزیون دولتی ایران می‌گوید: «شما نمی‌دونید چی دارید… اگه قدرشو داشتید… من خاک ایرانو ببینم خاکشو می‌بوسم…» تا اینجای کار هیچ اشکالی ندارد. نه طرفداری از احمدی‌نژاد چیز غریبی‌ست نه از دست ندادن شام مفت وزارت امور خارجه ایران در آمریکا با [...]

حقارت تا کجا آقای دانشمند؟!

پس از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد و درگیری‌های پس از آن، فقط شدت خشم و کینه و قساوت سرکوبگران نبود که حیرت برانگیز بود بلکه “حقارت” بخشی از حاکمیت که به توهین و تحقیر اکثریت مردم پرداخت هم شگفت‌آور می‌نمود. حقارت الزاما با رذالت یکی نیست. اگر احمدی‌نژاد و دار و دسته با رذالتی وصف‌ناپذیر [...]

فارنهایت خوش‌رقصی (پیشنهاد هزینه‌سازی به‌جای پرونده‌سازی)

می‌گویند زن و شوهری نیمه‌شب در محله‌ای راه می‌رفتند. لاشه‌لات‌ها جلویشان را گرفتند و گفتند یا هر دویتان را می‌کشیم یا زن باید برایمان برقصد. زن رقصید. لات‌ها رهایشان کردند. زن دید که مرد از او رویگردان است. گفت خودت دیدی که شرطشان این بود وگرنه هیچ بعدی نبود مست و لایعقل هردویمان را بکشند. [...]