آدمشناسی

یک سال از ۲۵ بهمن گذشت، من موسوی ۱۲ بازی می‌کنم شما چطور؟

در زمستان سال ۸۳ قرار شد ویژه‌نامه‌ای درباره اینترنت با نگاهی فلسفی برای خردنامه دربیاورم. آن زمان هنوز اینترنت در ایران فراگیر نشده بود و اصولا هنوز اکثریت جامعه در مرحله آشنایی با تکنولوژی آن به عنوان ابزار بود و نه تاثیرات فرهنگی و هویتی آن. مراد فرهادپور آن زمان به دعوت و خواهش من [...]

گزارشک‌هایی از روستا

پدر و مادرم و سه تا از برادرهایم با خانواده‌هایشان از ایران آمدند و دو هفته با هم بودیم. گزارش‌های دست اولی از ایران برایم داشتند. به خصوص از این لحاظ که ما به طور خانوادگی با کشاورزی و روستا گره خورده‌ایم. تمام اجداد پدری و مادری من، تا آنجا که تاریخ خانواده به یاد [...]

یک‌سال در جزیره‌ی چینی‌ها

پی نوشت‌ِ پیش‌پیشکی: حدود سیصد برگ دستنوشته، حاصل روزانه نویسی‌های منست از وقتی که از ایران خارج شدم. دوست داشتم آنها را در وبلاگم منتشر کنم اما نمی‌دانستم به چه بهانه‌ای. مثل آدمی که کلی حرف دارد اما نمی‌داند چطور سر حرف را باز کند. جالب اینجاست که اصلا وبلاگ می‌نویسم که بی بهانه و [...]

راه و رسم جوزده نشدن در فضای وب، گفتگو با حامد قدوسی

متن زیر حاصل گفتگوی ما با پروفسور حامد قدوسی، یکی از معدود بازماندگان نسل اول وبلاگ‌نویسی فارسی است که با ایشان در منزلشان واقع در حومه لندن انجام شده است. پروفسور قدوسی بر خلاف تقریبا همه وبلاگ‌نویسان هم‌نسل خود، از صحت و سلامت کامل برخوردار است و زندگی آرامی را در منزل قدیمی، بزرگ و دلباز خود دنبال می‌کند. قرار ما با وی ساعت 6 صبح بود، پروفسور قدوسی در حالی که ورزش صبحگاهی را به پایان رسانده بود و اشعار عطار را می‌خواند ما را به برای 35 دقیقه سر میز صبحانه به حضور پذیرفت. به مناسبت 50 سالگی وبلاگ‌نویسی به سراغ این استاد برجسته اقتصاد و بیزینس ایرانی رفتیم و خواستیم ضمن بازگویی خاطرات خود از آن دوران، راه و روش آرامش و موفقیت را برای ما و فعالان عرصه وب بازگو کند.

Cyberlife

این ویدئوی ما (من، پریسا و سهراب) برای طرح یک روز از زندگی ایرانیان بنیاد ایران‌نداست. اصرار داشتم که تمام تصاویر در طول یک‌روز گرفته شود و تمام کار تدوین هم روز بعد انجام شود. به نظرم می‌رسید کار اینطوری طبیعی‌تر می‌شود. سناریو و دکوپاژ هم نداشت و تمام حرفها و کارها همانهایی‌ست که در [...]

خوش‌رقصی در جهنم، غزل امید در نیویورک

در ضیافت شام احمدی‌نژاد در نیویورک، زن جوانی با صدای لرزان به خبرنگار تلویزیون دولتی ایران می‌گوید: «شما نمی‌دونید چی دارید… اگه قدرشو داشتید… من خاک ایرانو ببینم خاکشو می‌بوسم…» تا اینجای کار هیچ اشکالی ندارد. نه طرفداری از احمدی‌نژاد چیز غریبی‌ست نه از دست ندادن شام مفت وزارت امور خارجه ایران در آمریکا با [...]

یوم الله وبلاگ؛ یک نوشته عجله‌ای

عدل دیروز که روز جهانی وبلاگ بود اینترنت ما قطع بود. امروز هم که پسین روز روز جهانی وبلاگ است پیشین روز فرداست که موعد تحویل یک مشق هشت صفحه‌ای به زبان انگلیسی در مورد رولان بارت است. ناگفته پیداست که چنین کاری به زبان فارسی هم مستلزم عرق‌ریزان روح و سایر جوارح (اصل همان [...]

حقارت تا کجا آقای دانشمند؟!

پس از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد و درگیری‌های پس از آن، فقط شدت خشم و کینه و قساوت سرکوبگران نبود که حیرت برانگیز بود بلکه “حقارت” بخشی از حاکمیت که به توهین و تحقیر اکثریت مردم پرداخت هم شگفت‌آور می‌نمود. حقارت الزاما با رذالت یکی نیست. اگر احمدی‌نژاد و دار و دسته با رذالتی وصف‌ناپذیر [...]