بايگانی بُریدانه‌ها

دعاي سفره

الهي شُكر

خدايا ما رو كه سير كردي

همه‌ی گرسنه ها رو بُکُش!

دعا

خدايا!

ما رو از شر طرفدارات حفظ بفرما

آمين!

خطر سفر

می‌رم به مشهد... می‌رم به مشهد

تو جیبام پرِ...

الحمد و اشهد!

بزرگي!

غصه نخور

خدا بزرگه

و هر روزم بزرگتر مي شه...!

نکته

- برگوی نامت چیست فرزندم تا رازی را با تو در میان نهم؟

- شما که اسم بچه‌ی خودت یادت نیست لازم نیست رازی رو به من بگی باباجون!

کار خوب!

بعضی چیزا دو پهلو ان

مثل کیش و ریش و قربان

مثل کار خوب

دیروز زنگ زدم به مامانم

گفتم دیگه تموم شد

دیگه واسه مطبوعات کار نمی‌کنم

خیلی خوشحال شد و دعام کرد

چه کار خوبی!

شعر بنزینی-ناموسی!

امروز رفتم بنزین بزنم. ساعت دو تا دو و نیم ظهر توی صف بودم تا نوبتم شد.

تا نوبتم شد بنزین تموم شد.

راننده یک آژانس که تا سر شیلنگ را کرده بود توی باکش، بنزین تمام شده بود؛ داد می‌زد «دیوثا دیوونه‌مون کردین!»

کارگرای پمپ ریخته بودن سرش و می‌خواستن بزنندش.

یارو هم همونطور داد می‌زد «دیوثا...!»

واقعا دوریالی این کارگرای پمپ کجه.

از یکی از همون دوریالی‌کج‌ها با هزار خواهش یک لیتر بنزین خریدم به هزار و پانصد تومان.

زنده‌باد دیوثا که کارشون رو خوب بلدن!

 

 
 

منو اصلی

خانه
بايگانی
براده‌ها
درباره نويسنده
دبش
لينک دبش
تماس
 
 

تشکر


Syndicate this site
طراحی توسط: ايرانيانت
Movable Type 3.35