بايگانی June 2009

زنده باد قهرمان

تقریبا وسطهای کوچه بود که صدای همهمه و فریاد نفرات جلویی صف بلند شد...روی نوک پا ایستادم که ببینم آنجا چه خبر است...گارد ضد شورش مسیر را بسته بودند و اجازه خروج نمیدادند...مانده بودیم که بالاخره تکلیف چیست و اگر بخواهیم برویم خانه مان باید چه کار کنیم و اصلا مگر شرکت در مراسم مسجد قبا جرم بوده که اینها اینطور راه را به رویمان بسته اند ...چند لحظه که گذشت اتفاقی بد تر افتاد...به گارد ضد شورش فرمان حمله داده شد...

 گزارش شراگیم از مراسم "مجوزدار" مسجد قبای دیروز را توصیه می‌کنم حتما بخوانید. این گزارش از چند جهت قابل تامل است. اول اینکه گویا برای نظام مقدس چندان فرقی بین مجوز داشتن و نداشتن و مسالمت آمیز بودن و نبودن یک مراسم وجود ندارد. این کار نه فقط بی اخلاقی و  نامردی است بلکه به سرعت به عامل دردسر بزرگتری برای همین حکومت تبدیل خواهد شد. وقتی قرار است یک نفر که آرام دارد قدم می‌زند به اندازه‌ی کسی که شعارهای تندی داده کتک بخورد، خب شعارش را هم می‌دهد و اگر قرار باشد کسی که شعار داده به اندازه یک تروریست مجازات شود...

دیگر آنکه پی‌نوشتی که شراگیم در انتهای این گزارش نوشته تکان دهنده است. لااقل برای منی که می‌دانم شراگیم نامی‌ست واقعی از انسانی که با مشکلات فراوان، دارد در تهران زندگی می‌کند. بی پشت و پناه و یاوری خاص. من شراگیم را دیده‌ام. و خدا را شکر می‌کنم که در زمانه‌ی سیاست‌بازهایی مثل مهدوی‌ها، آدم‌های شریفی مثل شراگیم وجود دارند که ادای قهرمان‌ها را در نمی‌آورند اما کارهایشان نشان می دهد عصر قهرمان‌ها نگذشته است. زنده باد شرافت؛ زنده باد آزادگی؛ زنده باد قهرمان!

دیگه اون آق منصور نبود

هشتاد نود سالی قبل در تهران و در محله درخونگاه یک جاهل سیاسی بود به نام آق منصور رباطی مداح بود و به خود لقب داده بود حق نظر، در دوره صدارت وثوق الدوله، به جرم بدگوئی و گردن کشی یک چند گرفتار شد و نزدیک بود به سرنوشت دیگر یاغی های زمان مبتلا شود، اما بعد از آن سوراخ دعا را یافت و مداحان را گرد خود آورد، خدمت بزرگان می کرد و برای خودش دستگاهی به هم زده بود. جهال هم از او حساب می بردند به حساب آن که لولهنگش آب بر می داشت، از دستگاه سردار سپه میرآبی برزن درخونگاه را گرفته بود.
زندگیش راه می رفت و زندگی نوچه ها و لات و لوطی هایش تامین می شد. ولی عددی نبود، قد و قواره ای نداشت، پهلوانی نکرده بود، فقط می گفتند به فکر مردم است که آن هم بزودی یادش رفت.

پس عجب نبود اگر نسق گرفتن از آق منصور، منتهای آرزوی جوان های زورخانه رو بود و عشق لاتی ها آن روزگار. گیرم او که در جریان جمهوریت و بعد هم تظاهرات ضد قاجار و خلاصه به سلطنت رسیدن رضاشاه، دسته راه انداخته و مداحان را به صف، و خدمت ها کرده بود وانمود می کرد که دمش به جاهای بالا وصل است.

در همین روزگار اصغر آب منگل، یک روز جوانی کرد و سر راه آق منصور قد کشید. آن هم وقتی که داشت برای نوچه ها رجز می خواند که "فرمانفرما از من لم رعیتداری پرسید و رضاخان بهم گفت کجائی آق منصورر، یک سری به کاخ مرمر بزن، بهش گفتم کوخ پیرزن را به صد تا کاخ نمی دهیم". سرمست از این که عده ای از جوان ها زیر بازارچه پای صحبتش ایستاده اند و رهگذران بی سلام رد نمی شدند گل انداخته بود نقلش "همین دیشب صاحب اختیار پیغام فرستاده بود که آقا مستوفی الماللک می فرمایند اگر آق منصور نبود همه جای تهرون درخون بود، اما الان به همت آق منصور درخونگاه و سنگلج بهشت شده".

نوچه ها و مداحان در نشئه این رجزها مست بودند که صدای اصغر آب منگل بلند شد که گفت "حالا که آق منصور نقاره زن سبیل شاه شده چرا تخت گیوه اش سه تاست، چرا تو گوش عین الله پینه دوز کوبیده که گیوه را تخت گرفتی قدمو کوتاه نشون کردی، چرا حسن حاجی را که فقط گناهش این بود که تملق نمی گفت انداختین گوشه خندق، چرا نان زیر کبابتو ضبط و ربط نمی کنی که باعث بی حرمتی محل نشه..." از این تندتر وهنی نمی شد به گنده لات شهر روا داشت. یک باره سی چهل نوچه لات دست به قمه شدند. کنایت های اصغر به بدجاهائی اشارت داشت، آق منصور که از کوتاهی قدش خیلی شکوه داشت با فاش شدن سه تخته بودن گیوه اش، راستی دمغ شد. و این رازی نبود که افشایش بی عقوبت بماند.

کلام اصغر آب منگل هنوز در فضا بود که امنیت پوشالی درخونگاه به هم ریخت، هیاهو بود و صدای الله اکبر از هر سو بلند، حسین شرخر تونتاب حمام گلشن که صدای بمی هم داشت شروع کرد بر پشت بام حمام سنج زدن و وحشت انداختن، از وحشتش بود. همه محل گوش شدند. اصغر و چند تا جوجه پهلوان که باهاش بودند در این کوچه و آن پسکوچه به چنگ لات ها افتادند تن خونینشان به خانه رسید. یکی شان هم در خون غلتید و بی جان شد. تا یکی دو هفته ای هم لات ها سر شب سرچهار راه عربده می زدند و هل من مبارز می طلبیدند. شب های آب انداختن به آب انبارها هم مداح ها و میرآب ها دسته جمع داد می زدند زنده باد آق منصور ندیم فقرا، دشمن اغنیا. مردم در خانه دندان قورچه می رفتند.
دو سه روز بعدش درخونگاه باز آرام شد، و قصه به روزگار ماند.

سال ها بعد خبرنگار فضولی اصغر آب منگل را یافت، هنوز جای نیش چاقوها و کناره قمه بر دست و بالش بود. اما چون به حکایت رسید لبخندی محو صورت پرچینش را پوشاند و گفت ما جوانی کردیم اما آق منصور هم دیگر آق منصور نشد ها.

در بین حکایت هایش اصغر آب منگل می گفت "آن شب ما لت و پار شدیم اما همان صبحش من که خونین تو جوب آب افتاده بودم، صدای یک رهگذر را شنیدم که داشت از سکه های قلب می گفت. یعنی خلاصه، به همت مولا، یک شبه اندازه آق منصور درآمد، رجزخوانی فرمانفرما از ما درس رعیت داری می گیرد، شیشکی انداز شد. حق نظر نبود از نظر افتاد. همان رباطی شد که اصلش بود".

نقل است آق منصور حق نظر سال ها، بعد از وقعه درخونگاه گفته بود آن شب نفس بریدند مداح ها و بچه های گردن کلفت و غیرتی، فضول ها را به سزا رساندند و خاک مرگ پاشیدند بر سر محل. اما دو سه روز بعدش که از بازارچه رد می شدم، ملتفت شدم مردم نگاهشان را می دزدند. محبت از چشم ها رفته بود، احترام هم جا سنگین نمانده بود. فهمیدم روز ما به غروب رسیده. رفتم بلکه تو تکیه، روضه سید الشهدا بشنوم دلم باز شود، دیدم پسر بچه ای آمد و گفت آقامیر حالش خوب نیست گفته امروز تکیه تحطیل است. در حقیقت بخت ما تحطیل شده بود، نفهمیده بودیم.

 

* به نقل از مسعود بهنود
 

آی طنز با آدرس جدید

آی طنز را از این به بعد اینجا ببینید:

itanz.net

اگر لینکها در وبلاگتان نمایش داده نمی‌شود کافیست تمام آدرس‌های itanz.com را به itanz.net تبدیل کنید. همه چیز درست می‌شود.لطفا اگر مقدور هست این را اطلاع‌رسانی کنید.

(می‌دانم که در این روز و روزگار حوصله طنز و این چیزها برای کسی نمانده ولی افسردگی و دست از کار کشیدن ما همان چیزی‌ست که آنها می‌خواهند...)

آیا گربه به دره سقوط خواهد کرد؟

همه ما با این صحنه کلاسیک کارتونی آشنایی داریم: گربه به پرتگاهی می‌رسد، اما به راه رفتنش ادامه می‌دهد، و این حقیقت را که دیگر زمینی زیر پایش نیست نادیده می‌گیرد؛ فقط هنگامی افتادنش آغاز می‌شود که به پایین نگاه می‌کند و ژرفای دره را می‌بیند. رژیمی که اقتدارش را از دست می‌دهد، شبیه همان گربه بالای پرتگاه است: برای افتادن فقط کافیست که یادش بیاندازید به پایین نگاهی بیاندازد...
 

نوشته‌ی اسلاوی ژیژک درباره‌ی وقایع اخیر ایران - متن کامل را از اینجا بخوانید.

پخش اخبار می‌شود آغاز...

کی شعر تر انگیزد شاعر که حزین باشد
اما چه کند وقتی او حرفه‌اش این باشد...
-------------


در خیابان کمی کتک خوردی
نشِکستی ولی ترک خوردی

بسته‌ی چیپس توی دستت بود
ناگهان از دو جا پفک خوردی

یک عدد چوب توی هفتم تیر
دو عدد میله در ونک خوردی

سه عدد چیز نیز شکل چماق
مثل یک جور بیلبیلک خوردی...
***
می‌رسی پای جعبه‌ی جادو
تا ببینی چقدر چک خوردی

پخش اخبار می‌شود آغاز
تازه فهمیده‌ای کلک خوردی

رفته بودی اراذل و اوباش(!)
سگ بغل کرده، آیس‌پک خوردی

عربده می‌کشیده‌ای از بس
چیز بدتر از ایستک خوردی

تازه یک عده را کتک زده‌ای
گول اخبار قاصدک خوردی...
***
کار دنیا همیشه برعکس است
زده‌ای منتها کتک خوردی...

----------------

سروده‌ی مهدی استاد احمد

آخرین خبرها

دستگیری 5 نفره زنان خانواده هاشمی / نه بابا، بیشتر از نشان دادن عکس هم بلدند!

عبدالله شهبازی در نامه‌ای خطاب به حداد عادل: من شهادت مي‌دهم که «کودتاي انتخاباتي» شد / اینکه آدمی مثل شهبازی بعد از نماز جمعه پریروز این حرف را رسما بنویسد خیلی حرف است ها!

10 کشته در درگیریهای دیروز تهران / این خبر رسمی‌ست؛ تعداد واقعی به نظرم خیلی بیشتر از اینهاست

ناطق نوری: من در خدمت رهبر انقلاب هستم

چرا مردم از حذف تیم ملی ایران خوشحال شدند؟

حقیقتاً چه اتفاقی روی داده که نه یک هم‏وطن بلکه قشر وسیعی از ایرانیان، برای نخستین بار آرزوی شکست تیم ملی فوتبال به عنوان یکی از برجسته‏ترین و مورد توجه‏ترین بخش‏های ورزش ایران را در دل جای داده و برای وقوع آن دعا می‏کنند؟ آیا تمامی این قشر وسیع به وطن پشت کرده و خائن به این آب و خاک هستند یا بیم آن دارند که این توفیق به نام عده‏ای مصادره شده و ارزش‏های ورزش ایران فدای تعلقاتی شود که چسبیده‏های سیاسی به ورزش در پی آن هستند؟!

یک مطلب خواندنی از یک جنبش اجتماعی تاریخی. توصیه می کنم حتما متن کامل آن را به قلم دبیر سرویس ورزشی سایت تابناک بخوانید. کامنتهایش هم خواندنی ست. رشد آگاهی و تعهد اجتماعی مردمی که بیست سال سعی شده "فوتبال" تمام سلول های خاکستری مغزشان را اشغال کند؛ حیرت انگیز است...

یعنی چه؟

اینچنین پرده برانداخته ای یعنی چه؟

چند خبر تازه

نامه رضایی به رهبر / کوتاه ولی بسیار گویا که نشان دهنده ی تفاوت افرادی مثل رضایی با هاشمی ست.

 

«همیشه در ایران چنين اختلافاتي وجود داشته است...» از افاضات حسن نصرالله درباره انتخابات ایران و اعتراضات مدنی / اینجاست که باید گفت: نکن حسن! خطرناکه حسن!

 

فارس: حرکت عاشقان ولایت با اتوبوس از سراسر ایران به سمت تهران / کروبی هم گفته ساعت 11 از هفت تیر با معترضان به سمت نماز جمعه حرکت می کند. فردا روز تاریخی و بزرگی باید باشد. خدا کند بین عاشقان ولایتی که فارس خبر حرکت اتوبوسی شان را داده با معترضان درگیری به وجود نیاید؛ که اگر بیاید واویلاست.

 

کجایید ای شهیدان خدایی؟

کجایید ای شهیدان خدایی؟

 این هم یک عکس تاریخی برای ضرغامی که از صدا و سیمایش امروز داشت نوحه "یاد امام و شهدا" پخش می کرد!

 

چه کسی شیشه ها را شکست؟ خود عکس گویاست به گمانم...

نامه موسوی برای برخورد با لباس شخصی‌ها

شورای امنیت كشور

طی ایام اخیر به كرات مشاهده می شود كه همردیف با قوای انتظامی افرادی بدون لباس فرم، بدون نشان مشخص و بدو ن جایگاه قانونی معین با سلاح های سرد (از قبیل شلنگ، چماق، زنجیز، میله آهنی و ....) و گاهی سلاح گرم در سطح شهر ظاهر می شوند، قبل از نیروی انتظامی به صفوف تظاهركنندگان حمله می كنند و ضمن تحریك اجتماعات به تخریب اموال و وسایل نقلیه مردم می پردازند. به آن شورا متذكر می شوم این پدیده شوم كه متصدیان برقراری امنیت و نظم در خلال صفوفشان از نیروهای لباس شخصی استفاده كنند تنها نشان می دهد كه نیروی انتظامی از مغایرت اعمال خود با شان و وظیفه قانونی اش كاملا اطلاع دارد، به صورتی كه حاضر نیست ننگ این اعمال به لباس متحدالشكل او نسبت پیدا كند. آزادی، نظم و امنیت از حقوق اولیه و تومان شهروندان است كه طی مدت اخیر هر سه آنها از سوی نیروهای لباس شخصی مورد تجاوز قرار گرفته است.
ضمن محكوم كردن این رویه از كلیه مقامات ذیربط موكدا درخواست می شود جهت كمك به حفظ آرامش و امتناع از تحریك اجتماعات خودجوش و مسالمت آمیز مردم فورا از مداخلات این افراد جلوگیری به عمل آورند.

میرحسین موسوی

رونوشت: شورای عالی امنیت ملی

-----

منبع: کلمه سایت رسمی موسوی

آخرین خبرها

راهپیمایی مسالمت آمیز

آخرین خبرهای موثق نشان می‌دهد که راهپیمایی امروز دوشنبه از ساعت 4 و از میدان انقلاب انجام خواهد شد و خبر لغو آن جعلی بود. سایت تابناک هم آن را برداشت: http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=51939

---------------------

قلم‌نیوز سایت رسمی میرحسین هم رسما اعلام کرد که میرحسین در راهپیمایی امروز شرکت خواهد کرد.

درخواست مجوز برای راهپیمایی روز دوشنبه

قلم - رییس کمیته رسانه و تبلیغات میرحسین موسوی تاکید کرد که مردم عزیز و شریف ایران مطمئن باشند که مهندس موسوی با تمام توان در جهت دفاع از حقوق آنها تلاش می کند.
دکتر ابوالفضل فاتح در گفت و گو با قلم نیوز با بیان اینکه همه مراقبت کنند که به شکل قانونمند و با خویشتن داری مسایل خود را بیان کنند از مردم خواست که به دام آشوب ها و رفتار غیرقانونمند گرفتار نشوند. وی گفت: روشن است که ما به تخریب اموال عمومی به شدت ظنین هستیم و آن را محکوم می کنیم؛ چرا که مطمئنیم حساب مردمی که برای دفاع از حق خود سخن می گویند، از آشوب و آشوب طلبی جداست. رییس کمیته رسانه و تبلیغات ستاد موسوی گفت: مطمئنا مردم در ابراز نظر خود موازین قانونی را رعایت کرده و مراقب نامحرمان و بهانه جویان هستند؛ انتظار می رود که همگان در ابراز نظر خود موازین قانونی را رعایت کنند. فاتح از عوامل نیروی انتظامی هم خواست تا خویشتنداری کنند و مرزهای قانونی را در رفتار خود رعایت کنند. وی با اشاره به برخی دستگیری ها و برخوردهای انجام شده گفت: از مسوولان امر انتظار می رود که جلوی امنیتی شدن فضا را بگیرند و در برخوردهایشان خویشتن داری کنند. فاتح با استقبال از خبر آزادی برخی از دستگیرشدگان، تاکید که ما خواهان آزادی تمام دستگیرشدگان هستیم. وی همچنین با محکوم کردن فیلتر شدن سایت قلم نیوز و پلمپ کلمه سبز، ایجاد محدودیت در فضای اطلاع رسانی در شرایط فعلی را به نفع کشور ندانست و رفع فیلتر از قلم نیوز و رفع پلمپ کلمه سبز را خواستار شد. فاتح با اعتراض شدید نسبت به سانسور کردن مهندس موسوی در کشور، این اقدامات را مغایر با قانون و اخلاق ملی و مصلحت کشور خواند.
وی همچنین درباره برخی شایعات مبنی بر حصر یا اعمال محدودیت برای مهندس موسوی، این موضوع را قویا رد کرد و از مردم خواست که به شایعات گوش ندهند و اخبار دقیق مربوط به مهندس موسوی را از طریق سایت رسمی وی پیگیری کنند. فاتح با رد برگزاری سخنرانی یا هر گونه اجتماعی از سوی مهندس موسوی در روز یکشنبه تاکید کرد که هر گونه برنامه یا سخنرانی مهندس موسوی حتما از طریق سایت های رسمی وی به اطلاع مردم عزیز می رسد. رییس کمیته رسانه و تبلیغات ستاد موسوی در عین حال خبر داد که مهندس موسوی برای برگزاری یک راهپیمایی در روز دوشنبه درخواست مجوز کرده است. وی در رابطه با هزینه های ستاد نیز گفت: پس از رفع پلمپ ستاد، ریز هزینه های ستاد در اختیار عموم مردم قرار خواهد گرفت تا مردم خود قضاوت کنند که تا چه اندازه نسبت های ناروا به این ستاد وارد شده است.

خطرناکه حسن!

داشتم از خیابان ولی عصر رد می‌شدم که بیایم خانه. یک دفعه یک صدای نعره‌ای به گوشم رسید ودیدم یکی افتاد روی آسفالت‌ها و چشم‌هایش به بالا خیره ماند. فکر کردم مرده ولی بعد از چند دقیقه به هوش آمد. این باتوم برقی هم که دست برادران است چیز خطرناکی‌ست ها. مواظب باش خطرناکه حسن! (البته منظور از حسن، سید حسن نصرالله نیست. آن بنده خدا که با آن همه توپ و تفنگ و حزب‌اللهی که در اختیار دارد مردانه قبول می‌کند شکست خورده و به جای مردم خودش می‌رود با اسرائیلی‌ها می جنگد...)

متن پیام میرحسین موسوی

ملت شريف ايران


نتايجي كه براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام شد بهت آور است مردمي كه در صفهاي طولاني اخذ راي شاهد تركيب آرا بودند و خود مي دانند كه به چه كسي راي داده اند با حيرت تمام به شعبده بازي دست اندركاران انتخابات و صدا و سيما نگاه مي كنند. آنان اينك بيش از هميشه به دنبال آن هستند كه بدانند چگونه و توسط چه كساني و مقاماتي طرح اين بازي بزرگ ريخته شده است. اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار مي دهم كه تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهم شد. نتيجه آنچه كه از عملكرد متصديان بي امانت ديده ايم و مي بينيم جز تزلزل اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و حاكميت دروغ و استبداد نيست. اينجانب طبق وظيفه شرعي و ملي خويش به افشاي رازهاي پشت سر اين روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود كننده آن را بر سرنوشت كشور توضيح خواهم داد و ترس آن دارم كه ادامه وضع موجود همه نيروهاي موثر در نظام را به توجيه گراني دروغگو در مقابل مردم تبديل كند و دنيا و آخرت آنان را در معرض لطمه هاي جبران ناپذير قرار دهد.


به مسوولان توصيه مي كنم بيش از آن كه دير شود اين روند را فورا متوقف كنند و همگي به خط قانون و امانتداري از آراي ملت بازگردند و بدانند كه خروج از عدالت مشروعيت زداست. آنان بيش از هر كس ديگر از اين حقيقت باخبرند كه در اين كشور انقلابي بزرگ و اسلامي صورت گرفته است. كمترين پيام انقلاب ما اين است كه مردم آگاهند و در برابر كساني كه با تقلب روي كار بيايند تمكين نخواهند كرد.
اينجانب از همين فرصت استفاده ميكنم و ضمن تشكر از عواطف ملت بزرگوار ايران به آنان تذكر مي دهم كه ايران اين موجود آسماني متعلق به آنان است و نه متقلبان، اين آنان هستند كه بايد با هوشياري خود از آن حفاظت كنند. خائنين به آراء مردم ابايي از آن ندارند كه اين خانه پارسايان به آتش كشيده شود. ما موج عقلانيت سبز خود را كه برگرفته از تعاليم ديني و علايق ملت ما به اهل بيت پيامبر(ص) است با تمامي شور ادامه مي دهيم و با شورش دروغ كه در كشور طغيان كرده و چهره آن را آلوده است مبارزه ميكنيم، اما اجازه نخواهيم داد كه حركات ما شكل كور به خود بگيرد.


جا دارد از يكايك شهرونداني كه براي رساندن اين پيام سبز هر كدام ستادي بودند و تمامي ستادهاي مردمي و رسمي كه در انتخابات فعاليت ميكردند سپاسگذاري كنم و تاكيد نمايم كه تا رسيدن به نتيجه اي كه كشور ما لايق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نياز است.

و ما لنا الا نتوكل علي الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علي ما اذيتمونا و ع لي الله فليتو كل المتوكلون

 
 

منو اصلی

خانه
بايگانی
براده‌ها
درباره نويسنده
دبش
لينک دبش
تماس
 
 

تشکر


Syndicate this site
طراحی توسط: ايرانيانت
Movable Type 3.35