بايگانی August 2006

فرازي از خطبه چلچراغيه

و در خبر است که چون طنزِ وبلاگِ ديگران در مطبوعه خويش بچاپيد، نام آن وبلاگ را به عنوان منبع مذکور داريد و خداي نمي بخشايد آن کس را که نکات مضحک طنزنبشته ديگران را به هر علتي محذوف دارد و چيز خنکي را به نام ديگري به خورد خلق الله دهد و عِرض از طنازان ببرد.

شیرازو

اول اینکه شیرازم. اینجا هوا گرم و ترافیکو سنگینه. ئی شهرو خیلی کوچیک تر او اونیه که فکرشو می کِردم. امروز یِی ملاقاتی با جناب حافظو داشتم. سلام مخصوص رسوند. از ئی الکل گندمو هم که تو دواخونه ها می فروشن راضی بود ولی می گفت شاهد خوب ئی روزا کمیابه و از هموفوب ها خیلی گلایه داشتو!

دوم اینکه ئی مطلبو درباره SAWS خیلی سر-صدا کِرده، بعضی ها نظرو گذاشتن بعضی ها اس ام اسو زدن که منظورت فلانی بوده. والله ئی جورو نبود و من موقع نوشتن ده دوازده بیمارو رِ خوب نظر کردم. خب من چه کنم که "آنچه همه خوبان دارند او یکجا دارد"؟

آشپز مخصوص!

پرستو گه‌گاهي مطالب با مزه هم مي نويسه (صرفنظر از گزارش‌هاي خيلي حياتي و با مزه‌اش در مورد مودم خريدن و ماتيز راندن كه معمولا يك خطي‌اند!). از جمله اين مطلب كه چون وبلاگش فيلتره من اين رو اينجا ميارم:

چهارشنبه‌ی گذشته، در صفحه‌های آگهی يکی از روزنامه‌ها، بخش استخدام، خواندم: «يک نفر آشپز خانم 17 تا 20 سال، جهت آشپزی در منزل (غرب تهران)، سه روز در هفته نيازمنديم.» 17 تا 20 سال؟ عجيب بود برايم. تماس گرفتم با شماره‌ی موبايل تاليايی که در آگهی بود: صدای مردی که ميان‌سال به نظر می‌رسيد جواب داد.

-برای آگهی‌ای که داده بودين، تماس گرفتم.
–کدوم آگهی؟
-همون که در روزنامه‌ی ... چاپ شده و آشپز خواسته بودين.
–شما چند سالته؟
-براتون خيلی مهمه؟ سنم بيشتر از 20 است. چرا براتون مهمه؟
-می‌خوام آشپزم کم سن و سال باشه.
–تجربه‌ی آشپزی‌شون کم‌تره که!
–باشه، می‌خوام کم‌سن باشه.
–بله. برای چند نفر بايد آشپزی کنه؟
-برای خودم. من تنهام. مريض هم هستم. سختمه آشپزی. راستی من يه توليدی هم دارم. می‌تونی بيای اون‌جا کار کنی، سه روز در هفته هم بيای يه سر خونه، آشپزی کنی.
–آهان. همون آشپزی فقط حقوقش چقدر هست؟
-حالا بيا، با هم حرف می‌زنيم (با خنده)
–می‌خوام بدونم می‌ارزه يا نه...
–بيا ببينمت، بعد حرف می‌زنيم. کنار ميايم.
–می‌شه بيرون غذا رو درست کنم، بيارم؟
-بيا حرف بزنيم...

ددالوس و ايکاروس

اگه به تئاتر علاقه داريد و هنوز "ددالوس و ايکاروس" رو در سالن چارسوي تئاتر شهر نديده ايد، همين امروز ساعت شش و نيم اونجا باشيد و با دو هزار و پونصد تومن، يک روايت جذاب و باورنکردني رو از افسانه ايکاروس ببينيد. (اگه شهرستاني هم هستيد، به يه بهانه اي بيايد تهران و اين کار رو ببينيد و اگه خارج از ايرانيد... زياد ناراحت نباشيد، به احتمال قوي اين تئاتر اجراي خارج هم خواهد داشت)

شاهکار  شورانگيزي از همايون غني زاده با بازي هاي درخشان نعيمي و نمکي که دو ساعت تمام ميخکوبتون مي کنه. کي فکر مي کرد اينقدر خوب ميشه يه هوايما رو از توي اين لابيرنت پيچ در پيچ پرواز داد؟

 
 

منو اصلی

خانه
بايگانی
براده‌ها
درباره نويسنده
دبش
لينک دبش
تماس
 
 

تشکر


Syndicate this site
طراحی توسط: ايرانيانت
Movable Type 3.35