![]() |
|||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||||
این کامنت را دوستی که خودش تبریزی است و وبلاگ نویس برای یکی از یادداشتهای من گذاشته بود. احساس کردم که جالب است، دستِ کم از جهت خبردهی و مشاهدات نزدیکش:
"به نظر بنده كه خود در تبريز مي باشم و از نزدك بر وقايع مطلعم بيشتر اعتاضات اعتراض به حاكميت است و بيشتر معترضين اصلا به فكر كاريكاتور و زبان تركي و... نيستد بلكه اين بهنه اي شده براي اعتراض آنها البته بنده نمي گويم كه سامان دهي اين حركات با تجزيه طلبان نيست بله هست اما مردم به قصد ديگري در خيابان هستند .
بيشتر افراد معتقد هستند حالا كه اين جو به پا شده بايد از آن براي بر اندازي استفاده كرد فارغ از اين كه اين حركات علاوه بر اين كه امتحان شده و شكست خورده است ؛ شالوده اي تجزيه طلبانه و قوم گرايانه دارد و از بنيه اشتباه است .
اين حركات در آذربايجان يك موج پوپوليستي است و در اثر پتانسيلي است كه از 18 تير در مردم زخيره شده بود ليكن صد حيف كه در اين راه تخليه گشت .
آخرين اخبار آذربايجان : بسياري از تجزيه طلبا ن از ترس رژيم متواري هستند بسياري از آنان دستگير شده اند . و بسياري در حال بازداشت در ضمن در تمام شهر ( تبريز ) دوربين كار گذشته شده حتي در كوچه ها و تمامي نقاط فيلم برداري مي شود . برخورد ها به قدري سخت گيرانه بوده است كه بسياري از تظاهر كننده ها از كار خود پشيمان هستند . در ضمن بيشتر كشته ها نه تجزيه طلب بلكه مردم عادي ( تماشاگران ) بوده اند گويي مردم اين صحنه ها را با پيك نيك اشتباه گرفته اند ."
اين طنز ابراهيم نبوي (كه البته به نوشته خودش مال يكي ديگهاس و نبوي بازنويسي و اصلاحش كرده) اونقدر منو خندوند كه اشكم در اومد. انتخاب سوژهش بيست بود.
البته به عنوان كسي كه به طنزنويسي علاقه داره غبطه هم ميخورم به اينكه آدم شرايطي داشته باشه كه بتونه سوژههاي تاپ و توپ شكار كنه.
باور كنين واسه همين دوتا طنز اخيرم كه با هزار خودسانسوري نوشتم و توي گويا هم منتشر شدند (+و+) اونقدر هشدارهاي هولناك شنديم كه... (به تيتر مراجعه شود!!)

ببخشيد که دست نمي دم. آدمه ديگه... يه وقت ديدي همينجا، وسط جلسه، نفس اماره اومد سراغم و از خود بيخود شدم و ...!
درست نیمه شبِ بین سه وچهارشنبه، در ساعت صفر، احساس پوچی عظیمی بهم دست داد. الان همه چی برام اینجوریه: =
غول برره از غرفه خبرگزاري کار ايران ديدن کرده و همين تبديل به يک خبر در اين "خبرگزاري" شده. به عنوان کسي که چند ماهي دبير سرويس فرهنگي-هنري اين خبرگزاري بودم، از همه معذرت مي خوام. ما رو باش مصاحبه اختصاصي با داستين هافمن منتشر مي کرديم تو اون خراب شده.
خدا لعنتت کنه عليرضا محجوب که تخصصت تو اينه که همه چي رو به گه بکشوني!
بالاخره با مشقت مصاحبه شرق با بنيامين را پيدا كردم. ميذارم اينجا تا بعدا بخونم. ولي جالبه كه اين بابا نوحهخوني هم كرده ها!
ديروز جوجه اردك زشت رو ديدم و با هم چند ساعتي گپ زديم. با اينكه جوجه اردك مجوز داده كه من هر چي ميخوام در موردش بنويسم(حتي فحش و بدوبيراه!) از ترس آقامون، مرجع تقليد وبلاگستان (آيت الله نيمفاصله - دامت خشتكه) جرات نميكنم، چيزي بنويسم!
مثل اینکه جدی جدی رامین جهانبگلو را گرفته اند. واقعا نمی دانم چی بگم. فقط متاسفم و امیدوارم زودتر آزادش کنند. ضمنا با حسین درخشان و دیگرانی که معتقدند
در اینطور مواقع باید برخلاف توصیه هایی که از طرف اطلاعاتی ها به خانواده دستگیر شده ها می شود، سکوت نکردموافقم.