![]() |
|||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||||
روزهاي عجيبي بر من ميگذرد. گاهي اوقات درك ميكنم چرا بعد از هر انقلابي اينقدر علاقه به كينخواهي و خشونت پيدا ميشود. هر روز خشمم را ميخورم. كينه مثل شك است، دست خود آدم نيست، پيدا ميشود و جا خوش ميكند....
به اين عبارت بيربط توجه كنيد:
"عرفات خوب است امّا، خوب مساوی با عرفات نیست، همراه با سخنرانی رهبر فلسطین در سازمان ملل ، و ترانه گنجشک از راه رسید "فيروز"، همنشين بهار"
اين تيتر مطلبي است در گويانيوز كه با توجه به اينكه احتمالا "همنشين بهار" نام نويسنده است؛ تيتر خوانا و گوياي مطلب اين است:
عرفات خوب است امّا، خوب مساوی با عرفات نیست، همراه با سخنرانی رهبر فلسطین در سازمان ملل ، و ترانه گنجشک از راه رسید "فيروز"
چه عرض كنم؟!
با اينكه هم با محمد رهبر دوستام و هم كارش را در گزارشنویسی میپسندم؛ ولی اینها هیچ دلیل نمیشود که از مهملاتی که در ویژهنامه حافظ اخیر شرق بافتهبود؛ چشمپوشی کنم. محمد البته حق دارد مثل خیلی از ایرانیها آنقدر شیفته حافظ باشد که به غلو بیفتد (اصلا به نظر من این "غالی" باید به جای آنکه به صفت شیعیان مشهور شود، کلا برای ایرانیها بکار رود!) ولی حق ندارد "قلب" آشکار کند و چرندیات شبه ادبی تحویل مردم دهد. به عنوان نمونه این را ببینید:
" و (حافظ) البته ابايى هم ندارد كه بگويد دلبر سروقد اصلاً اهل محبت نيست و به دنبال مال دنيا است: من گدا هوس سرو قامتى دارم/ كه دست در كمرش جز به سيم و زر نرود"