![]() |
|||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||
یک سری اصطلاحات و عبارات هستند که به خودی خود معنای بدی ندارند و ای بسا وقتی برای نخستین بار به کار برده شده اند جالب هم بوده اند اما الان از فرط تکرار و استعمال دارند به سوهان روح تبدیل میشوند. من اسم این ها را گذاشته ام "اصطلاحات دستمالی شده" و به گمانم بد نیست از نویسندگان و گویندگان و شعرا و سخرانان و روزنامهنگارها و بلاگرها... (حتی "امت همیشه در صحنه"!)، خواهش کنیم برای مدتی استعمال اینها را رها کنند. البته بحث بر سر ارزشگذاری و حذف و طرد نیست، صحبت از واگذاشتن است. در کشاورزی هم رسم است زمین -هرچقدر حاصلخیز باشد- هر چند سال یکبار به حال خود رها شود تا جان بگیرد.
چند تا از این اصلاحات را من اینجا مینویسم باقی را لطفا شما در بخش کامنتها بنویسید تا مجموعه را کاملتر کنیم: (بهروز هم میشود)
عرض سلام و ادب و احترام (توسط مجریهای لوس سیما مد شد و کمکم در زبان محاوره هم دارد وارد میشود)، یعنی کی میتونه باشه؟! (در سریالهای وطنی، وقتی کسی فعل شگفتآور "در زدن" را مرتکب میشود!)، التماس دعا، ، اختر آسمان امامت و ولایت، توطئه استکبار جهانی، امت همیشه در صحنه، مشت محکم به دهان استکبار جهانی (در بیانیههای از پیش تنظیم شده)، روشنفکران بیمار، روشنفکران غربزده (اصطلاحی که توسط یک روشنفکر غیرغربزده شریف به نام فردید وضع شد که دست بر قضا تمام شاگردانش یا توبهکار شدند یا توابساز)، گلواژههای ایثار، مشق عشق، ما رو ازدعای خیر خودتون محروم نفرمایید، لابی صهیونیستها، آب به آسیاب دشمن، همشهشون دزدن (در تحلیلهای عمیق سیاسی)، هنر نزد ایرانیان و است و بس، عربهای ملخخور، ما خودمان داشتیم (در هنگام قمپز درکردنهای ملی)، نه... همهش تقصیر من بود، نه... تو نباید بمیری (در فیلمها)
+ عنصر معلومالحال، فریبخورده، نقطه عطفی در انقلاب ما، افتخاری دیگر، لحظات روحانی و ملکوتی، گوش جان میسپاریم به...، تقابل سنت و مدرنیسم، ولی امر، تا درودی دیگر بدرود، عرض سلام و احترام به پیشگاه...، دشمنشکن (معمولا برای نماز)، حق مسلم
+ کودتای مخملی (اوج بیربطی و مسخرگی؛ تو را به خدا فکرش را بکنید چه طور میشود هم کاری کودتا باشد که ذاتش میلیتاریسم و خشونت نظامی است و هم مخملی باشد یعنی بدور از خشونت!)، در این برهه حساس، بازگشت غرورآفرین، برگ زرین دیگری بر افتخارات...، درگذشت جانسوز عالم ربانی، ذویالعز و الاحترام (تکه کلام مداحان)، غیور مردان صحنه های ایمان و عمل، وحدت حوزه و دانشگاه، سبدسبد گل و لبخند تقدیم به شما، مجهول الهویه، پادوهای آمریکا
+قصه پرغصه (یکی از کاندیداهای جدی جایزه دستمالی شده ترین اصطلاح البته بعد از دشمن!)، گزند تندباد حوادث، یک فلانی ( اخیرا در وبلاگستان مد شده است اینطوری لینک میدهند؛ مثلا: یک محمود فرجامی)، من هم به نوبه خودم...، عناصر تابلودار دشمن، روح پرفتوح، چشم فتنه