![]() |
|||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||
آقای کروبی عزیز
امشب فیلم تبلیغاتی شما را از تلویزیون ایران دیدم. فیلم بسیار مزخرفی بود. به همین دلیل به شما رای نمیدهم. فکر میکنید خیلی آدم سطحی و ابلهی هستم که با نیم ساعت فیلم دیدن رایام تغییر میکند؟ خب شاید حق با شما باشد، اما اگر حوصله کنید و این یادداشت را بخوانید شاید خود شما هم به من حق بدهید.
پیش از هر چیز بگذارید خودم را بیشتر معرفی کنم. اسمم محمود فرجامیست و سابقه و مطالعاتم در امور سیاسی آنقدر هست که به پشتوانهی آنها هم که شده با خودم فکر کنم از بعضیها کمتر نمیفهمم. بعضی از اطرافیان شما من را به اسم مستعارم میشناسند و کارهایم را خواندهاند مثل آقای مهاجرانی و بعضیها با نام واقعیام مثل آقای ابطحی. با بعضیها هم روزگاری همکار بودهام مثل آقای قوچانی. جوانتر که بودم شر و شور بیشتری داشتم و حتی بیاینهی مشهور حمایت هنرمندان و روشنفکران در حمایت از هاشمی رفسنجانی در دور دوم انتخابات را که افراد نادری آن را امضا کردند را من نوشته و یک هفته تمام کار و زندگیام را به پای آن گذاشته بودم... بگذریم.
آقای کروبی
تا همین امشب و قبل از دیدن فیلم تبلیغاتی شما، ضمن احترام گذاشتن به میرحسین موسوی و هوادارانش به دوستان میگفتم که به کروبی رای میدهم. دلیل هم داشتم: کروبی حزب تشکیل داده، کروبی آدمهای صاحبنام و معتبری مثل کرباسچی و عبدی و مهاجرانی و نیلی را در اطراف خود دارد، کروبی چهار سال است که برای انتخابات برنامهریزی میکند، کروبی رسما اصلاحطلب است، کروبی از زندانیان سیاسی حمایت کرده، کروبی دلاورانه در مقابل نظامیانی که میخواهند آزادانه در انتخابات دخالت کنند ایستاده، کروبی چهارسال است که از تمام مناصب حکومتی کناره گرفته اما فعال است، کروبی روزنامه زده...
هنوز هم البته همینطور است و با نمایش یک فیلم تمام گذشتهی یک نفر پاک نمیشود اما فیلم امشب شما میتواند حقایق تلخی را بازگو کند. فیلمی که مثل فیلم میرحسین موسوی ضعیف نبود، مثل فیلم رضایی خندهدار نبود، مثل فیلم آن یکی دیگر پردروغ نبود. فیلم شما غریب و تکاندهنده بود.
آقای کروبی عزیز
در این فیلم همه چیز بر عکس بود. خانمی که صدایش برای اجرای یک برنامه جشن دانشآموزی در یک شهر کوچک هم مناسب نبود، گویندهی متن فیلم شما بود و یک نفس هم حرافی را قطع نمیکرد. متنی که به عنوان یک انشا هم ضعیف – وحتی مسخره- محسوب میشود، سرتاسر فیلم شما را پوشانده بود. صدابرداری و فیلمبرداری هم افتضاح بود و بارها ما برای اینکه صدای شما را –که ذاتا قوی و بالاست- بشنویم مجبور شدیم صدای تلویزیون را زیاد کنیم. مونتاژ و انتخاب ترتیب نماها هم که بد و غلط و بیربط بود. یعنی تا همینجای کار یک امتیاز منفی بزرگ برای شما بود و خیلیها حق خواهند داشت به کسی که خودش یا اطرافیانش از عهده ساختن یک فیلم نیمساعتهی آبرومند برنمیآیند رای ندهد. اما نکتهی تکاندهندهی این فیلم برای منی که یکی از بزرگترین نقاط قوت شما را اطرافیان قدرتمندتان میشناسم جای دیگری بود. آنجا بود که همهی چیزهای خوب هم در جای غلطی استفاده شده بود. مثلا آقای کرباسچی دو چهرهی غالب دارد: عدهای فکر میکنند او یک مدیر رانتخوار فاسد بوده است و عدهای (مثل من) او را یک مدیر موفق و لایق اجرایی و دارای تمایلات تکنوکرات و طرفدار بازار آزاد می دانند. به نظر شما بودن آنهمه نمای نزدیک از صورت اخموی کرباسچی که برای فقرا اشک میریزد کدام یک از این دو گروه را راضی خواهد کرد؟ آنهایی که فکر میکنند کرباسچی آدم رانتخوار مارمولکی بوده که میلیاردها تومان را بالا کشیده یا مایی را که فکر میکنیم گریه کردن در یک فیلم تبلیغاتی کاریست پوپولیستی و دور از شان یک مدیر اجرایی قدرتمند و موفق؟
یا حضور خانم کدیور که مادر شش فرزند و همسر آقای مهاجرانی با آنهمه جنجالهای همسر دوم و سوم و چندم است در حالی که از شما سوالهای ناقصی درمورد حقوق زنان و تعدد زوجات میپرسد میتواند چیزی جز یک شوخی باشد؟
آقای کروبی
یک بار دیگر بنشینید و این شاهکار عالم سینما و تلویزیون را ببینید. دقت کنید ببینید متوجه میشوید تقریبا تمام متنهای خوانده شده بر روی تصاویری گذاشته شدهاند که بیربط و حتی متضاد با یکدیگر هستند؟ مثلا هر جا که متن –به گمان نویسنده البته- روشنفکران را هدف داشت تصاویر عوام پسندانه از مردم و وانت و هورا بود و هر بار که متن خواسته بود دل اقشار کم درآمد و سطح پایین جامعه را به دست آورد تصاویر مربوط به دانشگاه و این طور جاها بود. هیچ به فکرتان نرسیده نشان دادن نماهای طولانی از شما که دارید در جلسهی مشاورانتان با موبایل حرف میزند –و ماشالله کوتاه هم نمیآیید!- بر روی متن دلانگیزی دربارهی مشورتپذیری شما چه معنایی دارد؟ بگذریم از آن شاهکار انتهایی که خانم خوشصدا برای راضی کردن ما گفت: " هنوز هم نمیخواهید به کروبی رای بدهید؟ دیگر دارید عصبانیام میکنید..." و لابد اقشار مختلف مردم، از کشاورز و لوطی و مومن و کارمند و حتی خود شخص بابک احمدی قرار است با شنیدن چنین جملهای شناسنامه بهدست از همین امشب بروند پشت در حوزههای رایگیری که به شیخ مهدی کروبی ری بدهند. واقعا نویسندهای به نام مهاجرانی، تحلیلگری مثل عبدی، روزنامهنگاری مثل محمد قوچانی و یادداشتنویسی به خوبی محمدعلی ابطحی در کمار شما این فیلم را دیده بودند که قرار بود برای دهها میلیون نفر پخش بشود؟ اگر ندیده بودند وای بر شما که اینقدر از مشاورانتان فاصله گرفتهاید و اگر دیده بودند وای بر ما! و اگر این فیلم را واقعا کارگردان صاحبنامی به نام بهروز افخمی ساخته است هم وای برما هم بر شما و هم بر خودش!
شیخ عزیز
تا پیش از این من از همه دوستان اصلاح طلب و غیر اصلاحطلبم خواهش میکردم مبادا به بهانه تبلیغ موسوی شما را تخریب کنند. بعد از این هم همین را خواهم خواست. تا پیش از این تمام مزایای شما به عنوان کاندیدای اصلاحطلب را به خاطر داشتم و به دیگران هم یادآوری میکردم، از این بعد هم سعی میکنم. تا پیش از این میگفتم به شما رای میدهم، اما از این به بعد نمیگویم. من به شما رای نمیدهم. میدانید چرا؟ چون گمان می کنم وقتی شما و یارانتان پس از چند ماه (و شاید چند سال) همفکری و تعامل، برای نیم ساعتِ سرنوشتساز همهی چیزهایی را که کاملا در اختیار شما بودهاند «عوضی» کنار هم چیدهاید چگونه میتوان مطئمن بود که برای چهار سال پر تنش و پر مشکل که بسیاری از امورش هم از اختیار شما خارج خواهد بود باز هم «عوضی» چیزها را کنار هم نچینید؟
ببینید آقای کروبی
اصلا حرف من این نیست که این آدمها ضعیفند یا مشکلدارند. مثلا هیچ شکی ندارم که ممکن است کرباسچی واقعا در هنگام یادآوری فقر و محرومین مردم های های گریه کند؛ اما کسی که بدون هیچ مقدمهای گریهی نامانوسترین فردی به نام کرباسچی را برای فقیران در فیلم میآورد آدمیست عوضیکار. و آدمهایی که در سطحی بالاتر از او چنین چیدمانی را میبینند و تایید میکنند ممکن است در سطحی بالاتر همان عوضیکاری را مرتکب شوند. ابطحی و کرباسچی و قوچانی و مهاجرانی و عبدی و نیلی و نجفی و کدیور و الویری و باقی همه خوب؛ اما اگر فیلم شما تعمیم یافت چه؟ باقیِ وزیر راه، قوچانیِ وزیر بهداشت، مهاجرانیِ وزیر صنایع، عبدیِ وزیر دفاع، کدیورِ وزیر کشاورزی و ابطحیِ رئیس سازمان تربیت بدنی که نمیخواهیم. میخواهیم؟
شوخی و لودگی نمیکنم آقای کروبی عزیز؛ باور کنید فیلمی که امشب دربارهی شما دیدم خیلی برایم غیرمنتظرهتر، خندهدارتر و شگفتآور از آن بود که ببینم محمدعلی ابطحی کاپیتان تیم بسکتبال ایران شده است چه رسد به رییس سازمان تربیت بدنی!
همچنان با آرزوی بهروزی برای شما
کسی که میخواست به شما رای بدهد و دیگر نمیخواهد
م ف