شنبه، 29 فروردینماه 1388

فیلتر اشتباهی و ربات‌های عوضی

عارضم که ما داشتیم مثل بچه‌ی آدم کار خودمان می‌کردیم که خبردار شدیم وبلاگمان فیلتر شده. یک مقداری صبر کردیم ببینیم باز می‌شود یا نه، دیدیم نشد. حتی دعای افتتاح را هم از مفاتیح خواندیم ولی فتح بابی نشد. هر چه فکر کردیم دیدیم از آن کارهای بدبد گردابی که نکرده‌ایم، پس لابد باید مساله سیاسی باشد. این بود که به یکی از بزرگواران که دستش همه جا می رسد تلفن زدیم که آقا یک کاری بکن. اما بعدش که نشستیم کلاه خودمان را قاضی کردیم دیدیم عجب توهمی! آخر ما در عالم سیاست پشه هم نیستیم که فیلترمان کنند و به قول شیخمان آن پشه هم نیستیم و خود این میان هیچیم.

این بود که به عنوان آخرین راه حل برداشتیم ایمیل زدیم به حضرات (filter@dci.ir) که آقاجان! اشتباه گرفته‌اید، ما نه مریم زی‌زی هستیم نه هادی خرسندی. اگر می شود بازش کنید (سایت دبش را). امروز صبح آمدیم سرکار دیدیم یک همچو ایمیلی برای ما آمده:

با سلام و احترام
لطفا موارد زیر را در وب سایت خود یافته و آنها را اصلاح نمایید:
  Content:   Count:   3 
Keywords:   ...کسی | ...جاوز | ...ونی (نقطه چین‌ها از من است)
 

 در ضمن شما نبايد به سايتهاي فيلتر شده ديگر در سايت خود لينک دهيد.
وب سایت شما رفع انسداد خواهد شد. در صورت تکرار،   مجددا توسط روباتــها بررسی شده وبرای همیشه مســــــدود می گردد.
با سپاس

 
واحد فیلترینگ مخابرات

 

سایت دبش هم انگار نه انگار که اصلا فیلتر بهش استعمال شده؛ خوش و خرم باز شد! ولی حال خودمان گرفته شد. یعنی خدا وکیلی باید وظیفه‌ی خطیر بستن سایت‌ها را ربات‌هایی با این درجه از هوشمندی داد؟

این بود که همچین نامه‌ای برای رفقا زدم:

سلام
متشکرم از پاسختان و همچنین رفع انسداد
چنان مواردی در سایت من به آن معنا وجود ندارد. ولی ممکن است رباتهای شما آنها را بیابند. مثلا ممکن است من از "تجاوز" آمریکا به عراق نوشته باشم، یا در مورد سایت‌های "سکسی" مطلبی اعتراضی نوشته باشم یا مثلا نوشته باشم "برلسکونی" و از این قبیل... . به همین دلیل یافته های ربات‌ها که طبیعتا هوشمند نیستند و محتوای نوشته های من به فارسی را نمی‌فهمند نباید ملاک قرار گیرد.
 
با احترام
م ف

به هر حال این شما و این هم سایت موقتا بی‌فیلتر دبش تا زمانی که آدم آهنی‌های مستقر در واحد فیلترینگ مخابرات دوباره سه کلمه‌ی غیر مجاز در دبش پیدا کنند.

ضمنا این اتفاق من را در کاندیداتوری ریاست جمهوری متزلزل کرد. رئیس جمهوری که دست و دلش بلرزد که مبادا کلمه‌ای بگوید که در ذهن یک عده‌ای معنای ناجوری بدهد و بزنند درش را تخته کنند واقعا چه فرقی با تدارکاتچی دارد؟ فکر کرده‌اید من حاضرم خاتمی بشوم؟ نه خیر آقاجان ما نیستیم...

 
 
 
 

اعلانات

| Bookmark and Share
 
 

تشکر


Subscribe
طراحی توسط: ايرانيانت
Movable Type 3.35