![]() |
|||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||
امروز طبق وعدهای که شده بود تلویزیون فارسی زبان بیبیسی رسما شروع به کار کرد و من فکر میکنم نه تنها امروز، بلکه امسال در تاریخ رسانههای فارسی زبان به یادماندنی باشد. در شروع کار، سطح برنامهها و همینطور کیفیت تصاویر (اعم از سیگنال دریافتی بالاتر و ویدئوگرافیک و دکوراسیون و نورپردازی) بالاتر از انتظار بود و تیزرهای برنامههای آتی هم نشان میدهد که برنامههای مختلف را یک تیم کاملا حرفهای و تقریبا یکدست ساختهاند.
در فضایی که تلویزیون کاملا جهتدار و ضعیف صدای آمریکا؛ که حتی کیفیت تصاویر ارسالیاش تعریفی ندارد و گرافیکش کاملا افتضاح است؛ در مقایسه با سایر شبکههای کاملا افتضاح فارسیزبان ایرانی یک شاهکار محسوب میشود و در حالی که وضعیت تلویزیونهای فارسی زبان تاجیکی و افغانی از شبکههای ایرانی هم بدتر است، از امروز بیست و پنجم دی ماه 1387، تلویزیونی ظهور کرده که در نخستین ساعات پخشاش آنقدر حرفهای و قوی ظاهر شد که اگر زبان فارسی مجریانِ مسلطش نبود انسان شک میکرد نکند شبکهی بی بی سی جهانی را گرفته است!
اگر فکر میکنید هیجان زده شدهام، کاملا درست فکر میکنید! تلویزیونی که وضعیت گرافیکیاش اینقدر زیبا باشد، مجریان جوانش –که بعضا تا آنجایی که من میشناسمشان تا قبل از همکاری با بی بی سی رنگ یک استودیوی تلویزیونی را هم ندیده بودند- اینقدر مسلط وتمرینشده ظاهر شوند، تلویزیونی که در نخستین ساعات آغاز به کارش آنقدر خوشفکر باشد که گزارشی از بزرگترین مشکل معلولان ایرانی، یعنی نبود امکانات اولیه شهرسازی برای حمل و نقل آنها را پخش کند؛ یک اتفاق بزرگ و سرآغاز فصل نوینی در گسترهی رسانههای فارسی زبان سراسر جهان است.
بگذار وزاراتخانهها و سازمانهای عریض و طویل ج.ا.ا. خودشان را به زمین و آسمان بزنند و صبح تا شب کسانی را که در سر سودای همکاری با آن داشتهباشند را تهدید کنند. بگذار سرشان را زیر برف کنند و بودجههای میلیاردی این مملکت را همچنان جگرگوشههایی مثل فرج الله سلحشور خرج کنند. رسانهی نوی ظهور کرده و خواهید دید که چقدر زود سلیقهها را تغییر خواهد داد. رسانهای که نشان خواهد داد "دولتی بودن"، توجیهکنندهی غرضورزی و سیاستبازی و بیشعوری رسانهای و اهانت به شعور مخاطب نیست. آری میتوان دولتی بود و در راستای منافع ملتی دیگر فعالیت کرد اما به شعور و شخصیت مخاطبان احترام گذاشت و برای هر دو طرف مفید بود. درسی برای تلویزیون فارسی صدای آمریکا و تمام تلویزیونهایی که فقط سیمای جمهور اسلامی ایران هستند. فاعتبروا یا اولی الابصار!
از همهی اینها گذشته، تلویزیون فارسی بی بی سی کار بسیار مهمی را شروع کرده و آن نزدیک کردن فارسی زبانهای دنیاست (به خصوص ایرانی ها با افغان ها و تاجیکها)، که سازمان عظیم صدای و سیمای ایران با آن پروپاگانداهای سروری جهان اسلامی به بهش دیکته شده و میخواهد به دیگران حقنه کند، مطلقا در این زمینه کار مفیدی نکرد و با این طرز تفکر نخواهد توانست کرد. به نظرم این پروژهی بی بی سی از همهی اهداف دیگری که دارد مهمتر است. اینکه مجریان اصلی آن (مثل فرناز قاضی زاده) به زبان فارسی رسمی (و نه به روال معمول با لهجهی غلیظ تهرانی به عوض زبان فارسی) صحبت میکنند و در کنار گزارشی از تهران، گزارشی از کابل پخش میشود، مهمتر و تاثیرگذارتر از میلیونها دلار و هزاران ساعت سخنرانی در راه اعتلای زبان فارسی و اتحاد و همبستگی فارسی زبانان دنیاست. به خصوص این امر برای ایرانیهایی مفید است که خودشان را در پیلهی ناسیونالیسم چنان پیچیدهاند که اندک اندک به فاشیسم ختم میشود. برای ایرانیهایی که هنوز کلمهی "افغانی" در نزدشان حکم فحش را دارد و گویش تاجیکی فارسی را جز برای تمسخر به کار نمیبرند.
راه افتادن این تلویزیون را به تمام بر و بچههای تلویزیون فارسی بی بی سی، که خیلیهایشان تا همین اواخر در مطبوعات ایران همکار ما بودند تبریک میگویم، به خصوص نیما اکبرپور که همین سایت دبش اول بار با مدیریت فنی او راه افتاد.
البته به قول معروف برادریمون به جا بزم به هفت قرون! یک چندماهی که بگذرد نقدشان هم میکنیم. فعلا فقط تماشا. البته از راه اینترنت؛ چون آنتن ماهواره داشتن که ممنوع است. خبر نداشتید؟!