چهارشنبه، 30 مردادماه 1387

توضیح و مانیفست کوچولو

در مورد یاداشت انتقادآمیزی که نسبت به موضع‌گیری خانم عبادی درباره‌ی "اتهام بهائیت" نوشته‌بودم توضیحی لازم است بدهم.

خانم عبادی در آنجا، برای دفاع از خودش و دخترش از اتهام بهائیت، وکالت بهایی‌ها  را با وکالت "قاتل‌ها و قاچاق‌چی‌ها" مقایسه کرده و بعد هم "به شیعه بودن خود افتخار" کرده‌ بود. یعنی علاوه بر خاک‌مال کردن شخصیت موکلان خود، که هیچ گناهی به جز اعتقاد به مذهبی که "از نظر ما" غیرموجه است ندارند؛ شیعه بودن خودش را هم به رخ کشیده‌بود. (و همانطور که می‌دانیم اعلام شیعه بودن در حکومت جمهوری اسلامی خیلی هنر بزرگی است!)

 

من هم ضمن انتقاد به این رویه در دفاع، نوشته بودم خب کسی که اینقدر به شیعه بودن خودش (مثل یک عامی) افتخار می‌کند بهتر است مثل یک فرد عامی به سایر لوازم "شیعه بودنش" عمل کند. یعنی در حقیقت می خواستم بگویم از زن روشنفکر، تحصیلکرده و به خصوص برنده جایزه نوبلی مثل خانم عبادی انتظار این حرف‌ها نمی‌رفت.

اما گویا بعضی دوستان فکر کرده‌اند که منظور من اشکال‌گیری به حجاب خانم عبادی است. ابدا اینطور نیست و همین‌جا به صراحت اعلام می‌کنم من به شدت مخالف "حجاب اجباری" هستم. تازه اگر موافق آن بودم هم به خودم اجازه نمی‌دادم در مورد حجاب خانم عبادی یا هر زن دیگری اظهار نظر کنم.

در مورد دین و مذهب افراد هم همچنین. همه در انتخاب دین و مذهب آزادند و باید حتی این آزادی را داشته‌باشند که برای آئین خودشان تبلیغ هم بکنند. ملاک اعتقادات افراد، عقاید خودشان است نه دیگران. به همان دلیل که وهابی‌ها حق ندارند چون به عقیده آنها شیعه گمراه است شیعیان را آزار بدهند؛ شیعه‌ها هم حق ندارند با بهایی‌ها این کار را بکنند.

اینکه بگوییم از نظر ما فقط فلان ادیان برحقند و باقی نه، فرقی با نفی هر آنچه غیر عقیده ماست ندارد. فاشیسم بد است و بدترین نوع آن فاشیسم دینی است.

 

این متن را می‌توانید به عنوان یک مانیفست کوچولو هم محسوب کنید.

 
 
 
 

آگهی

 
 

تشکر


Syndicate this site
طراحی توسط: ايرانيانت
Movable Type 3.35