سه شنبه، 4 دیماه 1386

مجمعه شعری از اکبر اکسیر

بعد از مراسم کتاب سال طنزِ حوزه هنری، کتاب شعری از اکبر اکسیر خریدم به اسم "زنبورهای عسل دیابت گرفته اند." کتابی کوچک که در هر صفحه اش یک شعر کوتاه طنز از آقای اکسیر چاپ شده. هر کدام از این شعرها که شاعر آنها را "فرا نو" نامیده، بین 6 تا 12 سطرند و قالبی مشابه دارند. یکی از شعرهای این کتاب را اینجا می نویسم، اگر از این خوشتان آمد پس احتمالا از بقیه هم خوشتان خواهد آمد، بروید بخرید. قیمتش فقط هزار تومان است و فقط در هزار نسخه چاپ شده:

 

ابرمرد

پدرم عقیم بود

مادر از صدای ساز همسایه حامله شد

من به همسایه رفتم

هنر از در و دیوارمان بارید

پدر از غصه فیلسوف شد

حرف های گنده گنده زد نفهمیدیم

بردیم دار الترجمه

می دانید آلمانی چه می گفت؟:

«اگر هنر نبود،

حقیقت ما را می کشت!»

 

(اکبر اکسیر، زنبورهای عسل دیابت گرفته اند، ابتکار نو)

 
 

ارسال نظر

کد امنيتی:

یادآوری:
 
نظر:

لطفا فقط نظرات مربوط به مطالب را بنویسید.

 
 

نظرات قبلی

#1 دلبستگی

اینجا چرا اینطوری شده؟!

December 27, 2007 2:39 PM
Web

#2 بدیهی

سلام عزیز
دیدی چی شد؟
دوكونمو بلاگفا تخته كرد
این دكونو تازه باز كردم

به هوش باشی رفیق.....

December 27, 2007 5:42 PM
Web

#3 وحید

«اگر هنر نبود،

حقیقت ما را می کشت!»
نمی دونم چرا ولی خیلی کم از این جمله های فرمولی خوشم میاد

December 29, 2007 4:05 PM
Web

#4 به سوی سیمرغ

سلام

عید مبارک

December 29, 2007 8:45 PM
Web

#5 سید مجتبا آقایی

سلام. متأسفانه به دلیل فوت عموی مربوطه، اوامر جنابعالی اصولاً فراموش شد! انشاءالله در روزهای آینده، نتیجه را به عرض می‌رسانم.

December 30, 2007 8:36 PM
Web

#6 شیلا

سلام...عالییه...اما فقط یک سوال غصع ادمو فیلسوف میکنه یا؟فلسفه غصه مند؟نیچه؟خب طاهرا ادم غمگینی بوده...اما؟؟؟ایا افسردگی ادمی را به سوی فلسفه میکشاند؟شما عالی مینویسید مرسی

January 27, 2008 9:49 PM
Web

#7 شیلا

مرسی

January 27, 2008 9:51 PM
Web
 
 
 
 

آگهی

 
 

تشکر


Syndicate this site
طراحی توسط: ايرانيانت
Movable Type 3.35