جمعه، 11 آبانماه 1386

ببخشید آقای امین پور

آقای امین پور عزیز

خدارحمتتان کند

شاعر خوبی بودید

و آدم خوبی بودید

و مشکلات ما را درک می کردید

 

شاعر خوبی بودید

خودم آیینه های ناگهان را دیده بودم

آدم خوبی بودید

   این را دوستان می گویند

و مشکلات ما را درک می کردید

پیش از مرگ

دم مرگ

و بعد از مرگ

   این را همه فهمیدند

 

بعد از مردن شما

همه روزنامه ها از بی سوژگی درآمدند

و یک روز صبح

بیست و هفت روزنامه مهم مملکت

عکس شما را بزرگ

عکس شما را رنگی

عکس شما را با مداد رنگی

عکس شما را با گل کشیدند

و نوشتند

قیصر شعر رفت

آیینه ها ناگهان شکست

قیصر شعر ایران درگذشت

و از کلیه دردهایی که شما سی سال تصویر می کردید

یک شبه رسیدیم به تصویر درد کلیه های شما!

 

با مردن شما

وزیر ارشاد عزیز ما

که عاشق نیمه پنهان شاعران بود

ناگهان شگفت

و گفت

"حریم جان او بهاریه غزل بود

و گلبرگ های شعرش

اقلیم اندیشه را به گلستان بدل می کرد"

شما حتی مشکلات ارشاد ما را درک می کنید

خدا رحمتتان کند

 

رئیس سازمان تبلیغات هم

که هر روز با هم پالوده می خوردید!

خاموشی را جایز ندید

و بیانیه پالوده ای صادر فرمود

و آقای ابطحی

که حتی یک عکس نوکیایی هم از شما ندارد

در سوگ شما

لباده اش را جر داد

دم گرفت و گفت

"امین پور شاعر تاریخ بود؛ عشق بود؛ جنگ بود؛ حماسه بود و محبت"

الله اکبر!

 

حتی آن رفیق خواننده مان هم

که نامزد انتخابات مجلس شده

در سوگ شما بیانیه داد

آی امان امان امان...!

 

خدا رحمتتان کنید آقای امین پور

ببخشید که مزاحم شدم

ببخشید که ندیده بودمتان

ببخشید که روزنامه ندارم

ببخشید که کاندید نیستم

ببخشید که وزیر نیستم

شرمنده که در باغ خرمالوی حاج آقای زم

     (خدا بدور

      تعبیر شاعرانه دوستانتان از حیاط حوزه هنری

       چه تصویری به ذهن آدم می آورد!)

با شما گل کوچک بازی نکردم

ببخشید که خیلی شیفته شما نبودم

ببخشید که شاعر نیستم

 

ببخشید که می روم

و فقط می گویم

متشکرم که مشکلات ما درک می کنید

سفرسلامت آقای امین پور!

 
 

ارسال نظر

کد امنيتی:

یادآوری:
 
نظر:

لطفا فقط نظرات مربوط به مطالب را بنویسید.

 
 

نظرات قبلی

#1 boojar

ما بلاخره موفق شديم اين سايت شمارو بدون فيلتر شكن بخونيم . خدارو شكر
خدايش بيامرزد ؛ هيچ دقت كرديد كه تو عزا داري ها همه چقدر مهربون ميشن ، آدم گاهي دعا ميكنه كه اي كاش هميشه عزا داري باشه ، يه نفر از اقوام به رحمت خدا بره تا همه مهربانانه همديگرو در آغوش بكشن

November 2, 2007 11:58 PM
Web

#2 آدم برفي

دستت درد نكنه
اين روزنامه ها ديگه گندش رو دراوردن

November 3, 2007 11:55 AM
Web

#3 زهرا

بسیار زیبا

November 3, 2007 12:11 PM
Web

#4 در اين گه بازار

در اين گه بازار تسليت و تفرعن كه آدم را از هر چه شعر و شاعر بيزار مي‌كند،‌ فقط بايد مسخره كرد

November 3, 2007 4:56 PM
Web

#5 خران دو عالم

من از شعراش خوشم نمیومد ولی از آرامشش چرا!

November 3, 2007 8:42 PM
Web

#6 کنج قفس

جانا سخن از زبان ما می گویی.
امان از ....

November 3, 2007 11:00 PM
Web

#7 کنج قفس

جانا سخن از زبان ما می گویی.
امان از ....

November 3, 2007 11:00 PM
Web

#8 امیر مهدی حکیمی

جناب فرجامی عزیز
بسیار زیبا بود. این رسم ماست تا کسی میرود همه با او آشنا می شوند و یار غار.
موفق باشید.

November 5, 2007 9:51 PM
Web

#9 ح.ش

بگذار كفنش خشك بشه، بعد مُرده سواري بفرماييد!
البته ببخشيد آقايون زردنگار...
خوش‌مزه است؟

November 6, 2007 6:07 AM
Web

#10 ani

از طرف خودم و خیل عظیمی از کسانی که این روزها دچار تهوع شده اند سپاسگزارم .
رادیو ها و مجریان تلویزیونی را از قلم انداخته اید . چرا که این عزیزان هم این روزها در بدو و شروع، برنامه های خود را مزین به اشعار قیصر امین پور می کنند .
کسی چشمان اشک آلود بچه های دبستانی ( البته از نو ع باشعور و متفکر و فهیم ) را ندید که در سوک قیصر بغضی در گلو داشتند . کسی از دختر نازنین قیصر چیزی نگفت و ننوشت کسی برای زن جوان و دخترش برنامه ریزی در سر نداشت تا به حداقل امنیت خاطری روح قیصر را شاد کند ، بله حرف های ما هنوز ناتمام / تا نگاه می کنی وقت رفتن است .
کسی فکر نکرد و نگفت قیصر چقدر حرف ناگفته در دل دارد ، حرفهای که دلش می خواست فریاد بزند ولی گوش محرمی نیافت و...........

November 6, 2007 7:38 AM
Web

#11 ع.زرقانی

من با نگاهم

به تلاقی نگاهت خواهم رفت

آیا تو ما را مهمان خواهی کرد

یا من نگاه شما را آقا ؟

November 6, 2007 8:57 AM
Web

#12 مجتبی امیری

از خاکسپاری این عزیز در شهرستان گنوند بسیار متاثر شدم شخصیت های ملی باید در جایگاه اهی مناسب وقابل قبول باشند تا حداقل پس فردا روزیس بشه رفت ودیداری تازه کرد اونها متعلق به تمام مردمند .در ضمن از دیدارتان در ساختمان رادیو خوشحال شدم

November 6, 2007 1:23 PM
Web

#13 عمو اروند

والله و بالله درست می‌گوئی که من شخصن اصلن حتا اسم او را هم نشنیده بودم تا رفت. البته کوتاهی از من است نه از او که زود رفت، منی که بدلیل غربت نشینی از خوب‌های آن دیار هم بی‌اطلاع مانده‌ام و فقط در پی بدی‌ها و نارسائی‌هایم نه آنانی که با این مشکلات می‌سازند و می‌جنگند.

November 6, 2007 2:39 PM
Web

#14 Farbud

Masterpiece

November 6, 2007 4:13 PM
Web

#15 كلاشينكف

مرده خوری شنیده بودیم، ولی "مرده سواری" نه..!

November 7, 2007 12:53 AM
Web

#16 سعيده و زهرا

تذكرة...
.
.
.
.
.
.
.
تذكرة...
.
.
.
.
.
.
.
تذكرة...
.
.
.
.
.
.
.
چيه؟ فك مي‌كني مي‌خوام بگم تذكرةالمقامات؟ هر گردويي گرده، ولي هر گردي كه گردو نيست. حالا هم هر چي كه اوّلش تذكرة... داشته باشه كه تذكرةالمقامات نيست.
***تذكرةالطنّازان***
وبلاگ تازه تأسيسيه كه ...
خوب اگه اينجا بگم چه وبلاگيه كه نمياي. زحمت بكش بيا تا ببيني چه وبلاگيه.
در ضمن، نظر و لينك و ... هم فراموش نشه. «آفرين»!

November 7, 2007 4:08 PM
Web

#17 سید ضیاء قاسمی

سلام پسر ... !

November 10, 2007 10:39 AM
Web

#18 سیدعباس سیدمحمدی تهران

سلام!
لطفاْ نظر شريفت درباره ی مقاله ام
http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-278.aspx
نظرتان درباره ی «فیلترینگ» و «ممنوعیت استفاده از تلویزیون ماهواره ای» چیست؟

November 10, 2007 3:23 PM
Web

#19 مينا

سلام
خيلي خوشم آمد ... واقعا زيبا بود.

November 10, 2007 3:35 PM
Web

#20

be nazare man shaerane tarin shere ra shoma neveshtid, samimane tarin matlab, sadeghanetarin harfha ra shoma zadid. piruz bashid

November 16, 2007 2:26 PM
Web

#21 گئجه ديلي

بودي و كسي پاس نمي داشت كه بودي/باشد كه نباشي بدانند كه بودي

November 20, 2007 9:46 AM
Web

#22

يك وجه اين انفجار احساسات قطعاً خود امين پور بود. درباره ي خيليها اين اتفاقات نيفتاد كه درباره ي قيصر .مسخره نكنيد و اداي عاقلان و موجهان را در نياوريد لطفاً.

November 29, 2007 8:56 PM
Web

#23 f

راجب شعرهاي امين پور بنويسيد.

December 1, 2007 11:32 AM
Web
 
 
 
 

آگهی