چهارشنبه، 25 بهمنماه 1385

گنبد زرد رضا شكراللهي! يا "نجس‌خوري خوشمزه‌س"؟

چون ما محمودها شديدا مستعد آن هستيم كه احساساتي شويم و يك حرفي بزنيم كه بعدا باعث دردسر خودمان و ديگران بشود، دست كم يك‌سالي مي‌شود كه من سعي مي كنم وقتي هيجاني شدم حرفي نزنم يا چيزي ننويسم تا بعدا موجب شرمندگي خودم و دوستانم را فراهم نكنم.

در مورد دعواي اهل هفتان، يا بطور دقيق‌تر حسين جاويد و رضا شكراللهي هم يك چيزي بود كه من‌را خيلي آزار مي‌داد و مي‌خواستم بنويسم، اما چند روزي صبر كردم كه شايد از صرافتش بيفتم. با اين‌حال الان فكر مي‌كنم بنويسم بهتر باشد تا ننويسم.

خب البته لابد مي دانيد كه من با شكراللهي چند روزي در همدان هم‌هتل بودم. او از داوران بخش هنري-ادبي بود و من از داوران بخش سياسي-اجتماعي اولين جشنواره دانشجويان وبلاگنويس. بعد هم سر موضوعي با هم درگير شديم كه البته في نفسه چيز مهمي نبود كما اينكه الان روابط من با داريوش محمدپور - كه شكراللهي ظاهرا براي دفاع از او در مقابل يك شوخي، ده‌ها فحش و تهمت را نثار من كرده بود - از قديم هم دوستانه‌تر است. اما در اين مدت به قدري از اين موجود نامردي و خرمردرندي ديده‌ام كه از كمتر كسي در زندگي‌ام ديده‌ام، بطوريكه رضا شكراللهي شايد تنها كسي باشد كه من اصلا حاضر نيستم ببينمش و هرجا كه بدانم او هست، پايم را آنجا نمي‌گذارم. جزئيات را توضيح نمي‌دهم، فقط همينقدر گفتم كه ريا نشده‌باشد و كساني كه خيلي مايل هستند پشت هر نويسنده‌اي اغراض او را بجويند، زياد به زحمت نيفتند!

اما موضوعي كه باعث شد اين نوشته را بنويسم باز كردن اين مسايل يا دفاع از حسين جاويد نيست. نويسنده كتابلاگ را نه شخصا مي‌شناسم و نه وبلاگش را مداوم خوانده‌ام. حوزه فعاليت‌ها و علايقمان هم مشترك نيست كه چيزي از ايشان شنيده‌باشم. راجع به نوشته‌اش عليه شكراللهي هم در مقام اظهار نظر نيستم، فقط او در بخشي از نوشته‌اش به موضوع شمارنده دروغين هفتان و كسب درآمد شكراللهي از آن اشاره كرده كه من را تؤمان متاسف و عصباني كرد.

اول از عصبانيتم بگويم. آن موقعي كه مثلا ما با هم دوست بوديم (من كه بودم لااقل) و آقا رضا گه‌گاه ازم مي خواست كه سفارش كنم تا لينك هفتان را در بعضي از سايت‌ها (مثل بازتاب) بگذارند من ازش خواستم تا بگويد هفتان چقدر بازديد دارد (آن زمان هنوز شمارنده كذايي براي هفتان ساخته نشده بود) و او گفت كه از روي سرور نگاه كرده و ديده بازديد روزانه‌ هفتان از دوهزار در روز گذشته است. (شك دارم كه گفت دو هزار يا چهار هزار؛ به همين خاطر  دوهزار گرفتم) و اين مال روزگاري بود كه هنوز از راه افتادن هفتان يك ماه هم نگذشته‌بود و مثل الان نبود كه با كَرم وبلاگنويسان ادب و هنر دوست، لينك هفت آسمان ادب و هنر در هزاران وبلاگ و وب‌سايت درج شده‌باشد.

قاعدتا من‌هم در اين دوران با توجه به اينكه فكر مي‌كردم دست كم رضا در عالم دوستي و اجابت خواسته‌هايش، اين يك مورد را دروغ نگفته باشد، به آمار بعدي شمارنده هفتان اعتماد مي كردم و چند بار به دوستاني كه براي تبليغ كتاب‌ها يا محصولات فرهنگي‌شان از من مشاوره مي خواستند، فارغ از ماجراهايم با شكراللهي، بلااستثنا هفتان را به عنوان يك سايت پربيننده معرفي مي‌كردم.

بعد از خواندن يادداشت جاويد به اين موضوع شك كردم و با استفاده از دو سايت معتبر الكسا و نت‌كرفت اين موضوع را چك كردم. نتيجه واقعا برايم باور نكردني بود! بر اساس آمار نت كرفت رنكينگ هفتان 3774564 بود و بر اساس الكسا 115193 !!

( براي داشتن مقايسه بد نيست بدانيد كه بر اساس نت كرفت رتبه دبش كه عملا وبلاگ شخصي من است 2275187 هست و بر اساس الكسا 204768

و باز براي اينكه بيشتر روشن شويد مقايسه كنيد نمودار مقايسه سايت درپيت و تازه‌اي مثل رجانيوز را با هفتان كه طبق آن الان رنكينگ رجانيوز حدود سه برابر هفتان است!)

مي‌دانيد من با هفتان هيچ مشكلي ندارم. صاحب آن هركس كه مي خواهد باشد، اميدوارم هر روز رشد بيشتري داشته‌باشد، آمار بازديدش بالاتر برود و بتواند آنقدر آگهي جذب كند چار نفر هم از قبلش نان بخورند. سعي مي‌كنم به اين مقوله هم وارد نشوم كه وقتي يك نفر براي جذب مشتري تقلب مي‌كند، به رقبايش لطمه زده و وجدانا و قانونا مسوول است و پول بسياري از آگهي‌هايي كه با اين آمار دروغين به جيب شكراللهي رفته، مال ديگران است.

 دردآور اينجاست كه اينها همه شاهكار كسي است كه خيلي براي نجس‌خوري ديگران نگران است و فرياد واحلالا و "دزد را بگير، دزد را بگير"ش گوش اهل وبلاگستان را كر كرده. جدا ارزشش را دارد آدم به خاطر چند صد هزارتومان ادب و هنر نحيف و نزار را در اينترنت و وبلاگستان نردبان كند؟! آن هم با گذاشتن پايه‌هايش در كثافت؟ گيريم نجس‌خوري هم خوشمزه باشد و عيب نباشد...

 
 

ارسال نظر

کد امنيتی:

یادآوری:
 
نظر:

لطفا فقط نظرات مربوط به مطالب را بنویسید.

 
 

نظرات قبلی

#1 رند عالم سوز

اين ها كه گفتي جاي خود! اما به مرد رند (كه ما باشيم!) پيشوند خريت نمي چسبد!!

February 14, 2007 5:34 PM
Web

#2 محمود

:)

February 14, 2007 6:21 PM
Web

#3 احسان اخباری

شکرالهی را فقط از وبلاگش می‌شناسم،‌ اما اگر بخواهم با خواندن نوشته‌های تو و حسین جاوید در این مورد قضاوت کنم،‌ باید بگویم بیشتر فحش و توهین و عقده‌ورزی است و از کاه کوه ساختن برای لجن مالی حریف. این گونه فحاشی‌ها و لجن‌مالی‌ها در میان نسل قبل نویسنده‌های ایرانی فراوان بود. متاسفانه به نسل جدید هم رسوخ کرده است.

February 15, 2007 3:35 AM
Web

#4 J. D.

آقا بس کنيد تو رو خدا. آقای کتابلاگ در مورد آمار گفت و تمام شد ديگر. حالا شما اين ها را نوشته ايد که چه؟ همه اين چيزها را می‌دانند. مگر می‌خواهيد همسايه‌های ايشان را هم به‌جانش بی‌اندازيد؟ دو نفر با هم خورده حسابی داشتند شما ديگر چه می‌خواهيد اين وسط؟ وب‌لاگ هم شده محل خود بزرگ کردن و خود را خوب جلوه دادن. همه‌وبلاگ دار ها خوب هستند و درست رانندگی می‌کنند و صف را رعايت می‌کنند و دروغ نمی‌گويند و رشوه نمی‌گيرند و موافق حقوق مساوی برای زنان هستند و خلاصه خيلی خوب هستند. همه‌ی اهل ادب هم خدای کلاس هستند و با معدل بيست کنکور قبول شدند و بجای مهندسی و پزشکی رفتند ادبيات. حالا هم به بچه‌هايشان می‌گويند بزرگ شدی مبادا دکتر بشی! فقط ادبیات. می‌دانم بنظر می‌آید هزيان می‌گويم. باشد بس می‌کنم. :)

February 15, 2007 4:31 PM
Web

#5 خران دو عالم

سلام
در مورد تحقیقمون بود ها برای اون براتون میل زدیم ... حالا باید بگیم کجاهاییم نه؟
ما کتاب کاوشی در طنز ایران رو تمومش کردیم البته 1 شو چون 2 پیدا نکردیم بعد اینکه کتاب خنده سازان و خنده پردازان مرحوم صلاحی رو هم تموم کردیم سه جلد کتاب طنز سرایان از مشروطه تا انقلاب رو هم داریم تمومش می کنیم بعدش اینکه صد سال داستان نویسی رو همکامل طنزهاشو بیرون کشیدیم و الانه هم از صبا تا نیما رو داریم می خونیم.داریم دنبال لطایف الوایف می گردیم!از توی نت هم یه چیزایی گیر آوردیم بعد بر اساس اینا که می گیم داریم تحقیق می کنیم طنز پردازان،طنز پردازی،طنز های مطبوعاتی،طنزهای وبلاگی و اگه هم شد طنز های اس ام اسی!راستی از خانم صدر هم پیدا کردیم...این کلش بود اما اگه جزئی تر باید باشه بگید میفرستیم...
ممنون از اینکه می خواید کمکمون کنید یه دنیا...
خران دو عالم!
مجبور شدیم ایمیلمون کلی ریخته به هم!!
ایمیلتونم دریافت کردم تو اسپمم بود!!

February 15, 2007 6:48 PM
Web

#6 فرزين

محمود جون تو تمام وبلاگستان فقط و تنها فقط خودت.

February 15, 2007 10:34 PM
Web

#7 به حلال خور وبلاگستان!

میدونی هرچی بیشتر به پر و پاچه رضا شکراللهی می پیچی و می پیچند، بیشتر من یکی خاطرخواهش میشم. میدونی چرا؟ چون اگر برای خودش توی عالم وبلاگستان کسی نبود این همه سگ پاچه گیر دور و برش واق واق نمی کردند. این رو نوشتم چون می دونستم تو هم مثل حسین جاوید یاد گرفتی با به لجن کشیدن دیگران خودت رو مطرح کنی.
البته من یکی به دوزاری کج تو عادت کردم و این که یاد گرفتی از آب گل آلود برای خودت ماهی بگیری. بس کن محمود فرجامی . بزرگ شو.. هنوز دری وری هایت رو در مورد شهرنوش پارسی پور فراموش نکردم. تو اگه جا داشته باشه به خدا هم وصله می چسبونی تا بگی یکی یکدونه ای و البته هستی شکی نیست اما خدا میدونه تو چی.....

February 15, 2007 10:47 PM
Web

#8 چشم سوم

http://dokhmarnaz.blogfa.com/post-5.aspx
به این لینک هم اگر سری بزنید خوشحال می شویم آقای فرجامی

February 15, 2007 10:55 PM
Web

#9 بهار

شما که اینقدر با این آدم مشکل داری چرا سایت هفتان را از توی سیر و سیاحتت برنمی داری؟!!! یعنی می خوای بگی این همه دموکراتی؟ خوشحالم که طنز نویس هستی چون نصف بیشتر حرفهایت را میذارم به پای هجو نویسی تا طنز.

February 15, 2007 10:59 PM
Web

#10 محمود فرجامی

همانطور که گفتم با هفتان مشکل ندارم؛ با آدم های دروغگو مشکل دارم.

February 16, 2007 8:49 AM
Web

#11 داريوش

عزيز جان،
من يکی دو نکته را بگويم. اولاً که فارغ از این‌که شکراللهی کیست و حسين جاويد کيست، اين متنی که نوشته‌ای اخلاقاً کار درستی نبود. بیشتر به دق دلی خالی کردن و انتقام‌جويی می‌ماند تا هر چيز ديگر. از تو بعيد بود اين رفتار بچه‌گانه (حتی اگر فرض کنيم تمام اين‌ها که درباره‌ی شکراللهی گفته‌ای درست باشد).

دوم اين‌که کار بچه‌گانه‌تر و شتاب‌زده‌ات اشاره به الکساست. ظاهراً دفعه‌ی اول است اين کار را می‌کنی يا حداقل سابقه‌ی بررسی رنکینگ سايت‌ها را در الکسا نداری. من اين را از آدم مطلع و خبره‌ای پرسيدم. در رنکينگ سايت‌ها حتی تا اختلاف صد تا در رنکينگ ميزان شمارنده‌ی بالايی را نشان می‌دهد. وانگهی من هنوز نمی‌فهمم اصلاً، واقعاً درک نمی‌کنم، اين دعوای بچه‌گانه بر سر شمارنده چی‌ست؟ به خاطر آگهی گرفتن؟ خوب برادر من! آن کسی که به هفتان آگهی می‌دهد خودش عقل دارد. با عقل خودش تصميم می‌گيرد و خودش هم می‌توانست همين کاری را که تو با الکسا کردی انجام بدهد! پس تشخيص اين‌که کسی سر کسی را کلاه گذاشته است يا نه به عهده‌ی من و تو نیست. يک قرارداد است بين دو تا آدم. مثل اين می‌ماند که يکی خانه‌ای را بدهد اجاره (حالا به هر قيمتی). فردا يکی برود داد و فغان راه بيندازد که آی فلانی دزد است چون اجاره‌اش را بالا گفته! آخر به من و تو چه؟

محمود!‍ زبان‌ات و ادبياتی که به کار برده‌ای بسيار سخيف و زشت است، بدون هیچ تعارفی. هيچ عذری هم در توجيه‌اش پذيرفته نیست. حتی اگر فرض را بر اين بگذاريم که هر چه حسين جاويد گفته عين حقيقت و مر واقعيت باشد، باز هم اين ادبيات از او و از تو زشت است و ناپسنديده. تو را به خدا کلمه‌های‌ات را نگاه کن؟

بعضی وقت‌ها بسيار مأيوس می‌شوم از تو. اين‌ها را می‌توانستی درباره‌ی هر کسی بگويی، نه فقط شکراللهی. و درباره‌ی هر کسی اين حرف‌های‌ات ناپسند بود. ما که بچه دبستانی نيستيم که بگوييم من اين‌ها را نوشتم چون از دروغگويی بدم می‌آيد! تو را به خدا خودت را توی آينه وقت گفتن اين حرف نگاه کن. خيلی کار زشتی است. از ما گفتن بود.

February 16, 2007 2:50 PM
Web

#12 عباسحسيننژاد

داوا نكنين! خوبيت نداره كه!

February 16, 2007 4:20 PM
Web

#13 آدم

لینکیدمتون

February 17, 2007 9:49 AM
Web

#14 mahmood

میدونی از چی خندم میگیره. این خنده‌داره که میگی شکراللهی برایت مهم نیست اما خدا رو شکر اینقدر اخبار این آدم رو پیگیری میکنی که دلت برایش تنگ نشه. هر از چندگاهی هم که دیگران سیخ نزنن تو میزنی که بگی اوهوی من هم هستم .

February 17, 2007 9:34 PM
Web

#15 امين صبحي

سلام
متن جالبي نوشتي خوشحال شدم از آشنايي با وب لاگ شما

February 23, 2007 4:25 PM
Web
 
 
 
 

آگهی