چهارشنبه، 4 بهمنماه 1385

احمق های مبتذل در خدمت زنان، توضيحاتي براي نازلي و ديگران

«راستش را بخواهيد، دروغ چرا، ما اولش به چشم خودمان نديده‌بوديم كه اين نازلي خانوم -بلانسبت- پشت سرمان چي گفته و چي كرده، ولي بعد كه عيال شيرعلي خبرمان كرد، بدو رفتيم آنجا... چشمتان روز بد نبيند آقا، يك معركه‌اي ديديم راه انداخته‌اند كه قمر كه سهل است، خود عزيز سلطنه خانوم هم تمام عمرش همچين كارهايي نمي‌تواند بكند... محشري بود آقا... ياد آن شبي افتاديم كه خانوم تير انداختند خورد به ماتحت دوستعلي خان... دروغ چرا؟ گمان مي‌كنيم كار كار انگليسها باشد...»

بخشي از گزارش مش‌قاسم غياث‌آبادي به دايي جان

گويا آبجي نازلي ما از نوشته حقير درباره شهرنوش خانوم پارسي پور برآشفته، من و نيكان را به يك چوب رانده و نوشته عتاب‌آلودي نوشته كه حرف دل بعضي‌ها هم بوده‌است. چون قرار است كه از همين سن و سال سعي كنيم پرحرفي را ترك كنيم تا خداي‌ناكرده در 61 سالگي تبديل به آمپلي فاير نشويم، سريع مي روم سر بخش‌هايي از مطالب سيبيل طلا كه بيشتر مربوط به من است و براي هر كدام توضيحاتي مي دهم. نوشته‌هاي نازلي كه عينا از وبلاگش برداشته شده به رنگ آبي و توضيحات من هم بي رنگ آبي است.


مجازات مدرن تنها بدن تو را هدف نمی گيرد. انسانيت را به زير سؤال می برد. چند نفر از شما خاطرات زنانی را که از زندان های جمهوری اسلامی بيرون آمده اند را خوانده اید! معنی" خود ارضايی" در زندان را چه می دانيد يعنی چه!

هاوالله... هابالله! هم معني اين كار در زندان را مي‌دانيم هم معني‌اش را در سربازي مي‌دانيم هم معني‌اش را در خوابگاه مي دانيم... و در اين مرحله احتمالا از شما داناتريم!

معنی سال ها خونريزی نکردن را می دانيد يعنی چه؟

ها راست مي‌گي... من خودم سالهاست خونريزي نكرده‌ام!

در غذای خانم پارسی پور و هزاران زن زندانی سياسی کافور می ريختند که قائده نشوند-که زندان مجبور نباشد پول نوار بهداشتی بدهد. اگر هم کسی خونريزی داشت چند تکه پارچه بود که همه باهم استفاده می کردند.

ببخشيد مگر خانم پارسي پور ضلع مثلث بوده‌اند كه قرار بوده «قائده» بشوند؟
ها... شايد منظور قاعده است. عارضم به حضور شما كه در مورد اين كافور ريختن توي غذا، كه همه‌جا از سلف سرويس دانشگاه تهران تا سلف پادگاه شهداي كرمانشاه و تا زندان اوين بويش مي‌آيد و خلق الله در همه جا فكر مي‌كنند به خاطر خواص عجيب و غريب اين ماده در ناتواني جنسي مردان و –جديدا!- تاخير قاعدگي زنان است (حالا بماند از نظر علمي اين حرف چقدر پايه و اساس دارد) يك چيزي عرض مي‌كنم كه شما و ديگر برادران و خواهران آويزه گوش يا هر جاي ديگري كه دوست داريد بكنيد:

ببين عزيز من، كافور خاصيت نگهدارنده براي غذا دارد و به همين خاطر در جاهايي كه به خاطر ماندن بيش از حد مواد غذايي (مخصوصا گوشت) اين مواد در معرض فسادند، به آنها كافور مي‌زنند تا بيشتر بمانند.  مي‌دانم البته كه خيلي‌ها، حتي دانشجوهايي كه مدتها با اين تئوري‌هاي عجيب خو كرده اند (حالا زنداني ها كه جاي خود دارند) اين را قبول نخواهند كرد ولي مي‌توانيد در مورد اين ادعاي من تحقيق كنيد. (البته لطفا به جاي مبارزين سياسي و نويسنده‌ها، از چند سرآشپز ايراني اين را بپرسيد)

معنی خود ارضايی برای زنی که شايد هيچ وقت نتواند رابطه جنسی راحتی با کسی داشته باشد برای شما شده است آموزش جنسی؟

نه ولله... من فقط مي‌گويم يك بحث مفيد و علمي درباره اين موضوع مهم را با سياست قاطي نكنيد و يك خط مستقيم از شورت مبارك به جمهوري اسلامي وصل نكنيد. شما اگر بحث‌هاي خانم پارسي‌پور را بيشتر و پيشتر از اينها دنبال مي‌كرديد، متوجه مي شديد كه ايشان با تاكيد بيشتر از حد روي اين مساله و بزرگنمايي فشارهاي جنسي زندانيان، نتيجه‌گيري‌هاي سياسي فرموده و بسياري از انگيزه‌هاي مجرمانه را –بدون استدلال علمي و صرفا بر پايه عقايد شخصي و در قالب خاطرات- به فشارهاي جنسي مربوط مي‌كنند. هرچند كه من نقش مسايل جنسي را در روح و روان ادم‌ها و در نتيجه رفتارهاي اجتماعي بسيار مهم مي‌دانم، اما با اين‌طور استنتاج‌هاست كه مشكل دارم و الا من نه فضول سكسيات مردمم و نه در زمينه احتياج به آموزش دارم؛ الحمدلله و المنه!

چند نفر از شما زندگی شهرنوش پارسی پور را دنبال کرده اید آقايان، که در وبلاگ ها و برنامه های راديويی تان بالا و پايين می پريد که «شهرنوش پارسی پور قرار است از خاطرات زندگی اش بخواند که پر از ماجراهای سکسی و خود ارضايی هست.»

ولله من كه يادم نمي‌آيد زياد بالا و پايين پريده‌باشم. حالا يا نيكان بوده يا يك چيز ديگر كه داشته بالا و پايين مي پريده، كه اختيار هيچ كدامشان هم دست من نيست!

ابله های عزيز؛
ها؟

اگر شهرنوش پارسی پور به خاطر چند روزنامه در زندان اوين روانی شده است، مجازات شده است، تاديب شده است ، امروز شماييد که در بيرون از زندان تنبيه اش می کنید. تمام موجوديت اش را خلاصه می کنيد به جنسيت اش. شهادت تاريخی اش را بر آنچه بر او گذشته است به مسخره می گيريد.

انصاف داشته باش آبجي! من كه توي برنامه راديويي‌ام به ايشان اشاره‌اي نداشته‌ام. همه‌اش چارخط در وبلاگ شخصي‌ام نوشته‌ام، آنهم بدون هيچ توهيني. حالا من دارم خانم پارسي‌پور را شكنجه مي كنم يا كسي كه قرار است با دويست سيصد تا برنامه راديويي روي اعصاب من راه برود؟ عقبه‌اش هم كه ماشالله سيبيل از بناگوش دررفته و باچاك و دهن!

 آقای محمود فرجامی...جناب آقای نيک آهنگ کوثر، منِ سيبيل طلا- منِ" آدم سالمتر، صادقتر، فنی تر و کارکشته تر" را می خواهيد که برايتان تابو شکنی جنسی کنم!! این بار من بگويم «...» که هر هر بخنديد.

اولندش كه ببخشيد كه يك كلمه دو حرفي از نوشته‌تان را نقطه چين كردم. خودم مي دانم كه يك كار آنتي فيمينيستي و ضدزن و فاشيستي انجام دادم كه «...» شما را با نقطه‌چين پوشاندم در حالي كه شما به عنوان يك فعال زن هرگز «...» را نمي‌پوشانيد.
دومندش چه اشكالي دارد كه شما تابوشكني كنيد. به نظر من نازلي كاموري اگر واقعا راستگو باشد، نه فقط نبايد از اين پيشنهاد ناراحت بشود بلكه بايد استقبال هم بكند. تازه كي گفته اگر شما بگوييد «...» ما مي‌خنديم؟ مگر خداي ناكرده «...»ِ شما خنده‌دار است؟

مگر خاطرات شهرنوش پارسی پور آموزش جنسی است؟

ما هم همين را مي‌گوييم نازلي جان. ما هم مي گوييم مگر قرار است خاطرات شهرنوش پارسی پور آموزش جنسی باشد؟ اما نمي دانم چرا به شماها برمي خورد.

يا اینکه شما خاطرات همه زنان را، از پارسی پور تا آنجلينا جولی -که با او [...] می زنيد- را مضوعات تفريحی جنسی می دانيد؟

نه ولله... به همين خاطر هم هست كه دوست ندارم خاطرات اين نويسنده ايراني تبديل به تفريحات جنسي بشود و زمانه هم ابزارش. ضمنا من بريتني اسپيرز را ترجيح مي دهم؛ لطفا تهمت نزنيد! (ببخشيد كه آن كلمه را هم نقطه چين كردم. دوست ندارم وبلاگم فيلتر بشود)


 شش روز زندان رفته ايد شش سال است داريد خاطرات زندان می نويسيد و پيش روانپزشک می رويد که خاطرات زندان را برای شما از اعماق ذهن تان بيرون بکشد__ آنوقت زنان زندانی را مجنون های جنسی ترسيم می کنيد!

حتما منظورتان نيكان است. من الان حدود 17 ماه است كه در چيزي شبيه زندان به سر مي‌برم. پيش روانپزشك هم نمي‌روم چون كارم از اين حرف‌ها گذشته. خاطرات هم نمي نويسم، چون دم دست حضرات هستم و نمي‌خواهم بيشتر از اين اسيرشان بمانم. ضمنا التماس مي‌كنم حساب من‌را از نيكان جدا كنيد. خوشبختانه نه نيكان افكار مرا قبول دارد و نه من كارهاي او را مي‌پسندم ولي الان عين طوق لعنت افتاده‌ايم گردن هم. باور كنيد اگر همين الان يك هفت‌تير پرفشنگ را بگذارند كه از بين كوثر و پارسي‌پور يكي را انتخاب كن، من بي‌درنگ مي گويم جان مادرت شليك كن!

واقعاً راديو زمانه چطور می خواهد پاسخگوی این ابتذال وجودی همکارانش آقايان نيک آهنگ کوثر و محمود فرجامی باشد.

ابتذال «وجودي»؟... بابا فلسفه... صدرا كجايي كه وجودت رو كشتن...!

تريبون باز کرده اید که به حمد الّله بعد از زندان های جمهوری اسلامی تاديب نسوان کنيد.
بنده به نوبه خودم گه بخورم كه بخواهم تاديب نسوان كنم. تازه خدا هم نمي تواند بعضي نسوان را تاديب كند، من خر كي باشم؟

من اگر جای شما بودم آن لوگوی کلاغستون را بر می داشتنم جايش يک عضو شريف مردانه می گذاشتم که نمادی از مرد سالاری مبتذل این برنامه باشد.

خب اين كه ما مثل شما فكر نمي‌كنيم يك مقدار زيادي‌اش برمي‌گردد به تفاوت جنسيت و اميال و سلايقمان. اين لعنتي صبح تا شب جلوي چشممان قد علم كرده، ديگر چه لزومي كه عكسش را بچسبانيم آن بالا؟ فكر مي كنيد كدام زنداني باشد كه دوست داشته باشد عكس زندان‌بانش را بچسباند بالاي سرش. ها؟ ولي خب... اگر شما دوست داشتيد مي توانيد عكسش را هر كجا كه دوست داشتيد بچسبانيد.

حالا که تريبون رسانه ای داريد، دين تاريخی شما به این زنان زندانی سياسی ست که در راستای پروسه شکنجه مدرن جمهوری اسلامی آنان را تا ابد شکنجه کنيد.

ببين خواهر من. مي‌گويند در دهه 50، خود زندان رفتن براي توده اي‌ها و مجاهدين «في‌نفسه» ارزش محسوب مي‌شده. يعني اينكه يك نفر كه به هر دليلي (ترور، پخش اعلاميه، خلع سلاح پاسدار سر كوچه، نظريه پردازي...) به زندان مي رفته شان و جايگاهي پيدا مي‌كرده كه يك "زندان نرفته" به هيچ وجه نمي توانسته آن را داشته باشد و بعضا همين زندان نرفتن يك انگ مي شده و بهانه اي براي تضعيف و طرد آدم‌ها. احتياجي هم به توضيح نيست كه يك همچين تفكري چقدر باعث راديكالي تر شدن فضا مي‌شده‌است.

لطفا از اين فضا بيا بيرون سيبيل جان. باور كن زندان رفتن في‌نفسه هيچ ارزشي ندارد، (هر چند كه رنج‌هاي يك انسان كه به خاطر عقايدش متحمل مي شود به هر حال قابل احترام است.) من هيچ ديني نسبت به كسي كه نه مي دانم به خاطر چي زندان كشيده و نه باهاش اشتراك عقيده و آرمان دارم، ندارم. نه به شهرنوش پارسي پور، نه به اسدالله لاجوردي نه به محسن مخلباف و نه به زنداني هاي ابوغريب.

تازه من كه جز نقل يكي از سوتي‌هاي ايشان (در خصوص اعدام 10 هزار نفر از همزنداني هاي خانم پارسي‌پور!) چيز ديگري در رابطه با زندان و مبارزات ايشان ننوشتم. نوشتم؟

واقعاً راديو زمانه تا کی می خواهد به بهانه کم بودن توليد برنامه، این برنامه مبتذل کلاغستون را ادامه دهد؟گيرم که اصلاً این پر طرفدار ترين برنامه تان هم باشد -اخلاق روزنامه نگاری تان چه می شود! چند نفر آدم کار کشته و باسواد خواهند خواست با رسانه ای کار کنند که این چنين برنامه های شرم آوری را توليد می کند؟

خيلي‌ها... يكي‌اش همين خانم شهرنوش پارسي‌پور اسطوره ادبيات و مبارزه‌ي شما!

*********
خورشيد به این لينک داده بود که من هم می دهم: مصاحبه شهرنوش پارسی پور با ایران امروز

داشتيم نامرد؟ من كه زودتر داده‌بودم!

 
 

ارسال نظر

کد امنيتی:

یادآوری:
 
نظر:

لطفا فقط نظرات مربوط به مطالب را بنویسید.

 
 

نظرات قبلی

#1 شهرنو

شما به مامانت گفتی در عین حال که بانمکی، شیرین و دوست داشتنی هم هستی؟ برو بگو یه اسفندی واسه سوراخ کونت دود کنه، اینقدر که باهاش حرف زدی میترسم بچاد.

January 24, 2007 11:22 PM
Web

#2 آذین

نمی دانم اگر قرار به نقد است، چه احتیاجی هست به این زبان تلخ و گزنده و تمسخر زن؟ هی می خواهم باور کنم اینجا به زن توهین نمی شود، نمیشود!
احتمالا می گویید به درک ( یا با ادبیات قشنگ تری شاید..) اما... هیچی! بی خیال!

January 25, 2007 1:00 AM
Web

#3 سلام

متن بسيار زیبا و زبانی واقعا موثر دارید. بخصوص از عصبانیت شهرنو می شود به موثر بودن این زبان پی برد.

January 25, 2007 3:31 AM
Web

#4 ehsan

salam

very nice post, you r amazing sometimes!

But, dont bother yourself much about Nzeli and Rofagha! they think whatever of a women is good and logical, ..

January 25, 2007 8:05 AM
Web

#5 حسین

بسیار بسیار جالب بود. حال کردم که اصلا عصبانی هم نشدی و خیلی منطقی جواب دادی. چون این سیبیل آدم را عصبانی می‌کند.

January 25, 2007 9:00 AM
Web

#6 احسان

سلام ، خیلی با نوشته‌ات حال کردم و اینکه یه جای این دختره رو سوزوند بیشتر خوشحال شدم،
ناراحتم از رادیو زمانه که شده تریبونی برای این دری‌وری هایی که پارسی‌پور می‌گه، دیوانه‌س به‌خدا.
اگه قرار با تابو شکنی و شنیدن حرفهای غیر معمول،افاضات بی سر و ته این روانپریش رو گوش کنیم واقعا توهین به مخاطب می کنن،
نازلی هم به این دلیل بش برخورده که انگار یه جورایی به خودش گرفته، ادمی که با همین زبان و استفاده از اینجور دری وری ها معروف شده بایدم شاکی شه، با چیز مردم که نمیشه چیز زد اقاجان

January 25, 2007 2:25 PM
Web

#7 behrang

shahrnooshe parsi poor kheili rahat mitoonest ye neghab be sooratesh bezane va az khodesh ye bote nevisande besaze ke hame bah bah began.kari ke aksare aghayoon va khanooma raje be khodeshoon mikonan va hame zire ye maske talayi penhanan .hame khooban /hame khoonevadehaye khoob daran / farhangian / pakan va ......hala yek nafar doost dare raje be khodesh sohbat kone va neghabe talayi ro kenar bezane chera shomaha narahatin?ye joori harf mizanin ke engar hich kas az in chiza khabar nadare.hame hame kari ke doost daran mikonan faghat hamishe yadeshoone ke neghabeshoon kenar nare.

January 25, 2007 2:49 PM
Web

#8 behrang

rasti in model neveshte shoma ye naghde vagheyi nist .naghde jomle be jomle dorost nist .shoma behtare ke raje be kole matlab va nokate matrah shode too oun naghdetoon ro mineveshtin. na faghat jomlehayi ke doost dashtin ro dast chin karde va jomle be jomle naghd kardin.
inam begam ke man hamishe neveshtehatoon ro mikhoondam vali in neveshte kamelan bi ensafi bood.

January 25, 2007 2:53 PM
Web

#9 هانی

من نمی فهمم چرا تمام خانم هائی که مطلب شما رو خوندن احساس کردن بهشون توهین شده در صورتی که از دید من روی کلام شما فقط و فقط با خانم پارسی پور و مصاحبه چرندش بود. والله منم به عنوان یک زن احساس کردم اون مصاحبه خیلی پوچ و بی ارزشه.میدونم با این حرفا مورد لطف هم جنسان عزیزم و فمنیست های عزیزتر قرار میگیرم که قراره زحمت بکشند و حق من مظلوم و نادون رو از شما اقایان گرگ صفت بگیرند ولی از حق نمی تونم بگذرم که مطلبت علاوه بر این که خیلی منطقی بود خیلی هم نمک داشت و کیف کردم از خوندش در ضمن من اصلا در حد شان خودم نمیدونم که حتی یه "و" از پست مربوط به پارسی پور و جوابیه جذاب شما رو به خود بگیرم و به این نتیجه برسم که توهین به هر زنی توهین به من محسوب میشه .شدیدا معتقدم به اینکه هر کس فقط و فقط بر مبنای اعمال و کردار خودش سنجیده میشه ولا غیر

January 25, 2007 11:20 PM
Web

#10 Neda

shoma age in post ro ke khundanesh ham vajeb bude aslan nemizashti bishtar hefze aberu karde budi. age masaale faghat dahane hamdigaro bastan o ru kam kardan bashe ke dige chera publishesh mikonid, donafari yeki be do konid ke in myun be kasi ham alanan tohin nashe!harchiam deletun khast be hamdige begid! dar un surat dige be man ham rabti nadare ke chi beynetun raddobadal mishe, amma vaghti post omumi shod, shoma har 2 masuliat darid! hala age ghararbashe ba hamin shekli ke be nazli javab dadi be amsale man ham javab bedi, mituni hezarjur tamaskhor o tohin ham nesare mane comment gozar koni ke in jomle ro ham zamimash ke " kasi majburet nakarde bekhuni" khodam migam ke(ahyanan) ghabl az to gofte basham!!! in javabe shoma ham bishtar az unke dahan por kon ya ehtemalan khande dar bashe, kal kal haye bacche dabirstanihaye por eddayi ro yade man miare ke ba tavassol be tamaskhor kardane harifeshun, say daran kam nayaran... moteassefam amma vaghean sharm avare!!! arzeshe un chanta jomle harfe dorosti ro ham neveshti az beyn bordi ba inhame tamaskhor o mazzeparanihaye bi mazze ke zamimash kardi. ya darvaghe un 4 ta jomlaro zamimeye tamaskhornamat kardi!

January 25, 2007 11:23 PM
Web

#11 رند عالم سوز

درهاي گرانبها و سخنان گرانسنگ آبجي نازلي شما را به بهاي نازلي خريداريم! خري داريم!

January 27, 2007 8:41 AM
Web

#12 bv

جالب بود.متشکرم

January 27, 2007 11:19 AM
Web

#13 نازنين

فكر كنم اگه با خانم پارسي پور در بخش برنامه هاي روانپزشكي راديو مصاحبه مي شد، هيچ وقت اين دعواها راه نمي افتاد!

January 27, 2007 12:00 PM
Web

#14 رضا

بسیار برازنده قهوه‌ای شدی دماغ سر بالا. هم‌نسلای من جواب تاریخی امثال تو هستند. آره همین ۲۰ ساله‌ها.

January 28, 2007 12:08 AM
Web

#15 nazkhatoun

ما اصفهانی ها يه اصطلاحی داريم در مورد کسانی که خيلی با نمکند، بهشون می​گيم: "گوله نمک"!!!!!!
آقای فرجامی بار اول است اينجا آمدم، يا زيادی جوانی و خام يا همون "گوله نمک"! اگر به اين کامنت ها خوب نگاه کني، متوجه می​شی چه کسانی بيشتر برات دست زدند عزيز جان! حالا شهرنوش پارسی​پور هرچی هست، شما چرا انقدر ناراحتيد؟ از بيکاری است جانم. بيکاری!

February 1, 2007 9:58 AM
Web

#16 mojtaba

salam bar mahmod khan,
rastesh man avalin bar mosahebe sharnosh ra dar yek majale dar canada khandam.albate anroz shokke shodam,chon khili baram ajib bod chon be noei shekastane khate ghermez bod shayad begi yani che?man dar hodode 3 sale dar canada zendegi mikonam,ba bazi chizhaye inja mokhalefam va ba bazi chizha movafegh,baraye mesal,inja barnamei ast dar morede masael va moshkelate sexi ke yek khanome mosen ham dar mored chegone sex dashtan sohbat mikone va ham be kasani ke telefon mikonan va moshkeli dar in zamine daran komak mikonad.khob hala moghayese bokon keshvare khodeman ra hame chiz dar mored sex mesle tabost,man dar iran moalle bodam va didam ke dokhtarha va pesarha cheghadr moshkelate jensi daran,va faghat anhara sarkob mikonan,akhe ta kei niazhaye avali yek ensan bayad sarkob va penhsan shavad,rasti dar javamei manande canada ,bishtar nahenjari jensi darim ya iran?be nazare man ma az sex tabo dorost kardehim.sex yek niaze va vaghei.agar sex chize badi bod khoda dar vojod ma ghara nemidad,chon o az ma danatar ast.inja berahati dar barnameha va filmha az sex harf mizanan aya toye in keshvarha hame vaghat mardom baraye sex migozarad.man ham ba sex salem movafegham,vali ma vaghti mitavanim sexe salem dashte bashim ke dar mored an agah bashim.donya khili kotah ast va az lezathaye donya bayad bekhobi estefadeh kard,dar gheire insorat ma gonah kardehim.ma omdeh moshkelateman inast ke dar karhayeman shaffaf nisim ,bayad in pardehhara kenar gozasht,va haghayegh ra goft hata agar talkh va zesht mibashad,chon dar insorat mitavan farda ra sakhat.man khodam ba shahrnoshe parsi por movafegham,khodam ham be onvane yek mard dost dashtam betavanam manande o dar bmored masael shafaf bar khord konam.be omide shaffafiat va shekastane har taboye badi.khodanegahdare shoma.

February 4, 2007 11:30 AM
Web

#17 ava

mr farjami shoma ehyanan tahsilate hozavi nadarin?

February 5, 2007 2:23 AM
Web

#18 saye

shurash ra dar awardeyi, shurash ra dar awardeyi
hamin

February 8, 2007 6:08 AM
Web

#19 محمد

بابا دمت گرم. من هم مصاحبه شهروز و خوندم هم نوشته هاي سيبيل رو و هم جواب شما رو. اصلنم نميدونم شما سه نفر كيا هستيد اما با خوندن اين سه تا متن تو بيشتر مطالب حق رو به شما ميدم بخصوص در مورد جوابهائي كه به اين سيبيل(نميدونم آقا يا خانوم) دادي. اون ... طرف رو هم اصلا نياز ايست در موردش توضيح بيشتري بدي چون الان سوخته و از بين رفته. يكي از دوستان هم كامنت گذاشته كه \\\\\\\"ما اصفهانيها 00000\\\\\\\" شما اصفهانيها يك اصطلاحه ديگه هم داريد \\\\\\\" كه كه خوره لا پا خوني\\\\\\\"

در ضمن خيلي هم حال كردم

February 9, 2007 3:51 AM
Web

#20 محمد

بابا دمت گرم. من هم مصاحبه شهروز و خوندم هم نوشته هاي سيبيل رو و هم جواب شما رو. اصلنم نميدونم شما سه نفر كيا هستيد اما با خوندن اين سه تا متن تو بيشتر مطالب حق رو به شما ميدم بخصوص در مورد جوابهائي كه به اين سيبيل(نميدونم آقا يا خانوم) دادي. اون ... طرف رو هم اصلا نياز ايست در موردش توضيح بيشتري بدي چون الان سوخته و از بين رفته. يكي از دوستان هم كامنت گذاشته كه \"ما اصفهانيها 00000\" شما اصفهانيها يك اصطلاحه ديگه هم داريد \" كه كه خوره لا پا خوني\"


در ضمن خيلي هم حال كردم

February 9, 2007 3:52 AM
Web

#21 محمد

بابا دمت گرم. من هم مصاحبه شهروز و خوندم هم نوشته هاي سيبيل رو و هم جواب شما رو. اصلنم نميدونم شما سه نفر كيا هستيد اما با خوندن اين سه تا متن تو بيشتر مطالب حق رو به شما ميدم بخصوص در مورد جوابهائي كه به اين سيبيل(نميدونم آقا يا خانوم) دادي. اون ... طرف رو هم اصلا نياز ايست در موردش توضيح بيشتري بدي چون الان سوخته و از بين رفته. يكي از دوستان هم كامنت گذاشته كه \"ما اصفهانيها 00000\" شما اصفهانيها يك اصطلاحه ديگه هم داريد \" كه كه خوره لا پا خوني\"


در ضمن خيلي هم حال كردم

February 9, 2007 3:53 AM
Web

#22 محمد

بابا دمت گرم. من هم مصاحبه شهروز و خوندم هم نوشته هاي سيبيل رو و هم جواب شما رو. اصلنم نميدونم شما سه نفر كيا هستيد اما با خوندن اين سه تا متن تو بيشتر مطالب حق رو به شما ميدم بخصوص در مورد جوابهائي كه به اين سيبيل(نميدونم آقا يا خانوم) دادي. اون ... طرف رو هم اصلا نياز ايست در موردش توضيح بيشتري بدي چون الان سوخته و از بين رفته. يكي از دوستان هم كامنت گذاشته كه "ما اصفهانيها 00000" شما اصفهانيها يك اصطلاحه ديگه هم داريد " كه كه خوره لا پا خوني"


در ضمن خيلي هم حال كردم

February 9, 2007 3:57 AM
Web

#23 پیام

سلام

جوابهایتان برایم جالب بود
من نه سیاسی هستم نه دوست دارم وارد این بازیها شوم
من از مولا علی آموخته ام که به حرف نگاه کنم نه به گوینده
و این نوع نگرش خیلی جالب است
اگر روی حرف مستقل از گوینده آن فکر کنیم میتوانیم بدون حب و بغض آنرا رد یا تایید کنیم

متاسفانه صنف روشنفکر فقط در پی این هستند که همدیگر را بکوبند یا نفی کنند
نمیتوانید مثل آدم حسابی ها با هم گفتمان کنید
حتما باید کافه را بهم بریزید؟
وقتی باسوادهای مملکت از کلمات زشت استفاده میکنند از بقیه چه انتظاری میتوان داشت؟

شما در جوابهایتان به خوبی خودتان را کنترل کردید اما قسمتی که گفتین "من ... بخورم " بد بود

نمیدونم ما کی میخوایم یاد بگیریم به همدیگه احترام بذاریم؟!
در پناه حق باشید

April 4, 2007 12:26 PM
Web

#24 Saeid

آقا خیلی خندیدم. در حد دل‌درد.

June 2, 2007 11:29 AM
Web

#25 ali

khob bod

February 19, 2008 1:16 AM
Web

#26 علي

چي شد

February 29, 2008 5:45 PM
Web

#27 سامان

******
مگه یه پسر چه قدر میتونه با خودش مبارزه منه؟؟ ها؟

به این وضعیت که کس دختر ها از بین مانتو های کوتاه پیداست من چطوری آروم بشینم؟؟

April 27, 2008 5:45 PM
Web
 
 

ترک بک

برای ارسال ترک بک از نشانی زير استفاده کنيد:
http://www.debsh.com/cgi-bin/mt-tb.cgi/401
 
 
 
 

آگهی

 
 

تشکر


Syndicate this site
طراحی توسط: ايرانيانت
Movable Type 3.35