پنجشنبه، 30 آذرماه 1385

نيمه پنهان خودم، بازي وبلاگي شب چله

با اينكه امروز هزار كار و گرفتاري دارم و صبح با خودم عهد كرده بودم كه فقط به كارهاي رسمي‌ام برسم، ولي مگر مي شود خواسته دوستان را اجابت نكرد؟ آن‌هم پارسامَرد وبلاگستان كه از شدت صائبيِ راي، هيچ بعيد نيست كه مستجاب‌الدعوه باشد و به يك هويش نه از دبش خبر ماند نه از دبش‌نشان!

خلاصه اينكه آقا پارساي ما به دعوت سلمان خان، آن اول بلاگر پارسي زبان، به مناسبت شب چلگي، 5 ويژگي خودش را نوشته و بعد هم 5 نفر را فهرست كرده كه آنها هم چنين كنند، يكي‌اش هم من. اين هم چند ويژگي شخصي و خصوصي من، كه اميدوارم مورد سواستفاده قرار نگيرند:

1- من تا 17،18 سالگي به شدت چاق بودم. به طوري كه وقتي مدرسه راهنمايي مي‌رفتم و به مناسبت نقشي كه در گروه تئاتر مدرسه داشتم، قرار شد راحت روي صندلي بنشينم و اين پايم را روي آن پايم بيندازم، نتوانستم (از بس ران‌هام چاق بودند!) بعدا يك رژيم من درآوردي، همراه با ورزش سنگين را شروع كردم و آنقدر لاغر شدم كه وقتي بعد از چند ماه يكي از همسايه‌ها من را در خيابان ديد، نشناخت! از آن به بعد هيچ وقت نگذاشتم خيلي چاق بشوم.

2- به شدت از سوسك و ارتفاع مي ترسم. اگر شما يك مامور امنيتي هستيد و روزگاري قرار شد من چيزي را بگويم يا امضا كنم، با بالا بردن من تا ارتفاع 15 متري، مي توانيد اعترافات من‌ در مورد همكاري با CIA را خيلي راحت و بدون درد و خونريزي بدست آوريد!

3- تا به حال سر هيچ‌كاري يك سال نبوده‌ام. طولاني ترين كاري كه داشتم، كار در روابط عمومي يك شركت دولتي بود كه دقيقا سر 364 روز تمام شد.

4- از كارِ خانه متنفرم اما از دريل‌كاري خوشم مي‌آيد. ضمنا پيراهن مردانه را خوب اوتو مي‌كنم.(اين جمله آخري را با لهجه مشهدي نخوانيد كه بنده مسوول آن نخواهم بود!)

5- با حضرت عيال، سر تمرين نمايش "خواستگاري" گروه نمايش دانشكده مهندسي دانشگاه فردوسي، آشنا شدم. دفعه بعد كه بعد از نامزدي، سر تمرين آن گروه رفتيم؛ داشتند "پرومته آ در زنجير" را تمرين مي كردند.

و اين هم پنج نفري كه دوست دارم 5 ويژگي شان را از وبلاگ خودشان بخوانم:

داريوش محمدپور، گيتي صفرزاده، ناصر خالديان، رويا صدر، ريتا اصغرپور

 
 
 
 

اعلانات

| Bookmark and Share
 
 

تشکر


Subscribe
طراحی توسط: ايرانيانت
Movable Type 3.35