سه شنبه، 7 آذرماه 1385

روزگاري انتخاباتي درگرفت!

كمتر از 20 روز به انتخابات شوارهاي شهر و روستا يا به‌عبارت ديگر، گسترده‌ترين انتخابات مدني در كشور مانده‌است و انگار روي وبلاگستان گرد مرگ پاشيده‌باشند. هيچ خبري نيست و انگار نه انگار كه اين مصيبت‌هاي چهارساله، همه و همه از شوخي‌گرفتن همين انتخابات در سال 81 شروع شدند.


حق مي‌دهم به خيلي‌ها كه مجلس خبرگان و انتخاباتش برايشان چندان اهميتي نداشته‌باشد. همينطور براحتي منطق دور-و-بري‌هاي احمدي‌نژاد و به خصوص آبادگراني‌ها كه نفعشان در مشاركت پايين مردم در انتخابات است را درك مي‌كنم.

اما به هيچ وجه نمي‌فهمم  كه با آن افتضاحي كه شوخي بي‌مزه و مسئوليت‌ناشناسانه تحريم به‌بار آورد، چطور مي‌شود اين‌بار، اين باري كه خيلي از تحريمي‌ها يا به اشتباهشان اعتراف كردند و يا -به هر دليلي- ساكت مانده‌اند، اين‌قدر اين انتخابات بي‌قدر گرفته شده است.


 نمي‌دانم دوستاني كه مي توانند حرفي بزنند و چيزي بنويسند ولي تا به‌حال اين كار را نكرده‌اند، مي دانند اگر اين بار طيف احمدي‌نژادي‌ها انتخابات را ببرند چقدر به حجم فاجعه ملي‌اي كه الان درگيرش هستيم اضافه مي‌شود؟ وبلاگستان الان از اين نظر به لابيرنتي مي‌ماند كه حرف زدن در آن جز پژواك حاصلي ندارد؛ و چه كسي باور مي‌كند اين، همان بازارمسگرهايي بود كه در ايام انتخابات رياست جمهوري از فرط سر و صدا (حتي سر و صداي كساني كه نه خريدار بودند و نه فروشنده=تحريمي‌ها!) صدا به صدا نمي‌رسيد؟!


آهاي حامد قدوسي، كه قاليباف را بررسي مي‌كردي، كجايي؟


آهاي مهدي جامي كه زمانه تو را از ما گرفت، كو آن تحليل‌هاي دقيقت؟


كوروش عل‌ياني، چرا اينقدر بي‌خيال به نان سنگك و رستوران هاني چسبيده‌اي؟


آهاي كوروش ضيابري، نابغه كوچولوي وبلاگستان، صداي من به رشت مي‌رسد؟ چه خبره آن طرف‌ها؟


نيما اكبرپور تو چرا ساكتي؟ بابا مگه تو همان نبودي كه از 137 مي نوشتي؟


آهاي دوستان! با شمام...شمام...مام...م...م...!

 پ.ن.


آهاي بلاگرولينگ!


پدرسگ حالا وقت خراب شدن بود؟

 
 
 
 

اعلانات

| Bookmark and Share
 
 

تشکر


Subscribe
طراحی توسط: ايرانيانت
Movable Type 3.35