پنجشنبه، 9 شهریورماه 1385

ادب قهرماني!

وقتي در يادداشت راديو زمانه چشمم به مطلبي افتاد كه خبر از پادكستي شدن اين راديو مي‌داد خيلي خوشحال شدم چون استفاده از راديو زمانه سر ساعت 7 و نيم هر روز، برايم از كندن بيستون هم سخت‌تر بود.(البته با كمي اغراق!)
اما بعد كه چشمم به نام نويسنده آن يادداشت يعني حسين درخشان، خورد برق 63 كيلو ولت از ماتحتم جهيدن گرفت (كاملا بدون اغراق!)

اِ... مگه همين چار روز پيش نبود كه جامي و درخشان، كارشان از گيس و گيس‌كشي گذشت و خشتك‌هاي مبارك را روي سر همديگر كشيدند و حتي به سوابق كاري هم، هم تركمون زدند؟! { + و + }
من البته واقعا خوشحالم كه كدورت‌ها برطرف شده و حسين هم به زمانه‌اي‌ها پيوسته ولي واقعا نمي‌توانم درك كنم كه چطور بعد از آنكه راديو زمانه راه افتاد (همه‌اش 20 روز مي‌شود؟) آنطور ماجرايي بين حضرات درگرفت و در حالي كه هنوز ما داشتيم چرتكه مي‌انداختيم ببينيم كه "كي بيشتر مقصر است و كي كمتر" (همان هدفي كه به‌خاطر آن، دعواهاي شخصي در وبلاگ‌هاي طرفين گزارش مي‌شود!) يك باره مي بينيم كه بادا بادا مبارك بادا!!!

بابا، والله بالله هر كاري يك آدابي دارد. حالا گيريم حسين يه مقداري خون موتلفه هنوز در رگ‌هايش مانده باشد، مگر مهدي مشاركت‌ي است كه همه دعواها يك‌شبه حل شود؟ :)

يك كم از آقامون ياد بگيريد ادب قهرماني را!

 
 
 
 

اعلانات

| Bookmark and Share
 
 

تشکر


Subscribe
طراحی توسط: ايرانيانت
Movable Type 3.35