![]() |
|||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||||
يادش بخير چند سال پيش اكبر گنجي يادداشتي نوشته بود (به گمانم در صبح امروز) و در آن مقايسهاي كرده بود بين دو روزنامه صددرصد دولتيِ كيهان و اطلاعات كه روساي هر دو منصوب رهبرياند و بودجه هاي ميلياردي و تاسيسات عالي دارند. آقاي گنجي در آن يادداشت كلي از آقاي دعايي كه مسوول موسسه اطلاعات است به خاطر "معتدل" و"ملايم" بودن حضرتش تعريف و تمجيد كرده بود و ضمن ارائه همان جمله های كليشهاي معروف كه 'هر چند نقايصي هم طبعا در عملكرد اطلاعات ديده ميشود...' از آقاي شريعتمداري خواسته بود تا روش و منش آقاي دعايي را پي بگيرد و كيهان را بكند مثل اطلاعات!
ناگفته هم نماند كه اين حضرت سيد محمود دعايي مدت ناقابل 20 سال هم نماينده مجلس بوده و جز همان سخنرانياش در دفاع از مهاجراني در مجلس پنجم، تا به حال موضعگيري خاصي و يا حتي نطق قابل ذکری از ايشان در مدت نمايندگي ديده و شنيده نشده.
احتمالا منظور از اعتدال ايشان در روزنامه اطلاعات هم چیزی از نوع "دیکته نانوشته" است که "همیشه نمره اش بیست است"!
اگر غیر از این است پس کو یادداشت ها، گزارش ها، گفتگوها، مقالات و ویژه نامه های حرفه ای این بزرگترین موسسه مطبوعاتی کشور؟ جز این است که اگر دستِ برقضا یکی مثل مهاجرانی یادداشتکی در این روزنامه بنویسد که مهم و خواندنی باشد، آنهم به مدد بازانتشار آن مطلب در روزنامه های کثیرالانتشار، مطلب خوانده شود و رو بیاید؟ باز صد رحمت به شریعتمداری که اگر گند و گه هم می زند به کیهان، "بی بو وخاصیت" نیست!
به جرات مي توان گفت پولدارترین روزنامه ایران که چاپخانه اش یکی از مجهز ترین چاپخانه های خاورمیانه است؛ يا بدترين و يا يکي از بدترين صفحه بندي ها را دارد و وضعيت گرافيکي آن افتضاح است. روزنامه ای که فقط در تهران ده ها ساختمان و صدها کارمند دارد... يکي از بدترين و غيرقابل استفاده ترين وب سايتها را در ميان روزنامه ها دارد.
البته اگر حساب میلیاردها تومانی که هر سال در اطلاعات "بی سروصدا" به چاه ریخته می شود را به بهای اینکه "به پروپای اصلاح طلبها نمی پیچد" نادیده بگیریم؛ معلوم است که باید ممنون حضرت دعایی هم باشیم. ولی اگر بدانیم که تمام این پولها از جیب و من و شماست که در این چاه ریخته می شود چه؟ اگر یادمان بیاید این جسد متحرک همان "اطلاعات"ی است که در خاورمیانه تک بوده و تیراژش به میلیون هم رسیده چه؟ اگر بدانیم که وظیفه رسانه های دولتی کمک به رشد و توسعه آزادی بیان و تربیت نسل جدید روزنامه نگاران است؛ چی؟
البته که یک مرده ی بی آزار از یک آدم مردم آزار کمتر آسیب می رساند و تحملش راحتتر است اما به شرطی که پول توجیبی, خوراک، مسکن و سایر امکاناتی که برای زنده هاست، علاف و مشغول جناب "مرده" نباشد!
ولی واقعیت تلخ این است که بسیاری کسان، چه از این جناح و چه از آن، سالهاست که مثل بختک افتاده اند روی موسسات و سازمان هایی که از پول مردم (بخوانید بیت المال) اداره می شوند و حاصل فایده آنها در حد صفر است و واقعیت تلختر این است که نه تنها بابات اینهمه حیف و میلی که در مجموعه های تحت نظر آنها انجام می شود مواخذه نمی شوند بلکه حتی از سوی اصلاح طلبانِ رادیکالی مثل آقای گنجی تشویق هم می شوند! تازه جالب اینجاست که وقتی موقع نقد هم می رسد شروع می کنند به ذکر محاسن فردی آقایان (از گونه ی تذکره الاولیایی معمولا!) مثلا در مورد همین آقای دعایی چه مدایحی هم سر می دهند که "آه او مردی بود که هرگز حقوق مجلس را نگرفت!"
نه آقا! دنیای مدرن، دنیای دودوتا چهارتاست. برای من زیاد مهم نیست که فلان مدیر خودرو شخصی دارد یا دولتی و خانه اش سرچشمه است یا نیاوران. در مقابل مهم این است که مجموعه تحت ریاستش را چطور مدیریت کرده و چقدر سود وزیان به مردم و دولت رسانده. مثلا همین آقای دعایی اگر در تمام بیست سال هیچ حقوق مجلس را نگرفته باشد (گیریم که صدتا سفر خارجی هم نرفته باشد!) حداکثر 240 ماه سود رسانده به مجلس (بگیریم مردم) که درنهایت می شود100 میلیون تومان در طول بیست سال. اما حضرت آقا چقدر در موسسه اطلاعات حیف کرده است؟ چقدر با بوجود آوردن شرایط غیرحرفه ای و بوروکراسی اداری باعث میل شده است؟ چقدر به حیثیت یک روزنامه معتبر بین المللی که هیچ نقشی در تاسیس و پرورش آن نداشته است لطمه زده است؟ در حق چند روزنامه نگار آماتور و دانشجوی روزنامه نگاری که می توانستند در اطلاعات کارورزی کنند و در اعتلای این حرفه موثر باشند ظلم شده؟ (البته اگر اطلاعات شرایط 30 سال پیش را داشت والا در شرایط فعلی که حق آنست که کارمندهای اطلاعات را بفرستند کارآموزی!)
چقدر کاغذ و امکانات دولتی که حق نشریات خصوصی بی بضاعت بوده در چاه ویل اطلاعات تبدیل به خمیر و یا کاغذ دور سبزی شده؟
بله اگر ضرری که فقط یک سال از مدیریت آقای دعایی به کشور وارد می آید را در مقابل 20 سال سودی که حضرت آقا به زعم خودش به ما رسانده قرار بدهیم، خیلی چیزها روشن می شود.
راستی امسال که رفتید نمایشگاه کتاب سری به غرفه اطلاعات بزنید و اگر یک غرفه عریض و طویلِ چند دهنه دیدید که چند تا پیرمرد تویش نشسته اند و دارند چرت می زنند، بروید یکی شان را آرام بیدار کنید و یک جلد آرشیو اطلاعات سال 57 را ازش بخرید. بعد همانجا بروید سر شماره های مربوط به زمستان.
بعد اگر ناخودآگاه خواستيد شروع به لعن و نفرین کنيد، سریعا به یاد این بیفتید که آقای دعایی سید جلیل القدری است که ان شالله اصلاح طلب بوده و حقوق مجلس را نمی گرفته.... همه را نثار شاه کنید!
سلام کار جالبي مي کني و مطلب زيبايي هم نوشته بودي ولي ارزش کارت به اين است که در اين اوضاع رخوت و انفعال که ديگر هيچ کس به مسايلي که در اطرافش رخ مي دهد توجهي نمي کنه تو تلاش مي کني که مخاطبانت را هشيار کني! موفق باشي
دست مریزاد زدی به هدف همینه همشون سروته یه کرباسن وسلام راستی این کد که برای نظر سنجی باید وارد کرد چیز مزخرفیه نمیشه بی خیالش شی؟
az esme akbar ganji estefade kardi ke neveshte chertet ro bekhoonan?????
آقای عزیز! من در سایت شما لینکی دیدم به سایتی که در آن پیراهن هایی با مضمون حمله ی اتمی به ایران تهیه شده و به فروش می رسد. حمله ی اتمی به ایران و آماده کردن اذهان عمومی ظاهرن این روزها به شوخی تبدیل شده است. این موضوع نه ربطی به سیاست جمهوری اسلامی دارد نه ربطی به خدا و پیغمبر. در هرکدام از این موارد(یعنی شوخی با سیاستمدارن و شوخی با مذاهب) بنابه ضرورت رعایت آزادی بیان از هر اقدامی باید خودداری کرد. اما حمله ی اتمی به یک کشر شوخی کثیف و پلشتی است که باید پاسخ داد. از شما با توجه به آن که وب سایت یا وب لاگی نسبتا پر خواننده دارید و به مطبوعات و سایت اینترنتی دیگر هم دسترسی لازم دارید خواهش می کنم با تهیه متنی دو زبانه(فارسی و انگلیسی) و فراخوان برای تهیه امضا این شوخی فاشیستی را بی جواب نگذارید. این اقدام فاشیستی باید در دنیا با اعتراض مواجه شود. این هیچ ربطی به دفاع از جمهوری اسلامی ندارد.
با تشکر
مطلبت كاملا درست بود . اطلاعات رو خاك مرده پاشيدن! در مورد آقاي دعايي هم بنظرم 6دوره نماينده مجلس بوده كه با اين حساب مدت وكالتش ميشه 24سال! در دوره هفتم كانديدا بود كه البته...
با سلام...
1- كلمه امسال به گمانم منظورتان است نه امثال..
2- تنها روزنامه اطلاعات نيست كه منتشر ميشود بلكه چنديدن هفته نامه و ماهنامه ديگر هم منتشر ميشود...ناديده گرفتن آنها ظلم بزرگي است..موفق باشيد
از این دست آدم های بی سواد و بی لیاقت که مناصبی را به صورت سرقفلی 99 ساله متصرف شده اند کم نداریم.اصل بی خیالی شاه سلطان حسین است که از کسی حساب نمی خواهد.
ما امثال با عکبر گنجی میریم نمایشگاح کتاب صراق قرفه عتلاعات و حر چی فهش بلدیم ب خاطمی و عثلاه تلبان میدیم تا حمه چیذ درثط بشه ... OK?
به به! صحت خواب؟ بابا تا حالا کجا بودی؟ چرا تا حالا کشف نشده بودی؟ ادم بیچاره! گنجی اون حرفها رو پند سال پیش زده چطور شده بعد از اااااین همه مدت یادتت افتاده یک نقدی براش بنویسی؟ بدبخت تو اگر یک هزارم جرات گنجی رو داشتی همون موقع یک خودت رو نشون می دی. تو فکر نکنم حتی نیم ساعت هم جلوی بازجوهای رزیم دوام بیاری پس بیخودی از اسم گنجی رو به زبان نیار. خوب؟ البته این به معنی بت پرستی و بی عیب دونستن گنجی نیست. همه ما قابل نقد هستیم. ولی یادمون باشه نقد رو به موقع و با انصاف ارائه کنیم. نقدهای بیات دوریال نمی ارزه.
سلام. مقايسه بين كيهان و اطلاعات اگر به يك دليل هم درست باشه كه هر دو تاشون به بالايي ها وصلند اما به چند دليل مهم ديگر خطاست. از جمله اينكه كيهان قداست كار مطبوعاتي را زير سوال برده و به قول خودت آخر وقاحت است. به نظرم صفر هميشه از منفي بهتره . شما از
بوروكراسي حرف زدين .اما بوروكراسي براي چه؟ استعدادهايي كه هرز بروند بود و نبودشون براي ملت چه فرقي مي كنه؟ تو همين كيهان يك ياددداشت غير سياسي و حتي هنري قابل تحمل نمي شود پيدا كرد. نويسنده هايش هم خيلي با استعداد هستند. مخصوصا وقتي وارد زندگي خصوصي ديگران مي شوند! تازه خيلي عجيب است اگر انتظار داشته باشيم به جاي آقاي دعايي شمس الواعظين بايد روزنامه اطلاعات را بگرداند. همين كه كسي مثل دعايي را سر كار گذاشتند جاي شكر دارد. در مورد گنجي هم نظرت را قبول ندارم.اون سالهاست كه عزيز ترين دوستانش را نقد مي كنه .دنيا كه هميشه سياه و سفيد نيست.
نیما و قلیدون جان، بله "امسال" را "امثال" نوشته بودم که غلط ناجوری بود. شرمنده همگی! درستش کردم
البته صفحه آرايي و وضعيت گرافيکي قابل دفاعي ندارد ( به خصوص در 8 صفحه پيراموني ) ولي در مورد مطالب آن بي انصافي نکنيد. بهتر است يکبار با دقت چند شماره اطلاعات را مطالعه کنيد بعد چنين حکم دهيد. آيا ضميمه هاي آن را خوانده ايد؟ آيا اخبار چاپ شده در اين روزنامه در زمان جنگ دوم آمريکا و عراق را با اخبار صدا و سيما مقايسه کرده ايد؟ آيا مقالات سياسي داخلي و خارجي را با نگاه يک فرد مستقل ديده ايد؟ واقعا قضاوت صحيحي نداريد. شايد من و شما که جوانيم دوست داشته باشيم هميشه تيم ما با يازده مهاجم به زمين برود و در اندک مدتي به تيم مقابل دهها گل بزند اما آيا اين امکان پذير است؟ و آيا اصلا اين روش پيروزي آور است؟ من اگر روزنامه صبح امروز منتشر مي شد ترجيحش مي دادم ولي زندگي با اگر و مگر که نمي شود. نگاه با توهم توطئه به من ميگويد نکند اطلاعات را هم ميخواهند؟ به خصوص که اين اواخر با چاپ خلاصه اي از وقايع سالهاي قبل، نسل جوان مي توانند با بسياري از واقعيات آن سالها آشنا شوند که مغاير با فضاي تبليغاتي حاکم است. نکند خود ما آلت دست آنان شويم يا شايد اصلا مامور به اين کار؟
کمی هم از زنده محبوب خودت بگو
از بیلیون بیلیون پولی که تاراج کرد
از هزار هزار انسانی که به کام مرگ فرستاد
و اینکه هیچ کدوم هرگز باعث نشد لحظه ای دست برداری از مجیزشو گفتن
برای نشوندنش به صندلی ریس جمهوری
جناب: از آنجا که در ایران جرم متهم با مجرم یکی است و هر دو را با یک چوب می رانند، باید عرض کنم که "نمره دیکته نانوشته صفر است نه بیست!" البته در ایران.
به نظر من اطلاعات هر چند روزنامه مرده ای است اما این حسن را هم دارد که هر چند می تواند به یک روزنامه فحاش وثل کیهان تبدیل شود اما وزانت کار را حفظ می کند.
چرا شما در نوشته های تان از برخی واژه های رکیک مثل گه استفاده می کنید؟ این اولین بار نیست. همان واژه گند که معمولا همراه با ... به کار می برید کافی است و منظور را می رساند.
آقای فرجامی! اگر نصف دقت نظر معمولا صائبی که در نقد امثال معین و گنجی و دعایی داری را در نقد هاشمی و خامنه ای میداشتی و علاوه بر ان جرات ابراز آن را هم می داشتی، به صداقت ات بیشتر می شد اعتماد کرد برادر من!
baa dorood
http://nejat.9online.fr/s_maa/Abbasi_fasle7UN_Iran.html
http://nejat.9online.fr/
http://asre-nou.net/1382/shahrivar/17/m-amojani.html
از نظر ما ايرانيان هر كس كه ساده زندگي مي كند و در ظاهر يا باطن علاقه اي به ماديات ندارد انسان شريفيست و لياقت بر صدر نشستن و قدر ديدن را دارد اگر چه مجموعه عظيمي در طول مديريت اين انسان شريف سالها از حيز انتفاع ساقط شده است .بله سالهاي سال است كه رودخانه عظيم زاينده رود به مرداب گاوخوني مي ريزد.
نمی فهمم چرا موضوع اصلاح طلبان بی خاصیت مانند دعایی و اینکه آنان هم بر این خوان گسترده بی کار نیستند و می خورند را به آقای گنجی مربوط کرده اید!
انگار هر کس ناراحت است مشتی به دهان گنجی و چنگی به صورتش می اندازد! حکایت آنی است که می گفت:"ما 3 نفر رو کجا می برید!"
چاكر حاجي!
آقا اينا درست ولي خوب قضيهي بد و بدتر رو هم در نظر بگير. يعني انتخاب بين اين دو وضعيت كه كيهان هم مثل اطلاعات فقط زيان مالي داشت يا اين كه اطلاعات علاوه بر حيف و ميل بيت المال، با آبروي افراد هم بازي ميكرد و صبح تا شام دروغ و تهمت رو به جاي خبر با تيتراژ بالا منتشر ميكرد. كدوم به نظرت بهتره؟
خوب پس ميشه از آقاي دعايي تشكر كرد كه حالا كه از پول نفت جبيشونو پر ميكنن،دست كم « در پوستين خلق نميافنتد»!
حالا بعدا َ كه ششصد هفتصد سال ديگه -گوش شيطون كر- ديگه در امور دولتي فجايع بزرگ نديديم، بيايم سراغ مفاسد درجه دو.
خلاصه اين كه با اصل بحثت موافقم، اما به نظرم در اولويت توجه نيست تو اين وفور دزدان ِ -در عين حال- مردم آزار .
زت زياد!
لطفا فقط نظرات مربوط به مطالب را بنویسید.