شنبه، 15 بهمنماه 1384

گرگ‌هاي بيچاره‌ي صف‌كشيده

خب به سلامتي داريم مي‌رويم شوراي امنيت. نمي‌دانم چرا بروبچه‌هاي وبلاگ‌نويسي كه چند ماه پيش آنقدر بر ضد حمله نظامي به ايران فعال بودند و بيانيه مي‌دادند و امضا جمع مي‌كردند الان اينقدر ساكت‌اند. من البته همچنان گزينه حمله مستقيم نظامي به ايران را نامحتمل مي‌بينم اما آنقدر مي‌بينيم كه دست كم در ده سال گذشته هيچوقت اوضاع اينقدر خطرناك و فاجعه، نزديك نبوده است. من چيزهايي بدتر از جنگ مي‌بينم. من هُرم نفس‌هاي متعفن هيولاي تحريم اقتصادي را حس مي‌كنم. من هنوز صف‌هاي چندصدمتري براي 5 كيلو روغن نباتي را فراموش نكرده‌ام. ساعت‌ها توي صف نفت سرما كشيدن از يادم نرفته.
البته –در مقايسه با خود جنگ- آدم‌هاي زيادي از گرسنگي يا سرما نمردند و اتفاقاً جوشِ اصلي من هم نه‌براي گرسنگي و سرما كشيدن است. بخش هولناك ماجرا ضربه شديدي‌ست كه آن اوضاع به فرهنگ و انسانيت جامعه مي‌زند و تا ده‌ها سال بعد، حتي سالهايي كه نشاني از آن اوضاع ِ بد اقتصادي نمانده باشد؛ اثرش باقي مي‌ماند.
آدم‌هاي گرسنه، مضطرب و بي‌اعتماد توي صفها، كم‌كم تبديل مي‌شوند به گرگ‌هاي نيمه‌جاني كه منتظرند تا همديگر را بدرند و متاسفانه گرگ‌ها وقتي كه سير بشوند هم همان اخلاق را با خود حفظ مي‌كنند.
سقوط اخلاقي شديد جامعه كه از نيمه‌هاي دهه60 شروع شد و تا دهه 70 ادامه يافت، با اوضاعي كه در راه است، دوباره با قدرتي بيشتر اوج خواهد گرفت.
آيا دوباره همه‌مان محتكرهاي طماع مفلوكي خواهيم شد؟

 
 

ارسال نظر

کد امنيتی:

یادآوری:
 
نظر:

لطفا فقط نظرات مربوط به مطالب را بنویسید.

 
 

نظرات قبلی

#1

valium

November 22, 2007 5:54 PM
Web
 
 
 
 

آگهی