![]() |
|||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||||
در ايام انتخابات كه براي آن حمايتنامه نسبتا مشهور امضا جمع مي كرديم، تلفني هم به مرحوم آتشي زديم براي امضا. قبول كرد اما گفت چون حروف اول اسمش "آ" و"ت" است، معمولا نامش در اول جمع امضاكنندگان بيانيهها ميآيد واين تا حالا برايش كم دردسرساز نبوده است.
جالب اينجا بود كه برخي از كساني كه بالاخره بعد از عمري امضايشان پاي اين حمايتنامه بود تماس ميگرفتند و ميگفتند اسمشان را از اول رديف ببريم به وسط! يعني اگر بر اساس فهرست الفبايي اسمشان در اول رديف يك حرف بود، همينقدر "ديدهشدن" هم برايشان وحشتآور بود؛ آنهم پاي يك حمايتنامه و نه مثلا اعتراضنامه كه دردسرهايش به مراتب ميتواند بيشتر باشد.
چند هفته پيش كه راهيافتهاي در مجلس هفتم آن تهمتها و ناسزاها را نثار آتشي كرد {-}، با خودم فكر كردم آيا واقعا سابقه "طاغوتي" منوچهر آتشي اينها را به خشم آورده يا ديدن اسم آتشي در ابتداي اسامي امضاكنندگان بسياري از بيانيههاي اعتراضآميز و ناخوشآيند به مذاق حكومت آنها را عصباني كرده؟
هرچه كه بود آتشي آدمي با شهامت و مسوليتپذير بود. آدم اهل فرهنگ اين مملكت كه از دور حتي دستي بر آتش داشته باشد، بايد پذيراي بسياري از محروميتهاي اجتماعي و اقتصادي باشد و اين رسم پليد ربطي به اين حكومت و آن حكومت ندارد. "آتشي" كه باشد وضع بدتر هم ميشود. يادش گرامي.