![]() |
|||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||
"عمو رضا" عموی كوچك ماست. از سن 8 سالگی، مثل یک برادر با ما زندگی کرده و حالا هم سالهاست که با زن و دو دخترش طبقه بالای خانه آقاجان زندگی میکند. هنوز 50 سالش نشده اما اكثر موي سر و صورتش سفيد شده. عمو از بيست و هفت، هشت سال پيش تا همين چند ماه قبل تكنيسين اورژانس بود و هر هفته سر و كارش با مجروح و مصدوم و مرده. عمورضا گه گاه به اصرار ما، خاطرات وحشتناكي را از برخی ماموریتهایش تعریف میکرد که مو بر بدنمان راست میشد: سرهای بریدهی یک جنایت، اجساد لهشدهی تصادفها، جسدهای سوخته، مثلهشدهها... . وقتی که از تصور این صحنهها هم نزدیک بود حالمان منقلب شود دیدن قیافه خونسرد عمو به یادمان میآورد که او "تازهتازه" و بعضا هفتهای چند مرتبه نه فقط اینطور صحنهها را میبیند که حتی در جمعآوری –بعضی وقتها سرهم کردن!- و انتقال آنها هم نقش مستقیم و بیواسطه دارد. بعد از عمورضا میپرسیدیم که حالش بد نمیشود از دیدن و لمس آنها چیزها؟ عمو هم با خونسردی پاسخ میداد که آنقدر از این صحنهها دیده که برایش عادی شده...
درست بهمن پارسال بود که رنگ عمو پرید و دست و پایش به لرزه افتاد. چندماه قبل از اینکه بازنشسته شود و درست زمانی که بیش از هر وقت دیگر "عادت کردهبود".
عمو میگفت که محسن سالم بوده. فقط کمی خون از بینیاش آمده و یک سوراخشدگی جزئی روی ران پایش بوده. شاید کمی هم پیشانیاش زخمی شده و تمام اینها برای جسد جوانی 18 ساله یعنی "سالم بوده". با تمام اینها حال عمو بد شد و از دیدن مرده به رعشه افتاد...
عمو رنج و مرگ دیگران را با فاصله میدید. عمو هیچ احساس قرابتی با آن جوان مثله شده یا آن دختر تجاوز دیده یا کودک بیسر نمیکرد. کارش هم درست بود. عمورضا اگر نمیتوانست آن شیشه شفاف اما ضخیم و غیر قابل نفوذ را بین خودش و آنها بگذارد، همان سالهای اول از آنهمه رنج و درد و جنایت و خون و عفن و مرگ، میبرید.
محسن اما اینسوی شیشه بود. پس نه فقط مرگش، که حتی جسدش –جسد سالمش!- عمو را لرزاند...
آنکه این روزهای هول لبخند میزند، هنوز آنسوی شیشه است. دست و پا زدنهای امثال من یا علی یا مهدی، نه به خاطر آنست که امید زیادی به فایده کارهایمان داریم یا زیادتر از بقیه می دانیم یا... نه، فقط ما اینسوی شیشهایم... .
چه بیان دراماتیک هنرمندانه ای! ار قدیم می گفته اند که مثل در انتقال ایده بسیار مهم است. می بینی که قرآن هم سرشار ار امثال است و ادب کهن ما نیز. این سخن را قوت می بخشد. کار ارزشمندی است یافتن مثل هایی که وضع کنونی ما را بیان دارد.
لطفا فقط نظرات مربوط به مطالب را بنویسید.