![]() |
|||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||||
الان ساعت از 2 نيمهشب گذشته و من هنوز "شرق" هستم. ظاهراً باختهايم و اگر كسي اعتراض جدي به روند برگزاري انتخابات نداشته باشد؛ از فردا احمدينژاد بر جايي ايستاده كه سوم خرداد هشت سال پيش خاتمي ايستادهبود. به راي و انتخاب مردم احترام ميگذارم اما ذرهاي در درستي راهي كه رفتم شك ندارم. انتخابات ميتواند رييس عوض كند ولي نميتواند حقيقت را تغيير دهد.
چندبار خصوصي به بچهها گفتهبودم و الآن بلند ميگويم:
ما باختيم، مدتها قبل از اينكه احمدينژاد رييس جمهور شود. حتي اگر هاشمي هم رييس ميشد ما باختهبوديم. حالا فقط شدت و ضعفش فرق ميكند. ما بعد از دو سال شرق درآوردن، يك سال و اندي همشهري جهان و يك سال همشهري ماه منتشر كردن، همانموقع كه احمدينژاد چند ميليون راي آورد، باختيم. به پوپوليسم، عوامگرايي، فقر همهجانبه، بيعدالتي، بي برنامگي وخيلي چيزهاي ديگر.
(الان ديگر سرايدار دارد بيرونمان ميكند و من و علي معظمي بايد برويم خانههايمان. بقيهاش باشد براي بعد)
.
هميشه اين بود:
مي ايستاديم
تا شب ما را فرا بگيرد
پنجره ها که گشوده مي شد
خشکي به دريا مي رسيد
ما در ادامه شب
دوست داشتيم
عمق دريا را بدانيم
نمي دانستيم
بندر روزي تمام مي شود
و ما حتي ناتوانيم
تا سالي يکبار
کشتي هاي موافق با باد را
در بندر ببينيم
az sayte hanooz
.
هميشه اين بود:
مي ايستاديم
تا شب ما را فرا بگيرد
پنجره ها که گشوده مي شد
خشکي به دريا مي رسيد
ما در ادامه شب
دوست داشتيم
عمق دريا را بدانيم
نمي دانستيم
بندر روزي تمام مي شود
و ما حتي ناتوانيم
تا سالي يکبار
کشتي هاي موافق با باد را
در بندر ببينيم
در انتهای هوچیگری ها و تخریب هویت دیگران و ادعای فهم و شعور برتر از دیگران و...چیزی جز باختن وجود ندارد.
به فهم عامه و خواسته های آنان پیش و بیش از اینها باید احترام میگذاشتید.
امیدوارم در نهایت زندگی تان دچار خسران نشوید.
زندگي هنوز هست ، جمهوريت ادامه دارد ، انتخابات نيز ... شايد فردا ما كه اصلاح شديم ( نه مردم ) مردم ما را برگزينند پس همه پلهاي پشت سر خود را خراب نكنيم ، همه را متهم نكنيم ، فردا همين مردم بايد به ما نيز راي بدهند همانطور كه 8 سال گذشته راي دادند .
به تمام کارهایی که کردم. از درج لگو هاشمی و معین از نوشتن مقاله هایی در ضدیت با احمدی و هرچه دگر کردم خوب بود. ولی دولت خاتمی نان مردم را فراموش کرد. یک متنی باید خطاب به خاتمی بنویسم. الان وقتش نیست ولی روزی می نویسم.
از اینکه در این چند روزه با همدیگر بر علیه فاشیست و تحجر مبارزه کردیم خسته نباشید می گم. اینقدر خسته هستم که نگو.
موفق باشی
ما نباختيم بازي بي قاعده برد و باخت ندارد
الان موقع مرثيه خواني نيست زمان شروع دوباره است قبول كنيم كه توده مردم اين مردك را با همان استدلالي پذيرفتند كه خاتمي را. چه خام بوديم كه فكر مي كرديم اين فرهنگ بيمار علاج شده است.
از فردا دوباره شروع مي كنيم حتي اگر امروز يك فاجعه باشد حاصلش برايمان جهشي است به سطحي بالاتر از آگاهي. موفق باشي دوست عزيز
اميدوارم در تحليل شكست خود به اين نكته پي برده باشيد كه شما به خودتان باختيد نه حريف. انصافا حجم تخريبهايي كه بر عليه حريف شما آنهم از طريق روزنامههاي نفتي و غير نفتي صورت گرفت قابل قياس با آنچه كه شما آنرا تخريب هاشمي ميناميديد بود؟ و اساسا آيا شما واقعا از تخريب هاشمي دلتان به در امده بود؟ ضعف بنيانهاي تئوريك، عملگرايي مفرط و رفتار قهرمانپرورانهاي كه خوشبختانه تنها در مورد آقاي خاتمي درست از كار درآمد كار دست شما داد. شما فكر كردهايد ايران يك كافه بزرگ است و توده مردم هم مشتاق شنيدن حرفهاي روشنفكرانه شما (البته كاش اين حرفها روشنفكرانه بود؛ مشتي مشهورات و حدسيات و ظنيات را نميتوان روشنفكرانه ناميد). هميشه با شنيدن واژه روشنفكر به ياد آرمانخواهي و درد مردم داشتن ميافتيم اما خودتان قضاوت كنيند كه طي 8 سال اصلاحات كدام روزنامهها از مشكل توده مردم سخن ميگفتند انهم درست در حاليكه شما مشغول بحثهاي روشنفكرانه خودتان بوديد.
آقای احمدی نژاد با آرای رادیکال و با مأموریت برقراری عدالت اجتماعی و رفع تنگناهای معیشتی خانواده های کم درآمد ایرانی و به خواست اکثر ملت ایران مقام ریاست جمهوری را پر کرده اند. این فرض مسئله. حالا حکم؟ آیا می خواهند ثابت کنند که یک رادیکال مترقی هستند، یا این که یک رادیکال مترقی نیستند ولی روی تأمین رفاه نسبی قشر کم بضاعت ملت ایران کار خواهند کرد، یا این که یک رادیکال مترقی نیستند و برای تأمین رفاه نسبی قشر کم بضاعت ملت ایران هم کاری نمی توانند یا نمی خواهند بکنند ولی محبوب هستند و محبوب باقی خواهند ماند؟