![]() |
|||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||||
مجيد تلفن كرد از مشهد. ميپرسيد چه خبر؟ و ميخواست كه تا شب هر خبر جديدي شد بهش خبر بدهم. مجيد برادر كوچك من است كه مهندس عمران است و مشغول خدمت سربازي در سپاه. البته بنا به سنت شيرين خانواده ما، در سن كم ازدواج كرده و الان هم يك دختر چند ماههي خيلي ملوس دارد همنام مادربزرگمان "طوبا". از سنين توجواني در تمام انتخاباتها (جمع انتخابات با "ها" درست است؟) من و مجيد فعال بوديم و همراي. اما اينبار او طرفدار معين است و من هاشمي.
او معين را دوست دارد از دل و جان و دلش پر ميزد كه برود توي ستادهاي معين اما به خاطر نظامي بودنش نميتوانست.
من، اما هيچ ارادت خاصي به هاشمي ندارم و هرچند من به هاشمي راي ميدهم و به ديگران هم توصيه ميكنم به هاشمي راي بدهند اما پايم را هم توي هيچ ستادي نگذاشتم. دلم براي اينجور كارها پر ميزد و هيچ منعي هم نداشتم، اما اين كار را نكردم.
وقتي پي پول و رانت و شناخته شدن نباشي، بايد جايي بروي كه اعتقاد آميخته بهصفا و سادگي (حتي از نوع سادهلوحي) آنجا پر باشد، و تنها جايي كه تقريبا مي توان مطمئن بود از اينچيزها در آنجا خبري نبود؛ ستادهاي هاشمي بود.
طرفداران هاشمي بر خلاف طرفداران معين و احمدينژاد و رضايي، همه پي نفعي -گروهي يا شخصي- بودند و مني كه در اندازه خودم بيش از احساس پابند تحليلام، اين را خوب ميديدم.
با اين حال هنوز قاطعانه به هاشمي راي ميدهم. ميدانيد چرا؟
چون به اين نتيجه رسيدهام كه برآيند كلي منافع تكتك ما، به شرطي كه واقعبينانه باشند، منفعت عمومي محدود و متوسطي را برخواهد ساخت. حتي اگر بسياري از "منافع شخصي" خودخواهانه ما در تضاد با يكديگر باشند.
(فكر ميكنم كه معناي اين جمله را كساني مثل حامد قدوسي كه اقتصاد خواندهاند بهتر درك كنند و اميدوارم اگر اشتباه است يادآوري كنند)
چقدر دلم ميخواست يك شب بروم پيش دوستانم در ستاد معين يك چايي بخورم و با هم گپ بزنيم! هاشمي را دوست ندارم (و البته از او متنفر هم نيستم) اما به خاطر انتخاب او از يكي از بزرگترين لذتهاي زندگيام چشم پوشيدم. كاري كه تا پيش از اين از من برنميآمد...
ميگويند قهرمان از آخرين چيزي كه ميگذرد، نام است.
من كه قهرمان نيستم؛ ولي حاضرم از خيلي از چيزهايم به خاطر آنچيزي كه گمان ميكنم سود بيشتر يا دستكم ضرر كمتري را براي مردمام دارد، بگذرم.
كسي باور مي كند؟
جهاد با نفس!
محمود جان سلام. منم نظری کمابیش مشابه تو دارم. بزار نتیجه دور اول معلوم بشه اون وقت برای دور دوم احتمالا هم نظریمون بیشتر می شه و باید یه کارایی بکنیم.
Na motasefaneh man bavar nemikonam, agar shoma be matalebe khodetan dar in safhe bazgardid (chera morde tars nadarad) mibinid ke nevisandehye an matlab bishtar be fekr moash ast ta azadandishi. Hamantor ke khodetan farmoodid havadarane Rafsanjani faghat be fekre jibe khod hastand... ta key bayad be in farhange bazari ke tamam arzeshhaye akhlaghi va farhikhteye Irani ra monhadem mikonad, meydan bedahid...
Ary shoma be Rafsanjani ray bedeh ta pooldaran pooldartar shavand va mostazafan o shayestegan zire charkhe bazarijan dehand...
من باور میکنم چون خودم هم همين احساس را داشتم و همين رفتار را با يک تفاوت داشتم. با يک تفاوت مهم!
به نظر من شما سوراخ دعا را گم کردهايد. من اصلاً رای ندادم.
آقا جان! پولت را مگر هنوز نگرفته ای؟! دیگر اینهمه ضجه زدن برای تبلیغ این جنایتکار ملعونی که هشت سال این کشور را از جهات اقتصادی؛ فرهنگی ؛ سیاسی و انسانی به عقب راند؛ چه معنایی دارد؟!!!