![]() |
|||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||||
از زمانی که گروهی از اصلاح طلبان دوم خردادی در قالب احزابی چون "مشارکت" در سودای آن بودند که به جای ایفای نقش واقعی یک "حزب"، یعنی تلاش برای رسیدن به قدرت و آنگاه اصلاح ساختار؛ به یک باره نقش فرآیند "تحزب" و قیمومت دموکراسی را بر دوش کشند، جز سالیانی چند نمیگذرد. اینان امروزه، و بهویژه پس از ماجرای تایید صلاحیت دکتر معین و حضور وی در صحنهای که دست کم محذوف بزرگی چون نهضت آزادی داشت، قاعدتا پذیرفتهاند که - بر خلاف آنچه که ایشان در قالب شعارهای آرمانگرایانه و ایدهآلیستی مطرح میکردند- تمرکز حزب و احزاب برای رسیدن به قدرت الزاما گناه و خطا نیست و از این جهت در ردیف احزابی چون کارگزاران به حساب می آیند .
با این حال، و پس از قبول چشمپوشی از "اسبسواری" دموکراسی، برآیند کلی هواداران دکتر معین نشان میدهد که ایشان متاسفانه هنر "قاچ زین را محکم چسبیدن"، یعنی حضوری سالم در رقابتی نیمه دموکراتیک را نیز ندارند. چه آنکه نه توانستند گاندیوار روش اصلاحی مناسب ابداع و مداوم به آن عمل کنند و نه حتی ظرفیت رعایت اخلاق سیاسی را دارند.
آنچه امروز در میان طرفداران دکتر معین دیده می شود بهراستی غریب و تاسفآور است. مدعیان اصلاحطلبی و طرفداران "زندهباد مخالف من" نه فقط حداکثرهای ایدهآلیستی خود که بعضا حداقلهای اخلاقی یک رقابت دموکراتیک را هم رعایت نمیکنند.
مثلا آنها آزادانه برای کاندیدای خود تبلیغ میکنند و نه فقط در حمایت از او هر آنچه می توانند انجام میدهند، بلکه در باب مضرات و خطرات به قدرت رسیدن کاندیداهای دیگر نیز داد سخن می دهند، اما در عین حال حمایت مشروع و دموکراتیک دیگران از سایر کاندیداها را بهآسانی برنمیتابند و بهویژه اگر نقدی ببینند، آنرا به حماقت یا مزدوری منتقد متصل می کنند. گذشته دیگران، به خصوص آنجا که دارای نقاط تاریک یا مبهم است باید بارها و بارها افشا شود و اگر جز این باشد، اشکال از "حافظه تاریخی" مردم است اما بررسی سابقه ایشان خیانت و غرضورزی است.
سابقه دیگران در راس نهادهای حکومتی تلویحا به معنای همدستی آنها با "نظام جمهوری اسلامی و جرم و جنایات آن" است اما سابقه کاندیدای اصلاحطلبان نشان از تجزبه و پختگی او دارد... .
ادبیات غالب آنها، سخت "یک بام و دو هوا"یی است و گهگاه به نظر میرسد نه فقط بدنه رایدهنگان و هواداران جوان دکتر معین، که حتی دوستان و همراهان وی هم این ادبیات را پذیرفته و نتایج آنرا هضم کردهاند و نتیجه همین شده که باد در دماغ آنان چنان پیچیده که در ورای مظلومنماییهای مالوف، هیچ یک از حریفان را جز پوزخندی تحقیرآمیز حوالتی در خور پاسخ نمییابند.
من خود به شخصه هیچ علاقهای به یادآوری گذشتهها نداشته و به "ایجاب" بیش از "سلب" معتقدم و فکر میکنم چون در گذشته شرایط با امروز فرق داشته است و اصولا هر شرایطی محصول مولفههای اجتماعی، سیاسی، بینالمللی و... بیشماری است که آنها را به هیچ عنوان نمیتوان بازتولید کرد، در نتیجه باید از قضاوت پرهیز کرد. اما از آنجا که طرفداران دکتر معین علاقه فراوانی دارند تا برای کمک به "حافظه تاریخی" ملت و برای جلوگیری از "اشتباهات بزرگ"، گذشتهها در قالب آیینه عبرت زنده کنند، مجبورم اندکی به روشهای دلسوزانه ایشان نزدیک شوم تا یا در این خیرخواهی بزرگ سهیم باشم و یا تلنگری به آنها زده باشم تا بدانند روششان اشتباه است.
*معین و انقلاب
مصطفی معین، همانگونه که خود نیز با افتخار بارها بیان کرده است همواره از هوادارن آیت الله خمینی بوده و در وی به دیده یک رهبر و پیشوای مذهبی و سیاسی نگریسته است. همچنین او روابط خوبی با روحانیت سنتی داشته و دارد و داماد آیت الله دستغیب نیز هست. او پس از پیروزی انقلاب سال 57، به عضویت انجمن اسلامی و جهاددانشگاهی دانشگاه شیراز درآمد و در کمیته پاکسازی دانشگاه، یکی از اعضای فعال بود. معین در اوایل دهه 60 وارد ستاد انقلاب فرهنگی شد و به عضویت هیات مرکزی گزینش انقلاب فرهنگی درآمد.
او در این دوران با همکاری عباس محفوظی و صادق واعظزاده وظیفه داشتند از ورود دانشجویانی که بر اساس نظر نهادهایی چون وزارت اطلاعات، دادستانی انقلاب، دادسرای عمومی، وزارت آموزش وپرورش و مرکز اسناد تحقیقات کنکور فاقد صلاحیت ادامه تحصیل در دانشگاه تشخیص دادهمیشدند، جلوگیری کنند. این هیات قلع و قمع بیسابقهای را در دانشگاهها آغاز کرد و تنها شرط ادامه تحصیل دانشجویان و تدریس اساتید "فاقد صلاحیت" را توبه از افعال و افکار گذشته و احراز آن برای هیات گزینش قرار دادهبود.
مصطفی معین در آن زمان یکی از سرسختترین مدافعان "اسلامی کردن دانشگاهها" بود. او در همین دوران و در آستانه 30 سالگی، یک سالی نیز به ریاست دانشگاه شیراز منصوب شد که سختگیریهای وی در آن دوران شهره خاص و عام بود و حتی گه گاه با اسلحه کمری در دانشگاه حاضر میشد.
*معین در مجلس و دولت
در سال 67، معین با ائتلاف همفکران چپ و خط امامیاش نظیر محتشمی، موسوی لاری، کروبی، کیان ارثی (داماد خلخالی)، اصغرزاده، الویری و غفاری وارد مجلس سوم شد، اما یک سال بعد در کابینه اول هاشمی به وزیری فرهنگ و آموزش عالی رسید.
مصطفی معین اولین وزیری بود که علیرغم پایان یافتن جنگ نه تنها "سهمیه رزمندگان" در ورود به دانشگاه را متوقف نساخت بلکه آنرا از سطح کنکور کارشناسی به سطوح کارشناسی ارشد و دکتری هم تسری بخشید. علاوه بر اینها او در جهت "ارزشی کردن" هیاتهای علمی دانشگاهها، فرآیند اعزام دانشجوهای حزباللهی به خارج از کشور (به ویژه انگلیس) برای ادامه تحصیلات را با جدیت دنبال کرد و افرادی چون توکلی (نماینده فعلی مجلس و نامزد مستعفی انتخابات رییس جمهوری)، میردامادی، مهرداد کوکبی و مجتبی صدیقی از جمله بورسیه شدگان همین دورهاند. (کوکبی و صدیقی(یکی از خویشان معین) پس از اغتشاش و اقدام فیزیکی علیه سلمان رشدی، از طرف دولت انگلیس اخراج شدند و سپس در ایران دکتری افتخاری گرفتند)
از دیگر اقدامات معین در این دوره، وارد کردن سپاهیان در سطوح مختلف وزارت علوم بود که به چند نمونه اشاره میشود:
ا. غلامرضا ظریفیان؛ ازاعضای سپاه غرب کشور بود که در آن دوران از سپاه به هیات علمی دانشگاه راه یافت و بعدها تا معاونت وزارت علوم هم بالا آمد. او هماکنون نیز در یکی از شهرکهایی که برای اسکان نظامیان ساخته شده، زندگی میکند.
ب. فرهاد رحمتی؛ عضو سپاه پاسداران که بورسیه وزارت علوم شد و به فرانسه رفت و بعدها مدیر کل بورس وزارت علوم شد.
ج.فخرالدین دانش؛ که او هم از سپاهیانی بود که بورسیه وزارت علوم شد، به خارج رفت و تا قائم مقامی وزارت علوم صعود کرد.
*معین امین هر دو رهبر
دکتر معین در تمام این سالها به خاطر تقوای اخلاقی، ارزشگرایی و وفاداری عمیق به جمهوری اسلامی و مبانی آن مورد تایید و وثوق هر دو رهبر ایران بود. او تا سال 68 به نمایندگی از آیت الله خمینی و از آن به بعد به نمایندگی از آیتالله خامنهای در ستاد وشورای عالی انقلاب فرهنگی ماند و حتی معروف است که آقای خامنهای در بحبوحه نظریه تهاجم فرهنگی در اوایل دهه 70 در دیداری که با اعضای شورای انقلاب فرهنگی داشت، گفته است: "تا زمانی که کسی چون آقای دکتر معین در این جمع حضور دارند من خیالم راحت است..." (نقل به مضمون از سایت بازتاب)
*معین و دولت اصلاحات
معین در دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی از کابینه بازماند و بیشتر به مطاله تدریس و تحقیق مشغول بود. سپس در سال 76 به عنوان نماینده مردم اصفهان وارد مجلس و بلافاصله – با رای اعتماد بالای مجلس محافظهکار- در سمت وزیر وارد کابینه خاتمی شد.
در این دوران اولین بار که نام معین بر سر زبانها افتاد، تیرماه سال 78 و زمانی بود که او در اعتراض به هتک حرمت دانشگاه و دانشجویان استعفانامه خود را تقدیم خاتمی کرد اما رییس جمهور نپذیرفت و علی رغم اینکه هیچگاه به آن بیداد رسیدگی نشد، اما معین بر خلاف چهار سال بعد -که بر روی استعفای خود به خاطر تحقق نیافتن اصلاح ساختار اداری وزارت علوم آنقدر پافشاری کرد تا پذیرفته شد- اصرار خاصی بر روی آن استعفا انجام نداد.
در دوران وزارت او در کابینه خاتمی، تقریبا تمامی کارها به دست معاونین وزارتخانه که هرکدام سلیقهای جدا داشتند اداره میشد و در انتهای دوره او از فضای گرم سیاسی و نشاط اجتماعی دانشجویان سال 76 هیچ اثری باقی نمانده بود. همچنین در این دوران هرگز کرسی اساتید مغضوبی چون عبدالکریم سروش به آنان بازگردانده نشد.
وی پس از استعفا در سال 82، به کارهای علمی و طبابت پرداخت و تا پیش از اعلام نامزدی برای ریاست جمهوری، عمده وقت وی در سمت ریاست انجمن آسم و آلرژی و مرکز تحقیقات ایمونولوژی، آسم وآلرژی می گذشت.
*و اما...آنچه که بی هیچ درشت نمایی و آسانگیرانه گذشت نشان می دهد که آنچنان که برخی میپندارند یا نشان میدهند، نه دکتر معین تافته جدابافتهای از سایر کاندیداهاست، نه با رهبری همیشه مشکل داشته، نه برانداز و اپوزوسیون است و نه هیچ نشانی از اصلاحطلبی "دینی" در او دیده میشود.
هدف از آنچه آمد نمودن برخی کژیها و ندانمکاریها و یا تخطئه آدمها هم نبود. شاید به بیان خودمانی، "داداش یواش!"ی بود برای آنهایی که حتی مجال حرف هم نمیدهند به کسانی که دل در گرو اصلاحطلبی دارند اما از روشهای موجود هم بریدهاند. پاسخی بسیار ملایم و دلسوزانه و مختصر بود، هجوم حجم عظیمی از تحقیر و تهمت و خودمبرابینی اکثر اطرافیان دکتر معین را و مقدمهای برای پرسشهای زیر:
*چند پرسش از هواداران دکتر معین:
1- دوستان عزیز، چگونه است که حمایتهای آشکار و نهان شما از معین ناشی از عقیده و دلسوزی شماست، اما هواداری از سایر کاندیداها – به خصوص اصولگراها و هاشمی- یا نشانه خودفروشی یا حماقت یا سادهلوحی...؟ پلورالیستها و تکثرگرایان محترم گوشهای از "حق" را برای دیگران هم در نظر گرفتهاند؟
2- چرا در مورد هزینه تبلیغات هر هفت کاندیدای دیگر باید فرض را بر بدبینانهترین حالات بنیاد نهاد و کاندیدا را یا دزد و رانت خوار و یا وامدار سرمایهدارن دانست اما در مورد هزینه تبلیغات خوب و فراگیر دکتر معین سکوت کرد؟
4- چرا شما با افتخار مجازید که حتی اتوبوسهای وزارت علوم را تبدیل به بیلبوردهای دکتر معین کنید اما چسباندن پوسترهای مثلا هاشمی رفسنجانی بر روی اتومبیلهای شخصی ناشی از سادهلوحی صاحبانآنها و یا دریافت پول تلقی میشود؟
5- به چه دلیل حضور دختران و پسران با ظاهر نامتعارف (بدحجاب، سوسول، قرتی یا هر اسم دیگر) در ستاد قالیباف و هاشمی نشانه عوامفریبی و استفاده از روشهای پوپولیستی است، اما حضور همین افراد در ستادهای معین، نشانه "ایران برای همه ایرانیان"؟
6- چرا شما "با صداقت و کاملا از سر دلسوزی" حق دارید تا رای دهندگان را از خطرات انتخاب کاندیداهایی مثل احمدینژاد، قالیباف، هاشمی و لاریجانی آگاه کنید، اما دیگران نه؟ آیا ممکن است یک بار هم که شده پیش خود فرض کنید که. با همان دلسوزی و صداقتی که شما گمان میکنید مثلا با انتخاب هاشمی، آزادیهای سیاسی محدود خواهد شد، سایرین یا هواداران این کاندیداها هم نه از سر حسد و غرض، که صرفا از سر دلسوزی نگران آن هستند که با انتخاب معین مدیریت اجرایی کشور زمینگیرتر از اینی که هست بشود؟
8- آیا اجازه هست از کاندیدای شما که در پی آن است که "وطن را دوباره بسازد" بپرسیم در مدت دست کم 10 سال تصدیگری بر وزارت علوم، چقدر این وزارت راساخت که حالا میخواهد حداکثر در مدتی 8 ساله، وطن را بسازد؟! یا نکند فقط قرار است شعارهای دیگر تحلیل و بررسی شود؟
9- چگونه است که بر روزنامه خصوصی اقبال –بهحق- هیچ ایرادی وارد نیست که مبدل به ارگان ستاد انتخاباتی معین شود، اما قبیح است که روزنامه خصوصی اعتماد از کروبی حمایت کند و حمایت زیرپوستی روزنامه خصوصی شرق از هاشمی رفسنجانی –درحالیکه بیشترین تیترهای انتخاباتی شرق به نفع معین و کروبی بوده است- ذنبلایغفر محسوب میشود و نشانه مزدوری سردبیرش؟
10- چرا از دیگران انتظار دارید اشتباهات فردی برخی از طرفداران دکتر معین، به حساب وی و نبز اکثریت هوادارانش منظور نشود اما خودتان تکتک اشتباهات هواداران دیگر کاندیداها را به حساب جمع میریزید؟
11- شما حق دارید در برابر اشتباهات گذشته دکتر معین مدعی شوید که به مصداق "دیکته نانوشته 20 است" و از آنجایی که دکتر معین کارهای فراوانی انجام داده اشتباهاتی هم داشته باشد، اما چرا قبول نمیکنید که افرادی نظیر رضایی،کروبی، قالیباف و به ویژه هاشمی چند برابر معین دیکته نوشتهاند و در نتیجه به همان میزان هم حق خطا دارند؟
12- آنهمه فغان که از مصادره دین و دینداری توسط محافظهکاران داشتیم مگر فراموش شد که امروز به راحتی قشر فرهیخته و دانشگاهی توسط معینیان مصادره میشوند؟
13- چرا تکلیف خود و مردم را با قهرمانتان روشن نمیکنید؟ آنهمه انرژی برای درآمدن گنجی از محبس و سپس برخورد نسبتا سرد شما در بازگشتش به زندان عجیب نیست؟ ارتباطی با استفاده ابزاری از او برای تخریب هاشمی نداشت؟ در مورد کرباسچی چطور؟ هنوز همان نظرات قدیم را دارید؟
14- دادن شعارهای پوپولیستی اگر از طرف دیگران زشت باشد، از طرف کاندیدای فرهیخته اصلاحطلب چه حکمی دارد؟ وعدههای عجیب آقای معین مثلا در مورد انتخاب وزیر آموزش و پرورش توسط رایگیری از معلمان و لایحه عفو تمام زندانیان سیاسی داخل و خارج (آنهم در چنین مجلسی و چنان نگهبانی!) جز استفاده از حربههای پوپولیستی با چاشنی روسنفکرانه است؟ حذف کنکور (که شعار تبلیغاتی جاسبی در 4 سال قبل بود و متعاقب آن وزارت علوم دکتر معین بیانیه داد که امکان پذیر نیست) و ادعای دفاع همیشگی از دانشگاه آزاد از طرف وزیری که همیشه به مخالفت با این دانشگاه شناخته میشد، چطور است؟
15- چرا انتظار دارید طنزهای گزنده هر روزه شما درمورد "نظامیان" و یا هاشمی تحمل شود اما خودتان تحمل یک کاریکاتور ملایم در نقد دکتر معین از نیکان را نداشتید و به او حمله کردید؟
16- در این ایام دهها مقاله در سایت گویا که خبرنامهای غیروابسته و آزاداست، در حمایت از معین و علیه قالیباف و هاشمی منتشر شد و دو سه مقاله با سیاقی دیگر. برخورد شما با همان دو سه مقاله و نویسندگان آنها چگونه بود؟
در انبارهای جوالدوز شما سوزن هم یافت میشود؟
پ.ن.
علي معظمي و يكي از خوانندگان تذكر دادند كه دكتر معين داماد آيتالله دستغيب نيست بلكه پدرش داماد دستغيب بوده (قاعدتا پس او بايد نوه دستغيب باشد). از دوستان متشكرم.
شما یک سری طرفداران خیالی دکتر معین برای خودتان ساختهاید و بعد آنها را نقد کردهاید. ما از کاندیداهای دیگر انتقاد میکنیم. شما هم از ما انتقاد کنید. کسی که مشکلی ندارد.
من ديشب تصميم نهايي خودمو واسه راي دادن به معين گرفتم. حرفهاي شما رو هم در گويا خوندم و اومدم تو وبلاگتون. فرمايش شما در مورد انصاف كاملا متين و منطقيه ولي اين كدهايي كه در مورد وقايع تاريخي و اتفاقات روزهاي اخير دادين تا حد زيادي غير منصفانه و اغراق آميز و كاملا ناقص هستند. اگه دوستان به اين refrence هايي كه خودتون هم بعضيشون رو آوردين مراجعه كنند كاملا متوجه ميشن. با آرزوي توفيق
pishnahad mikonam aghaye farjami pasvande -GhALAM BEH MOZD - RO BE ESME FAMILESH EZAFEH KONEH ; BEHESH KHEILI MIAD
Man nemidoonam harfhaatoon taa cheh had dorosteh, dar har soorat dar faaselehye do rooz moondeh beh entekhaabaat, misheh fahmid tarhe in nokaat, keh digeh forsati ham baraaye esbaate raasti yaa doroogh boodanesh nist, mitooneh beh cheh angizeh'haaii baasheh( in mataaleb ro mitoonestid laaghal do hafteh ghabl matrah konid keh majaale dide aghlaani behesh ro beh khaanandatoon bedin, nah serfan barankikhtan ehsaasaate gheire aghlaani) .Vaaghiiate ineh keh hich aadami saakhteh nashodeh keh taa akhare omresh saabet baasheh, kheili az oonhaaii keh az divaare sefaarat amrika baalaa raftan, alaan mesle chi pashimoonan, aghlaaniiat maemoolan baa baalaa raftan sen bishtar misheh( albateh nah pishe hameh, oonhaaii keh beh khodeshoon ejaazeh midan keh nazare khoshk o saabet nadaashteh baashan o kami ham fekr konan)
Vaaghiiat ineh keh saabeghehye hamehye reghabaaye Moeen az in badtareh, o dar morede kheilihaashoon beh khoon aagheshteh. Tanhaa kasi ham keh alaan namaadi az degarandishi o Iran baraaye hamehye Iran (hatta aadamhaaye Saadeghi mesle Nehzat azaadi o goorh'haaye melli mazhabi keh hamshoon manfoore Nezame velaayat faghihie mojoodan) ro misheh beh sedaaghat tooye harfhaash did, Moeeneh. Degargoonieh shakhsiiathaaye syaasi chizieh keh tooye hamehye keshvarhaaye domokratice donyaa ettefaagh mideh o hich eyb ham nist balkeh neshoon az yek zehne endishmand daareh nah mesle jaryaane sosoolgaraa dar Iran keh aadame 16 saalashoon fekr mikoneh tamaame haghighat pishe ooneh. Man ham mesle Cherik tasmime nahaaiim ro gerfetam o beh Moeen ray midam, chon beh harfe Nima Rashedan etteghaad daaram keh mardome maa hanooz farhange Domokracy ro nafamhmidan o hich entekhaabaate democratic'i tooye Iran nemisheh bargozaar baesheh ghabl az inkeh farhange maa oon ro tooye khodesh hazm koneh. Montahaa mesle Nima Rashedan nemigam TAHRIM, chon midoonam baa yek enghelabe digeh nist keh farhange democracy tooye farhange mardome maa risheh midavooneh, nah tanhaa baa sherkat kardan tooye entekhaabaat o tamrine democracy o ray daadan beh kaasaani keh laaghal kami bishtar az baghieh fahmidan o maenaaye democracy ro kashf kardan keh misheh raahe door o deraaz beh samte Democracy ro Peimood. Omidvaaram baa sherkat nakardan dar entekhaabaat mamlekat or beh daste oonhaaii nadim keh taa dirooz az amalkardeshoon dar 18 tir defah mikardan o halaaa chehreh avaz kardan yaa oonhaaii keh tooye doraane raiis jomhorishoon kamtarin haddi az azaadye Bayan baraaye hich degarandishi momken nabood o bishtarin koshtaare makhfie degarnadish'haa tooye zamaane raiis-jomhoorie oonhaa ettefaagh oftaad. Baraaye oonhaaii keh tooye kharej zendegi mikonan in ekhtelaaf shaayad ghaabele fahm nabaasheh oonjoori keh az sohbathaaye Aghaaye Reza Pahlavi misheh fahmid keh beh nazare man bishtar baraaye mardomi baa farhange oroopaaii yaa farhange kami aghabtar az oon yaeni Amrikaii harf mizaneh taa mardomi baa farhange aghab negahdaashteh shodehye Irani. Tafaavote in Kandidaahaa baraaye taarikhe Iran az Zamin taa Aasemaan khaahad bood.
nevisandeh in matlab do hafteh pish az ghalibaf va do rooz pish az rasanjani defa kardeh, inkeh cheghadr misheh beh sedaghatesh tavajjoh kard khod danid
شما که از انصاف دفاع می کنید کاش برخورد شخصی چند دوست اصلاح طلبتان را حواله کل این جریان نمی کردید و در میان سوابق معین جریان کوی و اصلاح ساختار وزارت علوم و شهره بودن او به سلامت نفس رو هم ذکر می کردید. انصافا حامیان او بسیار می توانستند به تخریب هاشمی بپردازند ولی آگاهانه چنین نکردند. دکتر سروش که از همکاران معین در ستاد انقلاب فرهنگی بوده تصویر مثبتی از عملکرد معین ارائه می کند. مواردی هم که گفتید همه به لا استثنا اغراق آمیز بودند.
مطمینم وجدان دارید ولی از آن کاملا برای تهیه این مطلب استفاده نکردید افسوس از عمر و موقعیتها که اینطور هدر میرود.
آقا دستت درد نکنه حقیقت آقای معین همینه. او با زمینهء فکریش و قبول حکم حکومتی با آزادی و دمکراسی کیلومترها فاصله داره.
فقط تحریم.
دامن خودتون هم آلوده است دوست عزيز اگر انصاف را ديديد سلامم را برسانيدش
چرا الان اينا رو مي نويسيد.چون تنور داغه؟شما كه اينقدر رو شخصيت هاي سياسي بعد از انقلاب شناخت داريد يه كتاب درباره اشون مي نوشتيد و به نوشتن يه مقاله كوتاه و نيم بند درباره معين اون هم چند روز مونده به اتخابات اكتفا نمي كرديد.من كاري به انتخابات،معين،يا كانديداهاي ديگه ندارم.اما فكر مي كنم كار شما جز عوام فريبي و گرد و خاك راه انداختن چيزي نيست.
اینها را خواندیم در باره سوابق آقا ی معین.
لطفا در باره آقای قالیباف هم بنویسید.
منتظر نوشته شما درباره اقاي قاليباف و لاريجاني و احمدي نژاد هستيم. البته نه ان دفاعيه اي كه از قاليباف نوشته بوديد كه حالا ان را با حمله به معين عوض كرده ايد.
منتظر نوشته شما درباره اقاي قاليباف و لاريجاني و احمدي نژاد هستيم. البته نه ان دفاعيه اي كه از قاليباف نوشته بوديد كه حالا ان را با حمله به معين عوض كرده ايد.
آخ كه چقدر تو با انصاف و بي طرفي! بوي گند اين بي طرفي در يادداشت قبلي شما در مورد ((يكي)) ديگر از كانديداها قبلا بلند شده بود!
tamami in kandidaha az filter bayad begozarnd va ejaze ab khordabn bedone dastor az bala nadarnd khob malome moien va ya har kesi dige chaghadr ba regim hamkari dashtn ke tavannesteand be yek ham chin posti beresand fekr mikonid agr man ke yek pezeshke motekhases hasatm va vatanam ham dosta daram mitavanesatm be in had bala beravam ,,hala dige har roz har kandidaiie yek chizi mige in ha hamashon mesle ham hastan hala esmesh moiene ya ghaibaf ya rezaiie va ....
amo moien amo kahrobi,amo lrijani amo rezaiie amo ghalibaf amo ahmdi nejad amo ghalibaf ,baleee,chkhanha ro baftid?balleeee ,mardomo dast andakhtid?balleeee, mareke rahandakhtid?balleeee,enghelab omade,chi chi ovordeh?hashisho taryak, ba sedaiie chi ba sedaiie marg bar amrica marg bar israeil
tamami in kandidaha az filter bayad begozarnd va ejaze ab khordabn bedone dastor az bala nadarnd khob malome moien va ya har kesi dige chaghadr ba regim hamkari dashtn ke tavannesteand be yek ham chin posti beresand fekr mikonid agr man ke yek pezeshke motekhases hasatm va vatanam ham dosta daram mitavanesatm be in had bala beravam ,,hala dige har roz har kandidaiie yek chizi mige in ha hamashon mesle ham hastan hala esmesh moiene ya ghaibaf ya rezaiie va ....
شما ازانصاف درمورد قالیباف دم میزنید و در آنجا از تفاوتهای قالیباف با دیگران میگویید با توجه با عملکرد قالیباف در مورد وبلاگنویسان ولی کارهای مثبت ایشان را در نظر میگیرید یعنی نگاه واقعبینانه ولی درمورد معین خیر.آیا این انصاف است؟
سلام محمود
این نوشته های که در اول اوردی به نوعی دل خالی کردن است. ناراحت نشوی من به خودم هیچ وقت اجازه نمی دهم درباره تو اینجوری نظر دهم و یا اینکه شما را مزدور و یا خود فروخته نام نهم.
برای من شما همان محمودی هستی که برای بار اول مصاحبه پر فکر شما را با جناب اشتیانی خواندم و لذت بردم. اما مگر همه ادمها همیشه محکوم به یک جور فکر کردن هستند. من هم بر خلاف بسیاری از هواداران معین اشکالات او را می بینم و می نویسم ولی خیلی ساده و راحت نه اینکه یک روزی می نویسی دنبال فرصتی میگردم تا مطلب مفصلی در نقد دکتر معین بنویسم؛ . آخه محمود خان کی است که این چیزها را نداند. من خودم خوب می دانم همین آقای معین در شیراز آن وقتی که رییس دانشگاه بود با چه کارهایی بسیاری از نیروهای درس خوانده را بیرون کرد و یا همچنان و تا سالهای بعد از پایان انقلاب کذایی فرهنگی به این عمل باور داشت و همچنان به دنبال پیاد کردن این تفکرات خطرناک.
خیلی ها افکارشان عوض شده. در ثانی محبوب بودن یک فرد برای رهبر قبلی و فعلی نمی تواند باعث دیدن سیاه و سفبد دیدن مسئله ای شود. مگر همین آقای هاشمی محبوب هر دو رهبر نبوده. و اگر بوده چرا برای معین نکته منفی است و برای او نه؟
درباره طرفدارن هم نوشتی که درست است.تا حدودی اینجوی است که نوشتی و تا حدودی بیشتر نه. من این رفتارها را در اطرافییان خودم که طرفدار منصف معین هستم نمی بینم . پس رای مطلق صادر کردن جالب نیست.
البته خیلی هم عادی است. وقتی هر فردی به خود اجازه می دهد بر علیه این و ان سخن بگوید همین بی اخلاقی رواج می یابد . خدا را شکر در کشور ما هم کم نیستند کسانی که راضی می شوند به هر کاری دست بزنند.
مشکل ما نه معین است و نه هاشمی. مشکل ما نبود فکر دمکرات در وجود خودمان است.
1-ملاک حال افراده
2-معین نسبت به 7تای دیگه سالم تره.
3-او میتونه رهبر جبهه دموکراسی باشه.
سوالی که پیش روی شما می گذارم سوالی است که چندی پیش مقابل خودم قرار گرفت و باعث شد به دیده ی دیگری به افراد نگاه کنم . " آیا برای انسان ها فرصت تغییر را قائل هستیم ؟ اگر برای دیگران چنین فرصتی را قائل نیستیم برای خود چه ؟ " به نظرم گفته های شما در پایان پیرامون معین و فعالیت ها و عقاید سابق اش بی ربط می آید . اکبر گنجی هم گذشته ی سالمی ندارد اما امروز کسی دیگر به او به چشم اکبر گنجی دهه ی 60 نگاه نمی کند . دکتر سروش هم از نظر فکری عقیدتی گذشته ی جالبی ندارد . اسغرزاده هم . عبدی هم . و این لیست می تواند به تمام انسان ها از جمله شما و من هم سرایت پیدا کند . با اینکه قصد رای دادن به معین را دارم این را نگفتم که به حساب دفاع از او بگذارید . خواستم بگویم که همه ی ما اشتباه می کنیم . اگر از گذشته برگشتیم و راهی دیگر در پی گرفتیم بی انصافی است که باز به همان چشم گذشته دیده بشویم . " معین امروز " را ببین . بعد نقد کن و ما به جان و دل می خوانیم . کما اینکه هنوزهم او و یارانش سراسر ایراد و اشکال هستند . انتخاب همیشه دو رو دارد . یک رویش بی شک نقس است و نقص . . .
terroreh shakhsyat kafist bayd did ke maslhat mamlekat chist ve dar sharayet feli che kasi mitavanad karaiee bishtar dashteh bashat ma be moyin raye khahim dad na bekhatereh inkh ideal ast balke be khatereh inkeh dar in sharayet behtarin gozineh ast
I was a student in Tehran university and remember after the elction of Khatami even in the second term still from ministry where Moin wher the head (Farhang and Amozesh Ali) some people came for Gozinesh the question I saw in accidently in the hand of the one the mebers of Islmic socity was Gozinesh from Karshenasi to Karshenasi Arshad of some of our classmates where mention is the above name pray and take fast during Ramedan.What is the above name possion due to Islmaic republic dose he agree, disagree or enemy.See even if you were disagree you were refused to continue for Krashenasi arshad.If Moin and dadash khatmi are agianst Nezarat Estesvabi why they do this Gozinesh and Nezarat in all ministries.
aghaye farjami, be nazare man shoma daghdagheye democrasi va azadi nadarid,agar dashtid hade aghal az ghalibaf hemayat nemikardid va az moien enteghad
aghaye farjami, be nazare man shoma daghdagheye democrasi va azadi nadarid,agar dashtid hade aghal az ghalibaf hemayat nemikardid va az moien enteghad
mayeh khoob az daftare khamanehie va ghalibaf behet resideh baz bishtar benevis mozdoor ta mahiate kasifeto hameh behtar beshnasand
vaghan moteassefam .
hamishe efsha gari va moch giri dar hamin roozha age rast bashe!etefagh miofte . az in ke nevisande ba asabaniiat matlab neveshte ham moteassefam .
ye khatere khocholo ro yad avari mikonam . to setad khatami dar sal 80 kar mikardam . kheili ha choon dost dashtand harf e khodeshoon harf ahkar to setad bashe kar mikardand . zamani ke injoor nemishood hama ro be bad entaghad migereftand va az karroobi , mohtashami , abdi ... ta bache haye setad roo fohsh midadand . hala ham fekr mikonam haminjoor boode
mayeh khoob az daftare khamanehie va ghalibaf behet resideh baz bishtar benevis mozdoor ta mahiate kasifeto hameh behtar beshnasand
ba tavajjoh beh goh parakani keh mikoni behtare titre site beh jaye baran dar dahane nimeh baz bezari GOH dar dahane nimeh baz. injoori haghighat ro dar morede khodet gofti va sedaghateto ro neshoon midi
vaghan moteassefam .
hamishe efsha gari va moch giri dar hamin roozha age rast bashe!etefagh miofte . az in ke nevisande ba asabaniiat matlab neveshte ham moteassefam .
ye khatere khocholo ro yad avari mikonam . to setad khatami dar sal 80 kar mikardam . kheili ha choon dost dashtand harf e khodeshoon harf ahkar to setad bashe kar mikardand . zamani ke injoor nemishood hama ro be bad entaghad migereftand va az karroobi , mohtashami , abdi ... ta bache haye setad roo fohsh midadand . hala ham fekr mikonam haminjoor boode
ba tavajjoh beh goh parakani keh mikoni behtare titre site beh jaye baran dar dahane nimeh baz bezari GOH dar dahane nimeh baz. injoori haghighat ro dar morede khodet gofti va sedaghateto ro neshoon midi
ba tavajjoh beh goh parakani keh mikoni behtare titre site beh jaye baran dar dahane nimeh baz bezari GOH dar dahane nimeh baz. injoori haghighat ro dar morede khodet gofti va sedaghateto ro neshoon midi
خیلی فوقالعاده بود. من واقعاً این همه شهامت و جسارت را تحسین میکنم. این دفاع جانانه از حق و انصاف گمشدهام در این زمانه است. وقتی یکی را میبینی که با چنین شهامتی سخنانی در دفاع ا زحق میگوید که بعضاً دوستان و اطرافیان را خوش نمیآید لذت میبرم. این مقاله و مقالهی دیگرتان دربارهی قالیباف به انصاف خیلی نزدیک بود.
ba tavajjoh beh goh parakani keh mikoni behtare titre site beh jaye baran dar dahane nimeh baz bezari GOH dar dahane nimeh baz. injoori haghighat ro dar morede khodet gofti va sedaghateto ro neshoon midi
ببینید دوستان..متعصبانه قضاوت نکنیم..حقیقت این است که نه آقای معین نه بسیاری دیگر از اصلاح طلبان را نمیتوان از چنین اتهاماتی مبرا کرد..اما مساله این است که ما در انتخابهایمان گزینه خوب نداریم..باید بین بد و بدتر انتخاب کنیم مگر اینکه ملتی شجاع و آماده فداکاری داشته باشیم که اصولا گزینه جدید را خود تحمیل کند..که نداریم
ببینید دوستان..متعصبانه قضاوت نکنیم..حقیقت این است که نه آقای معین نه بسیاری دیگر از اصلاح طلبان را نمیتوان از چنین اتهاماتی مبرا کرد..اما مساله این است که ما در انتخابهایمان گزینه خوب نداریم..باید بین بد و بدتر انتخاب کنیم مگر اینکه ملتی شجاع و آماده فداکاری داشته باشیم که اصولا گزینه جدید را خود تحمیل کند..که نداریم
ابلهانه ترین شیوه نقد یک نفر ،استناد به اعمال گذشته اوست در حالی که خود آنرا نفی میکند.....
ببینید دوستان..متعصبانه قضاوت نکنیم..حقیقت این است که نه آقای معین نه بسیاری دیگر از اصلاح طلبان را نمیتوان از چنین اتهاماتی مبرا کرد..اما مساله این است که ما در انتخابهایمان گزینه خوب نداریم..باید بین بد و بدتر انتخاب کنیم مگر اینکه ملتی شجاع و آماده فداکاری داشته باشیم که اصولا گزینه جدید را خود تحمیل کند..که نداریم
maghalei ra ke dar morede ghalibaf neveshte boodin khoondam va ta hodudi ba shoma movafeghb boodam ke nabayad bijahat kasi ra takhrib kard va hamash badiha ra neshan dad. amma in maghalatoon nedshoon dad ke na tanha ENSAF baratoon mohem nist balke dar TAKHRIB daste kami az aghaye shariatmadarie KEYHAN nadarid va mishe omidvar bood ke jaye ishan khali nemimoone. shoma oonghadr ajale dar TAKHRIB be kharj dadein ke aslan saro tahe maghale maloom nist va adam yade maghalehaye NOORIZADE miofte ba oon adabiate sakhifesh ke ensafan be in neveshteha hife ke maghale goft. omidvaram khodetoon az ghalametoon va neveshtehaye ghablitoon ozrkhahi konin az in ke javve BI ENSAFI shoma ra ham gereft. movafagh bashin-Behruz-USA
من ديروز از دکتر معين تو وبلگشون پرسيدم که ايا به جدايي دين و سياست عقيده دارند يا خير من از ايشون پرسيدم که ايا فکر نميکنند واژه جمهرييت با اسلامييت تناقز داره چون جمهرييت يعني طرفداري از راي اکثرييت مردم درحالي که اسلامي يعني تسليمه خاسته خدا شدن ايشون پيغام من رو پاك کردن و نگزاشتن که تو وبلگشون منتشر بشه از اونجا که دکتر معين اين سئوال رو خلافه عففت عمومي ميدونن و پاکش کردن ميشه فهميد که ايشون چه جور آدمي هستن
Honestly I cannot vote anybody expect Dr.Moin.The rest of those stupid candidates don’t deserve it.
CHEGHADR AZ REZA KHAN HEZBOLLAHI POOL MIGIRI? MA HAM BIKARIM, AGE MISH'E BEGU FORM KAR VAS'e REZA KHAN KHALIBAF RO AZ KOJA BEGIRIM?
JIGARET RO BOKHORIM KHOSHMAZEH. Man haghighatesh mikhastam tu entekhabat sherkat nakonam, vali be KURI cheshm'e TO va un Prof Khalibafet miram be MOEEN raay midam....... JIGAR
همه گذشته خوبي ممكن است نداشته باشند . ميشه شما هم گذشته خودتون را بفرمائيد . معين سال 84 با معين دهه 60 تفاوت دارد.
vabastagie shoma beh akhoondhaye kasif kamelan roshaneh. man az site gooya tshakor mikonam keh matalebe shoma ro chap mikoneh ta har rooz rosva tar beshid
خيلى موءثر نوشتى، باور نميكنى نظرات خوانندگان سايت بازتاب و ساير سايت هاى راست را سرى بزن قسمتهايى از مطالبت را عينآ تكرار كرده اند، مخصوصآ قسمت معين و انقلاب را.
Hatman aghaye Farjami az inke dar toole chand daheye gozashte aghayedeshoon taghiir nakarde entezaar daran ke beheshoon tabrik begim. Dooste aziz har chizi ro dar zarfe makaan va zamaane khodesh negaah koni va ghezaavat konid. Nokteye mohem ine ke shoma ghabl az inke be khodetoon zahmate neveshtane in maghaale ro bedid mosaahebei ke Taajzaade anjaam dade bood ro mikhoondid ta mifahmidid ke hamoon moghe ham tamame afraadi ke dar hokoomat boodand yek didgaah nadashtand.
Man ham tasmim gereftam ke be Dr. Moeen ra'i bedam. Shoma ham ke tahrim mikonid baraye ye baar ham ke shode begid rooze shanbe fardaaye entekhaabaat che barnaamei darid, hatman montazere Hakhaa hastid ta biyaad. Pas montazer bemoonid.
farjami zemne khodforookhteh boodan masochist ham hasti va lezzat mibari baad az enteshare khozabalatet foshe khar madar behet bedand
حالا آمد و من وقتی رییس دانشگاه بودم یک کاری کردم. معلوم نیست وقتی رییس جمهور بشوم همان کار را عینا بکنم. من را هم مانند آن یکی تجربه کنید. چهار سال یا هشت سال که برای شما چیزی نیست. مهم اینست که آزموده ها را بیازماییم. گذشت آن موقعی که می گفتند آزمودن آزموده خطا است. از قضا باید آزمود و آزمود و آزمود . مهم اینست که آزموده ها را فراموش کنیم. فراموش کنیم. فراموش کنیم .
این آقا و دار و دسته اش پس از رد صلاحیت شدن از تحریم انتخابات صحبت کردند ولی پس از حکم حکومتی رهبر بلافاصله رنگ عوض کرده و از انتخابات پر شور و یک سری حرفها و شعارهای قلنبه سلمبه حرف می زند.
همین که به حکم حکومتی گردن گذاشت کافیه. ضمنا من اعتقاد دارم آدما ماهیت واقعیشون عوض نمی شه بلکه با توجه به زمان فقط رنگ عوض می کنند.
آقا جان! خیالت راحت من به قالیباف رای نمی دم!
فقط معین. میدونی چرا؟ چون دست کم راستی راستی دکتره!
آقا جان! خیالت راحت من به قالیباف رای نمی دم!
فقط معین. میدونی چرا؟ چون دست کم راستی راستی دکتره!
salam,onche ke man midonam ine ke kolan najafabadiha ahl band va band bazi hastand ke mitonid be majeraye bande mehdi hashemi,falahiyan dori najaf abadi ya hojati vazire keshavarzi tavajoh konid,bande shakhsan hazeram be sheitan raie bedam vali be najafabadiha raie nadaham,faghat khoda bedadeton berese
Aghar mkoien adam dorosto hesabie bode.taied mishode. pass as an hameh bacheh bazie.
آقای فرجامی عزيز، مطلبتان در سايت گويا کامل منتشر نشده و آدرس هم فقط آدرس کامنتهاست نه آدرس نوشتهی شما. البته آمدم در دبش نوشتهتان را خواندم. نکتهای که به آن توجه نکردهايد آن است که معين به خاطر شعارهای الآناش، که شعارهای مورد توجه طرفداراناش است طرفدار پيدا کرده، و طرفداراناش بيشتر از شعارها و حزب حمايتکنندهی او حمايت میکنند، نه از افکار و رفتار گذشتهی آنها. قابل درک است که رفتارهای زشت و کامنتهای غيرمنصفانهی عدهای بچهی طرفدار معين شما را آزرده باشد، بخصوص در دو مورد مقالهی «دفاع از انصاف و نه قاليباف» که واقعاً نوشتهای عالی بود، و دومی هم اعلام حمايت شما از هاشمی رفسنجانی. ولی اين آزردگی شما دليل نمیشود که وضعيت طرفداران معين را درک نکنيد. از همه طرف مشکلات بسوی آنها روان است، در فضاهای هميشگی خودشان، يعنی دانشگاه، اينترنت و مطبوعات با پرسشهای ويرانگر و انتقادات سهمگين روبرو هستند، و در فضاهايی که در آنها بيگانهاند رقبا امکانات مالی و تبليغاتی بهتری دارند. بلااستثنا تمام طرفداران تحريم هم (از جمله خود من) نوک تيز پيکان خود را بسوی طرفداران معين گرفتهاند و با طرفداران ديگر کانديداها اصلاً وارد جدل و بحث نمیشوند. بنابراين میتوان گفت آنها الآن در وضعيت «خارپشتی» قرار دارند که نمیتوان بسوی آنها دستدرازی کرد و انتظار تيغهای تيز را نداشت.
قصد من دفاع از رفتارهای زشت اينان نيست، ولی شما میتوانيد بجای مشغول کردن ذهن خود به يک عده آدم بینام و نشان اينترنتی، با طرفداران معقول معين روی وب وارد گفتگو شويد (چون داريوش ملکوت) يا دلايلتان را در مورد طرفداری از آقای هاشمی بنويسيد و لااقل اينطوری ناگهان خوانندگانتان را غافلگير نکنيد! کم کم زمينهسازی میکرديد بهتر نبود؟
مثلاً يک سوآل مشخص برای من اين است: با توجه به اين که خودتان به عرق مشهدی خودتان اعتراف کردهايد، رفتار منجر به شورش مشهدیها را در زمان آقای هاشمی چگونه میبينيد؟ آيا آن رفتار و سرکوب شورش به آقای هاشمی مربوط نمیشد؟
با تشکر از اطلاع رسانی بموقع شما ، راستش من مطمئن هستم که اصلا امکان نداره یک آدم حسابی و مدیر واقعی با توانمندی ارزیابی پروژهای عظیمی که در سطح یک کشور به اجرا در می یاد از فیلتر شورای نگهبان رد بشه .پس نباید توقع داشت که هیچ کدوم از این 8 نفر واقعا قابل باشند و این مطلب رو تقریبا همه مردم بخوبی می دونند اما مشکل اینجا است که یکی از همین ها رئیس جمهور می شه و در سرنوشت ما هم بی تاثیر نیست .بنظ شما کدوم یکی بهتر از بقیه است، کمتر نقش بازی می کنه ، آیا کسی تا بحال ارزایابی کرده که اثر رای ندان چی می تونه باشه یا تونسته اثر امنخاب شدن هر کدوم از اینها رو در اینده کشور ارزیابی کنه .این کارها واقعا لازم و ضورویه و اگه می تونید یه مقاله کارشناسی خوب برای این موضوع تهیه کنید .البته من خودم وقتش رو ندارم وگرنه حتما این کار رو می کردم.
به نظر می رسد که آقای سید ابراهیم نبوی و همچنین حضراتی چون قوچانی و سید مرتضی مردیها به این نتیجه عجیب رسیده اند که هاشمی 2005 با هاشمی 2000 از نظر ماهیت بسیار متفاوت باشد. کار به جایی رسیده است که آقایان نوشته های پیشتر از این خود را هم فراموش کرده اند و ما ملت را رسما {خر} حساب می فرمایند. اما - اگر چنین باشد- لازم است به عرض انورشان برسانیم که :{خودتی!}
ما نه به آتش کشیده شدن کتابفروشیها را فراموش کرده ایم و نه عدم امنیت روشنفکران را و نه نامه دکتر سروش به آقای رفسنجانی را ( که در آن زمان بلانسبت رئیس جمهور بود) و نه واکنش قاطعانه آقای رفسنجانی را به آن نامه (سکوت و باز نهادن دست اراذل در تهدید و ارعاب دانشگاهیان). ما هنوز ماجرای اتوبوس حامل نویسندگان را فراموش نکرده ایم. ماجرای از دست رفتن تنها مترجم شایسته بورخس (مرحوم احمد میرعلایی) را نیز به همچنین و ماجرای تاسیس سازمان تعزیرات و طرحهای نبوغ آمیزی چون پیمانسپاری ارزی و ... را ایضا!!!
صدالبته وقتی می بینیم آقای هاشمی می تواند با چهره بسیار فتوژنیک خود چنان دلربایی کند که {لوموند} هم از ایشان تمجید کرده و از مبارزه بی امان(؟!) ایشان با فساد مالی و اداری سخن بگوید؛ می توانیم با خود بگوییم شاید صحبت از یک هاشمی رفسنجانی غیر از آن یکی است که ما می شناسیم. و با کمی مداقه بفهمیم که هاشمی2005 به راستی با هاشمی2000 متفاوت است. لااقل خیلی دست و دلبازتر شده است. شنیده ایم که نرخ لوموند برای آن مقاله کذایی پنج میلیون یورو بوده است.
برای من خیلی جای سوال دارد که بر مبنای کدام منطق احساس می کنند که در ریاست جمهور جدید هاشمی (خدای نخواسته) دیگر خبری از رانتخواریها و فساد عمیق مالی-اداری نخواهد بود. دیگر دست نهادهای امنیتی در فعالیتهای اقتصادی باز نخواهد شد. دیگر امثال آقای فلاحیان (که تجربه آموخته تر و درنده تر هم شده اند) بر جان و مال و حیثیت مردم مسلط نخواهند شد. دیگر وزارت اطلاعات قتل روشنفکران را طراحی نخواهد کرد. دیگر..... مگر هاشمی چه تغییری کرده است که من نمی توانم ببینم؟!!!! او به همان ابهام؛ همان دروغگویی و همان عدم پاسخگویی است که همیشه بوده. آنهایی که سعی می کنند سالهای شوم 68-76 را از ذهن مردم ایران بزدایند؛ واقعا این سرزمین را به چه قیمتی فروخته اند؟!
من این بی تفاوتی (خیلی جلوی خودم را می گیرم تا نگویم خیانت) آقای نبوی -و سایر حضراتی که پول گرفته اند تا چشم بر ماهیت ضدفرهنگی آقای هاشمی ببندند- را محکوم می کنم. من این زمینه سازی برای تسلط یافتن فاسدترین سیاستمدار(؟!) ایرانی طی هشتاد سال اخیر را محکوم می کنم.
جواب بعضی از دوستان هوادار با آن تز های فکری برای تبلیغات همین بود!!!!قابل توجه دکتر سروش!!!!
جالب است که سایت گویا به ادامه مطلب لینک نداده بلکه به نظرخواهی آن لینک داده
آقای حجاریان چند روز پیش گفتند که رای مردم به قالیباف نشانه رواج پوپولیسم است. نظرات هواداران دکتر معین را که می بینم رواج پوپولیسم بین آنها نیست؟
آقای کراچیان متاسفانه این هواداران خیلی هم خیالی نیستند. هر چند همه هواداران آقای معین این گونه نیستند. ولی این نمونه غیر خیالی را که حتما می شناسید : alpr.simorgh.org
شما با ظاهری منصفانه وارد شده اید ولی انگار به دنبال بهانه جویی برای گفتن سخنانی علیه معین بوده اید و یا شاید از دست برخی دوستانتان که طرفدار ایشان هستند عصبانی بوده اید...
البته کلیت نظرتان درست...اما این نظراتی را که می گویید چه کسی بیان کرده ؟ در طیف طرفداران اطراف افراد مختلف با دیدگاه های بسیار متنوعی هستند . حرکت حزبی سازمان یافته که نیست که بتوانید اینگونه به نظرات برخی کلیت نظرات حامیان معین را بدهید...
الان در ستاد معین هم کسانی هستند که معتقدند خاتمی خیانت کرده و هم کسانی هستند که خاتمی را جزو افرادی می دانند که نامش به نیکی در تاریخ ثبت می شود... از اینکه بگذریم....بله نه تنها دکتر معین سوابق قابل نکوهش دارد بلکه بسیاری دیگر از عزیزان آزادیخواه که حالا برخی قهرمان مردم هم شده اند همینگونه اند...آقای گنجی آقای کدیور مهاجرانی و.... . اما مهم تغییر دید و در آوردن لباس عقاید کهنه و اعتراف مستقیم و غیر مستقیم به آن است...ما اگر برخی سوابق سوء آقای قالیباف یا هاشمی را مطرح می کنیم به این دلیل است که ایشان هیچ پشیمانی یا تجدید نظری نسبت به عقاید و رفتارهای خود نداشته اند و این چیزی است که نیاز به افشا کردن دارد تا مردم بدانند اینها که فقط رنگ و لعاب عوض می کنند چه کسانی هستند و در ستادشان چه می گذرد...
توضیح کوچکی درباره این مطلب و پاسخ برخی پیامگذران عزیز را در ستون سمت چپ وبلاگ من بخوانید.
www.farjami.debsh.com
باطرح این مطالب مردم به قالیباف شما رای نمیدن
معین یک چهره خارق العاده با توانائیهای شگرف نیست .سیستم رذل پرور ونخبه کش حاکم اجازه رشد چنین چهره هائی را نداده است . معین یک فرد معمولی با امکانات معمولی ولی راست ودرست است وانچه درچنته داردعرضه میکند. مردم هم همین را میخواهند .اگر میگوید دکتر است یعنی براستی دکتر است ومدرک کیلوئی وفله ای خریداری نکرده .اگرمیگویددموکراسی یعنی جوانهارا دربند نکرده وشلاق مصلحت رژیم بانها نزده.....
شما یک کم دیراومدی و دم خروست اجازه نمیده که قسمت روباورکنیم
قالیباف شما هرروز رنگ میبازد و چهره جدید ارائه میکند. خالی بند وطرفدار جریان باد است وقدرت را خیلی دوست دارد.برای انتخابات چکمه را دراورده ولی درعین حال میگوید رضاخان حزبل است . بمب گذاری میکند و حالت ترور ایجاد میکند. یک همچو ترکیب نا مناسب وبی پایه و بی فرهنگ را کی می پسنده جزاونها که مثل شما بوی پول بمشامشون میرسه....
برو عارف که ایرج پاک باز است ....ازین ک ....ها و ک.... ها بی نیاز است
این موارد آخر در مورد معین احتمالا درست است. ولی مگر سروش اینطور نبود. حالا آیا من باید به صداقت وی شک کنم.
اولا افراد تغییر میکنند. ما میبخشیم ولی فراموش نمیکنیم.
دوما مگر خیلی از ما جز این بودیم ؟ و مگر جز عده معدودی، کارهای اول انقلاب را تایید نمیکردیم؟ من گرچه از وقایع سالهای ۶۰ و قضیه بنی صدر ناراحت بودم ولی تا همین ۹ سال پیش به ولایت فقیه اعتقاد داشتم. آیا شما میخواهید من را که یک شهروند عادی هستم را نیز محاکمه کنید که نباید این باشم که الان هستم یا صداقت ندارم.
چرا در مورد قالیباف قایل به انصاف هستید ولی برای معین که به طور نسبی دموکرات تر است نه؟
بگویم که هنوز تصمیم به رای دادن نگرفته ام ولی اگر رای بدهم آن معین خواهد بود.
har ankeh bi khabar az fane khayeh mali shod dochare zendegie pasto nane khali shod
aghaye farjami manie in shere mirzadeh eshghi ro khoob fahmidi va khoob baraye ghalibaf dastmal dast gerefti
دليلي ندارد گفته هاي شمادرمورداين آقادرست نباشد انتظاري بيش ازاين هم ازامثال اين آقاي معين نيست.درهرصورت نگاه به گذشته نه تنها بدنيست بلكه لازم است لازم است وصددرصدلازم است.ازچيزهايي كه گفتيد تشكرميكنم
کی گفته که شما حق ندارید سوابق نادرخشان معین را بازگو کنید؟ من شخصا معتقدم امید به هاشمی شاید از ضعف حافظه تاریخی باشه اما ابدا خواهان پنهان کاری سابقه معین نیستم.
برخی از ایتم های لیست شما بنظر درست میآید ولی برخی دیگر را ،از دید بنده، فقط برای حجیم تر کردن و اثبات حرفتان بدون فکر عمیق اضافه کرده اید. مثلا :
>
برای اینکه این کارها به اهداف دارودسته معین میآید ولی حداقل برای قالیباف شکی نیست که حیله انتخاباتی است. مشارکتی ها سالهاست (پس از خط رد کشیدن بر آنچه قبلا میکردند) که شعارشان ایران برای همه ایرانیان است و تا حدی به آن هم عمل کرده اند. قالیباف و هاشمی چه سابفه ای جز تضاد کامل با این شعار دارند؟ که حالا لیبرال شده اند؟
>
این بیشتر به توهم توطئه میخورد.
>
من در مورد اتوبوسهای وزارت علوم اطلاعی ندارم. احتمالا درست است. ولی پسر خاله خود را خوب میشناسم و به او اعتماد دارم که یکی از اعضای درجه چندم یکی از ستادهای هاشمی خواهان همکاری وی در ازای دریافت پول شده بود. در ضمن این اعلامیه را هم از یکی از مغازه های فعال برای هاشمی گرفتم و هم اکنون پیش روی من است:
اهدای جایزه به ۳ خودرو برتر.
مسابقه بهترین طرح اتومبیل هواداران هاشمی.
باشگاه کارتینگ استادیوم آزادی
هواداران جوان هاشمی برگزار میکند.
انتخاب زیباترین طراحی خودرو.
......
برادر ، هیچ کس کامل نیست و هر کسی اشتباهاتی دارد. ولی ستاد آقای هاشمی ما را ابله تصور میکند. آیا چنین تبلیغاتی را از ستاد معین سراغ دارید؟ شاید هم برخی واقعا ابله بشوند....
با سلام دوست عزیز من هم میدانم معین و اطرافیانش اشتباهاتی حتی گاهی بزرگ داشته اند و خود من هم بعد از تفکر و مشورت فراوان علی رغم نقدهای فراوانی که به اصلاح طلبان دارم اما به امید اینکه اینبار آنان حتی برای جلوگیری از حذف خودشان هم که شده به وعده هایشان عمل کنند تصمیم گرفتم به معین رای دهم , ولی مقایسه ی اشتباهات معین با امثال هاشمی کاملا نشانه ی غرض ورزی شماست.آیا نقش هاشمی در ادامه ی جنگ بعد از فتح خرمشهر و کشته شدن هزاران ایرانی بیگناه به خاطر قدرت طلبی هاشمی و امثال وی -نقش وی در کشتارهای سال 67-عواقبی که بر نویسندگان نامه به وی در سال 69 رفت و نیز قتلهای زنجیره ای و بسیاری جنایات دیگر از دید شما با اشتباهات معین قابل قیاس است.اگر واقعا چنین است بر خوانندگان کاملا روشن خواهد شد که نوشته ی شما یک نقد منصفانه است یا یک تلاش مضحک برای دفاع از گذشته ی غیر قابل دفاع هاشمی؟ دوست عزیز حتی اگر تمام گفته هایتان در مورد گذشته ی معین درست هم باشد حداقل عملکرد 8 سال اخیر ایشان قابل دفاع است ولی هاشمی چه بگوید که هیچگاه شهامت نقد دولت خویش را نداشته و با بیشرمی قتلهای زنجیره ای را محصول دولت معین مینامد و در موارد اختلاف بین مجلس ششم و شورای نگهبان هیچگاه طرف مجلس را در مجمع تشخیص مصلحت نگرفت.دوست عزیز خواستم بگویم اگر امروز مجموعه های آزادی خواهی چون دفتر تحکیم و جبهه ی ملی برای گرم نشدن تنور انتخابات دست به افشای جنایات امثال هاشمی و قالیباف نمیزنند موجب نشود که فرصت طلبانی چون شما از آب گل الود ماهی بگیرند.
سلام
خب خوبه كه مي بينم اين روزا هر كي كه مي خواد نقد كنه فقط اقاي معين و طرفدارنش رو نقد مي كنه(چه مخالفين خارج از كشور و چه اصول گرايان افراطي درون كشور) اينها در نقد معين و مخالفت با اون نقطه اشتراك دارند.
دوم اينكه اگه بنا به رجوع به گذشته و سوابق باشه همون آقاي هاشمي (كه نمي دونم چي شده تازگي ها محبوب شده) گذشته اش از همه سياه تره ... اگه اقاي معين در 8 سال وزارتش هيچ كار ي نكرده آقاي هاشمي در 26 سالي كه در راس امور مملكت بوده چه كار كرده؟ چرا هر وقت بايد موضعي به نفع مردم گرفته مي شد آقاي هاشمي غايب بودن؟( فاجعه 18 تير آقاي معين استعفا دادن و لي آقاي هاشمي چي كار كردن؟ در مورد قتل هاي زنجيره اي چرا هيچ وقت پاسخ گو نيست؟ در مورد دادگاه ميكونوس ؟ در مورد دادگاه بلژيك؟ چرا هيچ وقت در مورد ترور سعيد حجاريان پيامي نداد - در اون روزا حتي مسوول دفتر رهبري هم به عيادت حجاريان رفت- در مورد زنداني شدن گنجي،عبدي، سحابي ، اعضاي نهضت آزادي، عبدالله نوري و قتل زهرا كاظمي و هزاران مورد ديگر )... نمي دونم چي شده كه خيلي هايي كه منتقد سرسخت اون بودن به مدافعش تبديل شدن ... خوب اين هم حق اوناست كه به هر كي مي خوان و به هر قيمتي راي بدن اما اين حق رو هم براي ما محفوظ بدونين كه به اقاي معين راي بديم... در ضمن آقاي معين داماد آيت الله دستغيب نيست و پدر خانمشون استاد ادبيات بودند.
بقيه اش هم بمونه براي وقتي كه يه بار ديگه متن شما رو مرور مي كنم.
واقعا" تشکر میکنم از نویسنده این مطلب . انتظاری نمیره از ما ایرانیها که به دنبال 2500 سال حکومت ثبت شده سلتنطی بتونیم توی 30 سال به دموکراسی برسیم . همچنان قواعد بازی سیاسی رو بلد نیستیم . کما اینکه این مساله رو با خوندن همین جوابها میشه فهمید .
taze daram mifahmam ke jomhoory eslami azsare ma ham ziade ta vahti in melat inghad bishoor hastand faght tahrim
ضمنا در دوران وزارتش کارهای اساسی و علمی و اصولی آقای معین کم انجام نداد و پایه ریز حرکتهای مثبتی بود... دست کم در موردی که زیاد اطلاع ندارید اینگونه اظهار نظر نفرمایید...
گرچه در این بحث که حق حمایت و اظهار نظر برای همه محفوظ است شکی نیست و من خودم با طرفداران دیگر کاندیدا ها هم بحثهای خوب و راحتی داشته ام و حق همه محفوظ است...
aghaie farjamie shoma az madood kasani hastid ke maghalehashoon ro mikhoonam va lezat mibaram . man kamelan ba nazare shoma movafegham,,ei darigh kashki na ie zehne manteghi,ke laaghal ie gooshe shenava vojood dasht...vali afsoos ke inja (be ghole shamloo)...mano to ieki dahanim... va az goosh intarafa khabari nist
در انتخابات شرکت مي کنم و به معين راي مي دهم زيرا:
1)به دگماتيسم اعتقادي ندارم و از شعار دادن بيزارم.علاقمندم در بازي شرکت داشته باشم و هرچند اندک،اما در جهت نظر خود در آن تاثيرگذار باشم.وگرنه هيچکس به ياد من نخواهد بود و ديگران نظرِ خود را بر من تحميل خواهند کرد.
2)تحريم را به علل مختلف از جمله عدم اقبال مردمي و در اقليت بودن روشنفکران ، ارائه نشدن راهکار براي شرايط بعد از تحريم،خطر بروز هرج و مرجِِ کور، ايجاد زمينه براي دخالت خارجي در ايران و منفعلانه بودن آن(در توضيح بايد گفت که تحريم از موضع قدرت و در شرايطي که شما مي توانيد با اين تاکتيک، امتياز بگيريد، با تحريم از سرِ آرمانگرايي احساساتي،لجبازي و بي تصميمي سياسي کاملا متفاوت است) در شرايطِ حاضر موثرو معقول نمي دانم.جامعه ما هنوز آمادگي بسياري از آرمانهاي ما را ندارد و فقط با آموزش و بحث و گفتگو است که مي توانيم آرمانهاي خود را به گفتمان غالب جامعه تبديل کنيم و از «اقليت» به «اکثريت» تبديل شويم.بسياري از دغدغه هاي مردم معيشتي است که با دُلار هاي نفتي قابل حل است و در آنصورت بسياري از مردم ديگر سراغي از ما نخواهند گرفت.تنها راه آن است که وزنِِ سياسي خود را در جهت اهدافِ خود اعمال کنيم به اين ترتيب که فضاي موجود براي آموزش و بحث و گفتگو را تداوم بخشيم،چيزي که با روي کار آمدنِ اقتدار گرايان با مشکلاتِ جدي مواجه خواهد شد و شرايطِ سالهاي اوليه انقلاب تکرار خواهد شد و آرمانهاي دموکراسي و حقوق بشر بارِ ديگر به محاق خواهد رفت- هرچند اين بار(با وجود رسانه هايي مثل اينترنت و ماهواره)بسيار مشکلتر است- اما به هر حال نبايد مشکلِ مقابله با يک قوه مجريه اقتدارگرا را، به مشکلات موجود اضافه کنيم.
3) حاميان معين،به ويژه بعد از تشکيلِ جبهه دموکراسي و حقوق بشر به مفاهيمِ مهم دموکراسي و حقوق و آزادي هاي اساسي اعلام تعهد کرده اند و راي به معين ،راي به همين آرمانها و مفاهيم ست.مهم اين است که حمايت خود از اين مفاهيم را اعلام بداريم و وزنِ اجتماعيِ خواستارانِِ اين مفاهيم را به رخ بکشيم.اين بار، ديگر مثلِ دومِ خرداد، بحث احساسات و کاريزما و قيافه و ... مطرح نيست.حرفهاي شفافي مطرح شده و همه راي دهندگان معين، به طورِ خالص، دل در گرو اين آرمانها دارند.آن بخش ديگر از دل دادگان به دموکراسي و حقوق بشر که تحريم را راهکار مناسب دانسته اند، متاسفانه کميتشان نا معلوم و تا حدودي کم تاثير مي ماند.مواضع معين بسيار پيشرو تر از خاتمي است و مگر نه اين که او هرچه که خاتمي نگفت ، در بيانيه ورود به انتخابات و سخنراني ها و ...گفته است؟بنا بر اين در حال حاضر مطالبات طبقه متوسط شهري از زبان معين بيان مي شود و طبيعي است که اين طبقه به او راي بدهد. راي ندادن به معين با وجود اعتقاد به اين آرمانها(يعني اقدامي کهِ دوستانِ تحريمي قصدِ آن را دارند) در بسياري از تحليل ها به معناي پايگاه نداشتنِ اين مفاهيم در جامعه عنوان خواهد شد.
4)به جِد اعتقاد دارم که در حالِ حاضر، بسيار جلوتر از آنچه در سال 76(انتهاي دوره رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني) بوديم قرار گرفته ايم. درست است که ما، ملتِِ بازگشت به نقطه صفر هستيم ...اما من اين بار نمي خواهم باز هم به عقب برگردم.حفظِ دست آورد هايي که با تلاش و خون جگر به دست آمده در حال حاضر از هر چيزي واجب تر است.
5) براي اولين بار بعد از انقلاب، فردي مانند معين به صحنه آمده که نه به فرديتِ خود، بلکه به تيمي از مشاوران و فعالانِ حزبي متکي است و جمعي تصميم مي گيرد.معتقدم که اين فرصت تاريخي را نبايد از دست داد.
6)به نظرم راي دادن به معين با تشکيل يک جنبش مدني خارج از حاکميت که تنها و تنها هدفش نيل به دموکراسي و تضمين حقوق و آزادي هاي اساسي باشد،تناقض ندارد.به هر حال قشر اعظم راي دهندگان به معين، بيرون از قدرت هستند و تنها به اين دليل به او راي مي دهند که «صداي خواسته هاي آنان» است.با او عهدِ اخوّت هم نبسته اند-نبسته ايم.اولويتِ ما،آزادي و دمکراسي،البته بدون پرداخت هزينه هاي غير عقلاني، است.جبهه فراگير دمکراسي و حقوق بشر-که علاوه بر اعضاي فعلي بايد همه معتقدان به اين دو مفهوم(به همان صورتي که در ميثاق هاي جها ني تصريح شده و نه با تعبير هاي مثلا بومي و پسوند هاي ناقض اصلِ غرض) را در بگيرد، بايد فارغ از تعهدات و محافظه کاري هاي دولتيان، اهداف خود را با همه ابزار ها_بويژه نافرماني مدني_ پيگيري کند و در اين راه، اتحاد همه دمکراسي خواهان و باور مندان به حقوق و آزادي هاي اساسي بشر، ضرورتي تاريخي دارد. من به عنوان کسي که به معين راي مي دهم هرگز نينديشيده ام که او قرار است براي من کاري بکند و حقي را به من تفويض کند بلکه در راه طلبِ حقوقِ خود، بهتر دانسته ام که رييس جمهوري اصلاح طلب در ايران بر سر کار باشد. همه مي دانيم که رژيم موجود با ساختار هاي فعلي امکان اصلاح ندارد و لازم است که ساختار ها ،به ويژه قانون اساسي با اصول دمکراتيک و حقوق بشر کاملا منطبق شود و هر کس يا نهادي که در اين راه ايستادگي مي کند بايد کنار برود. مهم اين نيست که معين چه کار مي تواند بکند...مهم اين است که ما در فضاي مساعد تري که در صورت انتخاب معين وجود خواهد داشت چه مي توانيم براي خودمان بکنيم. من به سهم خود شرکت در انتخابات و راي دادن به معين را يک تاکتيک براي فراهم کردن فضايي مساعد تر براي تحققِ استراتژي نافرماني هاي مدني و اعتراضات مردمي، براي تحول ساختار ها و کنار زدن نهاد هايي که در برابر تحقق دموکراسي و تامين حقوق و آزادي هاي اساسي ايستاده اند، مي دانم.از ياد مبر،که مي خواهيم خود به اهدافمان دست يابيم و هيچ گربه اي مثلا آمريکا محض رضاي خدا موش نخواهد گرفت(به علاوه اينکه چنين موش گرفتن هايي حتما و حتما با خونريزي و تخريب ساختار هاي کشور همراه خواهد بود).براي تحقق چنين هدفي ، رياست جمهوري و دولت اصلاح طلب را مي توان به عنوان سنگري در قلب دشمن در نظر گرفت( و اين ماييم که بايد چنين استفاده اي از آن بکنيم) هيچ عاقلي سنگري در قلب دشمن را وا نمي نهد و به نقطه صفر باز نمي گردد....
جناب فرجامي،
البته من با شما و سوابق شما آشنايي زيادي ندارم و از آنچه كه خواندم هم، نتوانستم دقيقا متوجه شوم كه شما پي چه چيز هستيد و ميخواهيد چه چيزي را اثبات كنيد. از نوشته شما بوي تحريم نميآمد. و ظاهرا در اين نوشته تنها با معين مخالفت كردهايد كه با او مخالفت كرده باشيد. ولي با چه هدفي؟ همانطور كه گفتهام قصد تحريم نداريد چون اگر چنين بود مانند كساني كه چنين ميكنند همه را به يك چوب ميرانديد و ميگفتيد اين يكي هم از قماش بقيه است مثل آنها ملعون و نوكر دستگاه حاكم و بحث لزوم عدم مشروعيت بخشي به نظام حاكم را مطرح كرده و از اين طريق اين هدف را پيش ميبرديد. پس در اين صورت يا با وي خصومت شخصي داريد كه از ضواهر امر بعيد به نظر ميرسد شما حتي برخوردي غير مستقيم با وي داشته باشيد وچون چنين نيست، تنها احتمال باقيمانده آن است كه به پشتيباني از كانديداي محترم ديگري تلاش اينچنين سخت و در عين حال نامحترمانه را با بكارگيري دروغ و افتراهاي بسيار ناجوانمردانه عليه كانديداي پيشرو اصلاحات و حاميانش به كار بستهايد ولي بدانيد كه ايرانيان (لااقل در دهههاي اخير) همواره سره را از ناسره به راحتي تشخيص دادهاند و هيچگاه در دام امثال شما كه اگر نگويم مواجب بگيران بايد بگويم سفلگان و تاريخ مصرف گذشتگان سياسي نخواهند افتاد.
اميدوارم خداوند همه را به راه راست هدايت كند و ملت ايران را به آنچه شايسته آن است برساند.
روزبه
با با این جا همه از گذشته هاشون توبه کردند و دیگه آدم قبلی نسیتند. البته بدون ذکر گذشته از زبون خودشون و با مقصر دونستن رقیب. آدم یاد گربه عبید زاکانی میوفته. سروشم که می خواست توبه کنه می گفت شریعتی مقصر بود که دین را ایدو ئولوژیک کرد و مابی اختیار آدمها را پاکسازی می کردیم. براستی سرنوشت جامعه ما بند یک انتخاباته یا جای دیگه رقم می خوره و باید مقابل اون جا ایستاد و فرهنگ مقابله و اراده و خود باوری را در مردم تقویت کرد. حا لا هر کی می خواد اون با لا باشه.
جناب آقای فرجامی!سلام
من به معین رای می دهم.من برای معین فعالیت می کنم.من قالیباف را دوست ندارم.من از هاشمی خوشم نمی اید.اما هرگز چیزهایی را که شما گفتید نمی گویم.هرگز نمی گویم همه اعضا ستاد رفسنجانی به خاطر پول فعالیت می کنند.هرگز نمی گویم آنها به خاطر اعتقادشان نیست.من تنها کسانی را محکوم می کنم که می دانم چگونه اند.خودتان هم می دانید چه کسانی را منظور دارم.آقای فرجامی!از قول یکی از دوستانتان شنیده ام که با معین مشکل دارید و به چشم خود دیده ام.اما مگر این چه ارتباطی به من دارد که شما را پولدوست و فریب خورده و ... خطاب کنم؟آقای فرجامی!متاسفانه ایرادی که به هواداران معین می گیرید متوجه خودتان نیز هست.خودتان هم،آگاهانه یا ناآگاهانه،همه را به یک چوب رانده اید.آقای فرجامی!همه طرفداران معین اینگونه نیستند که اگر اینگونه بودند،عاشق نیک آهنگ کوثر نمی شدند.آقای فرجامی!می بخشید که اینگونه با شما صحبت کردم.آقای فرجامی!اندکی تحمل!
ما ۹ و ۱۰ تیرماه به قلعه جمهور میرویم و به بابک خرمدین رای میدهیم و بر فراز بذ سرود آزادگی و دموکراسیخواهی میخوانیم و حقوق قومی و ملی خويش را میخواهیم و فريادمان را به گوش جهانيان میرسانيم
قابل توجه جوانان احساسي:
دو سه روز قبل از انتخابات موسوي لاري گفت : 55 درصد مردم طبق نظر سنجي در انتخابات شركت مي كنند . در نهايت همين هم از صندوق بيرون خواهد آمد.حال در اين بين كساني كه در انتخابات شركت كردند تنها خوراك تبليغاتي براي جمهوري اسلامي وبنگاه هاي دوست و برادر نظير cnn ساختند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آنهاي كه بخاطر شكست رفسنجاني وغيره... در انتخابات شركت كردند وقتي در نتيجه آرا دست برده شد به خيانت از روي خريت خود پي مي برند.
27 خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرداد
روز خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــريت
آنها كه به معين راي دادند وبعد رايشان براي رفسنجاني خوانده شد
مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارك!!!!!
مسعود .
سلام.
1- آقای دکتر معین را خیلی سال است می شناسم و مطالبی که در مورد گزینش در مورد ایشان نقل شده را کذب میدانم . ایشان در گزینش اصرار داشت افراد بیدلیل رد نشود و در مقایسه با سایرین بسیار رقیق و محتاط بود.
2- در مرحله دوم در انتخابات شرکت میکنم و به هاشمی رای میدهم چون این هاشمی بود که امکان برگزاری انتخابات سالم دوم خرداد را فراهم کرد .
3- دوستان مطلع هستند که بودجه شورای نگهبان در سال 84 چندین برابر شده و این شورا برای صندوق ها افراد تربیت شده و حرفه ای درست کرده که ناظران امکان هیچ مانوری در هنگام رای گیری نداشته باشند ووقتی اعتراض میکنند چندین نفر به سرش میریزند و معترض را دوره میکنند تا اعتراضش فرو خورده شود.
4-فشار شورای نگهبان با بودجه بیت المال در جهت اهداف خودشان است و این همه افزایش بودجه هیچ دلیلی جز بیرون آوردن نام فرد مورد نظر خود از صندوق ها ندارد.
5- من امیدوارم آراء مردم اصفهان و سایر شهر ها که بطور عجیبی برای آقای احمدی نژاد بود تکرار شود . چون در غیر اینصورت باید توضیح بسیاری بدهند.
6- راه موفقیت مملکت از دمکراسی میگذرد. پس برای حفظ حداقل های موجود باید به نکات مهمی توجه کرد . جلوی صحنه جناح محافظه کاران بشدت در حال تغییر است . این به معنای تغییر فکری نیست.
7- در شرایط حاضر آقای هاشمی پشتوانه جدی ندارد(برخلاف آقای احمدی نژاد که به بیت رهبری پشت گرم است) لذا خودش میداند باید کابینه ملی تشکیل دهد ودر جهت بخشی از مطالبات مردم که توسط احزاب مطرح میشود تلاش کند. و اگر چنین نکند باید با خیلی ها مقابله کند.
8- به لطف الهی اصلاحات در وضع خوبی است . در شرایط فعلی رای به هاشمی بهترین کار است.
عالي نقد كرده ايد. بسيار عالي. نظرات آنارشيستهاي مشاركت هم كه براتون نوشتن مويد اينه كه بد جور به خال زده ايد.
nemidanam ke hastid amma mikhastam tashakor konam babate yadavarye mohem va tarikhi be mosharekatiha.anchenan hame ra dozd va ghatel kardand ke engar na engar khodeshan nakhon kesh va moassese vezarate etelaat va aaz sarane sepah boodeand. takhribe hashemi ahmaghanetarin harekate mosharekat baad az 2 bar paziroftane hokme hokoumati va entekhabate majlese haftom va shoraha bood. hala ba in avaziha kar konnad ta ghadre hashemi ra befahmand.
EESHAN HAM MESLE BAGHEH ANASOR DIGAR REJIM FASHISTI KHAMENEHEE BISHAKHSEYAT AMST
EESHAN HAM MESLE BAGHEH ANASOR DIGAR REJIM FASHISTI KHAMENEHEE BISHAKHSEYAT AMST
در سال 81 ( در زمان تصدي وزارت توسط دكتر معين) براي كار اداري به ساختمان اصلي وزارت علوم در تهران رفتم. اولين نوشته اي كه در درب اصلي وزارت علوم به چشم ميخورد اين عبارت بود " لطفا اگر اسلحه اي داريد تحويل دهيد" سربازي كه مشغول نگهباني بود منتظر بود تا هركس وارد شد اسلحه خود را به او بدهد. داخل ساختمان هم نيروهاي حراست كل با درجه هاي ريز و درشت هما جا به چشم مي خوردند. من يك چهره علمي و اجرايي در شان دانشگاه و دانشگاهي در آن مجموعه نديدم.