![]() |
|||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||
امروز كه به اتفاق چند نفري از دبشيون (علي معظمي و اميد مهرگان و محمد رهبر و البته جناب فرهادپور+ احمدرضا همتي مقدم) در شرق تك تك و باهم مشغول اعمالي چون تقرير و تدخين و تحرير و تچيين (چاي خوردن!) بوديم، متوجه شديم كه دبش به هيچ عنوان باز نمي شود و از آنجا كه مطمئن بوديم، هيچ كدام از عوامل فني (بچههاي گردون و آرمان انزانپور+ خود من) در اين ساعت از روز تعطيل با آن ور نميروند، مطمئن شديم كه يا سايت هك شده و يا به اشارتي (چنان كه افتد و داني!)دبش به ملكوت اعلي پيوسته. خوشبختانه، از آنجا كه دبش – پس از چند ساعتي- دوباره به جاي اول برگشته، حالت دوم واقع نشده و به احتمال قوي يك هكر مهربان مشغول تست و ازكاراندازي اين سايت است! شايد هم تمام اينها توهم باشد و به دليلي بسيار ساده (مثلا رفتن برق سرور اصلي) اين مشكل به وجود آمده باشد. ولي به هر حال تجربه جالبي بود و براي من توامان اميدوار و نا اميد كننده. تا اميد كننده از آن جهت كه به روشني فهميدم در چنين حالتي دست ما به هيچ كجا بند نيست و اميدواركننده از آن جهت كه ديدم دبش دست كم براي نويسندگانش مهم است!!
چهره آقاي فرهاد پور وقتي كه با دلنگراني ميپرسيد :«آقا... پس ما حالا چكار كنيم؟» برايم اميدوار كننده بود. اميدواري از نوع حداقلي!
آقای برادر، بلا دور! برای اين جور مواقع که الهی پيش نيايد هرگز ولی خب عقل می گويد بايد که يک بک آپ از همه نوشته ها داشت تا از دست نرود. من از وقتی که يک بار ملکوت به دليل مشکل سرور رو هوا رفت و يکی دو نوشته من و کاتب کتابچه نيست و نابود شد همه نوشته ها را در وورد هم کپی نموده نگه می دارم. دلم واقعا سوخت می دانی يک نوشته اساسی بود در نقد روش شناسی يک بنده خدانشناس که قرآن را عبری خوانده بود و حوری را کشمش معنی کرده بود!
آقا جان اين وبلاگ ما تا فهميده بوي سياست ميآد خودش را زده به موش مردگي. زودتر زندهاش كنيد باهاش كار داريم.
یک استفاده شبهِ الاهیاتی: بر هیچ کس و هیچ چیز نمی توان تکیه کرد مگر...
لطفا فقط نظرات مربوط به مطالب را بنویسید.