![]() |
|||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||
نمي دانم همه جاي دنيا اين طور است يا فقط در ايران و آمريكا و چند كشور ديگري كه به بركت امپراتورهاي رسانهايشان هر روز در حال بمباران دنيا هستند، مردم اينطور فكر مي كنند. ولي آنچه برايم مشخص است اين است كه حماقت و تحميق تودهاي دور عظيمي را تشكيل دادهاند كه نه تنها رو به انكسار ندارد، كه هر روز قوت بشتري هم مي گيرد. هر كجا را كه چشم باز ميكني همينطور است و در كشورهايي مثل ايران كه علاوه بر حماقت بومي (كه هر مردمي در كنار تمام چيزهاي خوب بومي خود، آن را هم ضميمه دارند) بعد از يك دوره ستيز با دنيا حالا از آن سوي بام افتاده، ما مصرف كننده حماقت هاي بين المللي و همچنين بومي سايرين هم شدهايم! نمونه اخير آن همين راي گيري براي انتخاب بهترين وزنه بردار قرن است كه هر گروهي طراح آن بوده و هر سازماني كه آنرا پذيرفته، جدا يا احمق درجه يك بوده اند و يا مي خواسته ميزان حماقت جمعي سايرين را اندازه بگيرند!
با اين راي گيري من ياد آن مثال بچهگانه طرفداران {...} مي افتم كه در رد دموكراسي مي گويند: «فرض كنيم همه مردم جمع شدند و راي دادند كه لواط خوب است (قاعدتا مثال هاي اين جمع از «ميان» آغاز مي شود!) يا تهران پايتخت ايران نيست يا آب در صد درجه نبايد بجوشد.... . آيا چون جمع اينچنين نظر دادند يا خواستند، بايد قبول كرد؟!»
هرچقدر مثال حضرات در مورد مسايل اخلاقي، حقوقي و سياسي چرند و ابلهانه است، در مورد چنين رايگيري هايي كاملا صادق است. اصلا اين عوام گرايي در امري كه كاملا عيني و قابل اندازه گيري است، چه معنايي دارد؟ آمديم و با اين انرژي عظيمي كه رسانههاي دولتي و غير دولتي ما خرج مي كنند؛ از صدا و سيما (حتي اخبار) بگير تا فلان نشريه درپيت، آحاد امت هميشه در صحنه جمع شدند پاي اينترنت و در اين راي گيري رضا زاده اول شد؛ يا مردمان بيكارتر و الكي خوشتري از ما، كاري كردند كه كس ديگري اول شد، اين چه ارزشي براي رضازاده (براي ما بماند) مي آورد يا چه چيزي از او كم مي كند؟ مگر ممكن است «راي» بتواند جاي «جرم» را بگيرد؟!
مي گويند يك بنده خدايي، از چاه كني خواست برايش در منطقه سنگلاخي قنات بزند. چاه كن گفت به آب نميرسد، پاسخ شنيد تو بكن چه به آب برسد، چه نرسد مزدت را مي دهم. چاه كن اصرار كرد كه اين قنات آبي برايت نخواهد داشت و آن جمله معروف را شنيد كه :«اگر براي من آبي نداشته باشد براي تو ناني خواهد داشت». فكر مي كنم مردم ما هم در چنين ماجراهايي به جاي اثر پذيري از رسانه ها و يا ساير مراكز جهل پراكني ملي و بين المللي، كمي اين ضرب المثل را در نظر داشته باشند، منتها از آن طرف! آنها (رسانه ها و روابط عمومي هاي اينچنيني و ...) به فكر نان خود هستند، شما هم لطفا به فكر آب خود باشيد!
(اگر اين مطلب تند يا خارج از نزاكت شد، پوزش مي خواهم. عصبانيت ناشي از تكرار اهانت به شعور را بيش از اين نمي توان مهار كرد. بخش نظرات باز است...!)
دوست عزيز! همه ما گوسفنداني بيش نيستيم. بيا از كوبيدن بيهوده سر خود به ديوار و درآوردن اداي روشنفكري دست برداريم
به نظر من دليلی ندارد که چهره کريه اين حکومت را بزک کنيم.همه راه بيفتيم و برويم و رای بدهيم به رضا زاده (با آن قيافه دوست داشتنی و خوش آمدنيش) و بعد که اول شد حرص بخوريم که چرا دست فلان کس را ميبوسد و يا چرا اين پيروزی را از امام زمان و حضرت ابوالفضل دارد.
با برگزاری کلاسهای چند ماهه در قرنطینه دانش آموزان مستعد خود را در شرایط گلخانه ای رشد میدهیم و آنها را در المپیادهای جهانی جزء برترینها میکنیم و بقیه داستان...
برای خودمان غرور ملی ایجاد کرده ایم بدون آنکه ملیونها نفری که از تحصیل محرومند ببینیم یا افت تحصیلی وحشتناک را متوجه شویم.
برای آن بچه ها و دولت های غربی هم راهی ایجاد کرده ایم که همدیگر را بیابند
age sare mardomo be in fekra band nakonan,oonvaght momkene naoozobella ,mardom cheshmeshoon be haghayeghi baaz beshe ke nabaayad, va fekraii be sareshoon bezane ke nashaayad...!!!
دوست عزیز من کاملا با شما مخالفم.حداقل تاثیر این امر شناخته تر شدن ایران در بین اذهان عمومی جهان است.متاسفانه برخی از هموطنان فکر می کنند همه مردم دنیا ما را می شناسند،در حالی که این طور نیست و حتی آنانکه می شناسند بیشتر به عنوان تروریست به ما می نگرند.من فکر می کنم که با استفاده از موقعیت های این چنین می توانیم با جلب توجه جهانیان به نکات مثبت خودمان از جمله وجود یک وزنه بردار جهانی و همچنین توانایی بسیج و همبستگی خارج از حکومت نیروهای خود و استفاده چشمگیر از تکنولوژی روز چهره بهتری ارائه دهیم.
بالاخره من ارتباط مطالب شما با هم را نفهميدم.
در ضمن اين كار يعني پاسداشت رضازاده و يعني پاسداشت ايران
لطفا ايراني باشيد.
لطفا.