بایگانی برای اسفند

گند زدی پدر!

… همچون بچه‌های حرام‌زاده‌ای که اطرافیان مجبوراند، به هر مناسبتی، پدر و مادری برایشان جور کنند (و اغلب خود بچه، بنا بر کلیشه‌ای رمانتیک، وقتی بزرگ شد کمر به جستجوی اصل و نسب ’واقعی‘ خویش می‌بندد)، هنرهای مدرن ما نیز هر از چندگاهی پدرانی برای خود دست و پا می‌کنند، تا مبادا بهشان بگویند ’حرام‌زاد‘. [...]

اسلام و انتخابات در دهه آخر صفر

چند روز پیش داشتم دور میدان ولی عصر قدم می زدم که چشمم افتاد به دانشمند فرزانه، کالبدشکاف و اسلام شناس شهیر، استاد ارجمند جناب آقای دکتر شهاب الدین صدر. جدا که اشک توی چشم های آدم حلقه می زند از این همه اخلاص و ارادتی که دبیر جبهه متحد اصولگرایی در دهه آخر صفر [...]

بیماری آقای زرویی

آقای زرویی در بیمارستان پارس بستری شده‌اند. گویا علت، بیماری دیابت ایشان بوده. چند هفته پیش که دیدمشان، راحت نمی‌رفتند و از زخم پا شکایت می‌کردند. گفتم آقا بیشتر به خودتان برسید. گفت آقا فوقش زودتر می‌می‌ریم. چه بهتر! آقای زرویی هم سخت دلزده بود، سخت… مرد تلخ در بولوار کشاورز، بیمارستان پارس اتاق ۳۲۳ [...]

مشغولیت

همیشه یکی از گلایه‌های ثابتش این بود که «لابد یه چیزی هست که احوال منو پرسیدی!» و همیشه هم حرفش را به کرسی می‌نشاند. یک بار دنبال عکس می‌گشتم که سراغش رفتم، یک بار که بهش تلفن زنده ‌بودم سوالی را پرسیدم، یک بار رفته بودم همشهری برای مصاحبه که را دیدمش و هم بار [...]

مکزیکو، مکزیکو… ما داریم می آییم!

نمی دانم اصطلاح تراژی-کمیک را جایی قبلا دیده ام یا همینجوری از خودم درآوده ام؛ ولی به هر حال برایم خیلی کاربرد دارد. تراژی-کمیک برای من حالتی مابین تراژدی و کمدی که آدم نمی داند باید به آن بخندد یا گریه کند. معمولا هم واقعیتی ست که از فرط افتضاح بودن، خنده می آورد. ضمن [...]

کسی جوابی برای این دوست من دارد؟

سلام محمود خوبی؟ پریسا و سهراب خوبن؟ من زیاد اهل نوشتن نیستم ولی می خواستم درباره حرفای چند شب پیش که زدی یه کم باهات حرف بزنم ولی دیدم اگه باز هم ببینمت لابد تو شلوغ بازی درمیاری و من نمی تونم حرفمو درست یزنم، اینه که فکر کردم واست ایمیل بزنم. به خصوص که [...]

اثبات وجود ملیح

بعضی وقتها دقیقا احساس قصه گویی که بعد از دوساعت فک زدن برای شرح دقیق قصه لیلی و مجنون، ازش پرسیده می شود لیلی زن بود یا مرد را می فهمم. دیروز فاجعه بارترین مورد پیش آمد. یکی از حضرات خردمندِ خوش تیپِ دبش خوان از من پرسید که سهراب واقعیه؟ انکار وجود تا این [...]

مورچه دارهء مخملباف

فریاد مورچه ها را با دید مثبت نگاه کردم (چون هر چه در باره اش شنیده بودم منفی بود)، ولی هیچ چیز مثبتی در آن نیافتم. همه اش شعار بود. فکر نمی کنم مخملباف، فرق فیلم و شعار را نداند و عمدا شعار را به جای فیلم به خورد مردم بدهد. فکر می کنم مخملباف [...]