لینکدونی

رسما خبرگزاری می فرمایند!


این چندمین باره که من به خبر یک خبرگزاری رسمی به عنوان سند لینک می دهم اما بعدا آنها خبر را پاک می کنند و ما را سیاه!
جدا بعضی از این حضراتِ گردانندگان خبرگزاری ها خیلی باحالند. اصلا هیچ فرقی برایشان مدیریت یک وبلاگ با یک سایت رسمی ندارد. تازه خدا پدر بعضی بالگرها را بیامرزد که وقتی می خواهند مطلبی را حذف کنند یا حتی کامنتی را تغییر دهند توضیحی می دهند که کسانی که با لینک مستقیم می روند آنجا گه گیجه نگیرند.
به هر حال در مورد خبر پایین که از روی فارس حذف شده و همینطور لینکی که قبلا به مصاحبه غریب پور در خبرگزاری مهر داده بودم و آن هم پاک شده بود، باید عرض کنم بنده بی تقصیرم و اشکال از شعور برادران مسئول در خبرگزاری های رسمی مملکت است. جالب اینجاست خبر فارس، آن وقت که من دیدم خبر اول صفحه اصلی خبرگزاری بود و لابد از چند تا فیلتر علاوه بر دبیر سرویس رد شده بوده تا منتشر شود!
حالا درست است که بحث هسته ای، دغدغه اول دوستان است، ولی واقعا باید با همه چیز اینقدر تخمی برخورد کرد؟
پ.ن:
تا برش نداشته اند گفتم این راهم بخوانید، عینا از همان فارس ذوی الاحتقان:

به‌ مناسبت‌ نیمه‌شعبان
«پسر روپایى‌ ایران» از قم‌ تا جمکران‌ روپایى‌ مى‌زند
خبرگزاری فارس: مهدى‌ حب‌درویش، پسر روپایى‌ ایران‌ به‌ مناسبت‌ نیمه‌شعبان از قم‌ تا جمکران‌ روپایى‌ مى‌زند.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی قمنا، پسر روپایى‌ ایران‌ لقبى‌ است‌ که‌ به‌ مهدى‌ حب‌درویش‌ داده‌اند. جوانى‌ که‌ توانایى‌ روپایى‌ زدن‌ با توپ، تیله، ساچمه و هر جسم گو مانند دیگری را نیز دارد…


فرستاده شده در دسته‌بندی نشده | ۴ نظر

آی طنز نیوز هم داریم!


◄ رجوی، ابریشمچی و شماعی زاده در کاخ سفید
◄ به دستور مقام غذایی: در حلقه رندان در آستانه تعطیلی
◄ شارون استون در “جنسیت و مزمزه”ی مخملباف
◄ حضور یانگوم در ایران قطعی شد
◄ شارون استون تکذیب کرد

همه خبرگزاری بزنند، محمود فرجامی نزنه؟ نه خداوکیلی همچی چیزی ممکنه؟!


فرستاده شده در بی دستگان | ۵ نظر

لولو خورخوره… منو می خوره!


حالا من نمی دونم واقعا خاله خرسه وجود داشته یا نه. ولی همینقدر می فهمم زیاد نمی شه روی حال دادن بعضی خبرنگارها حساب کرد. یه وقت می بینی یه جوری ازت خبر اصلی رو رفتن که هر ببینه زهرترک بشه!
lulu.jpg


فرستاده شده در دسته‌بندی نشده | ۷ نظر

خدا رحم کرد شدیــــــــــــــــــــــــــــد!


اول اینکه بعد از سال و ماهی، به پیشنهاد یکی از دوستان، هفته پیش بک آپی از دبش وآی طنز گرفتم. آن هم با چه اکراه و دل دلی. زد و پریروز کل دبش و آی طنز رفت روی هوا. یعنی بر اثر سهل انگاری من یا دوستان فنی، یا نامردی یک هکر بیکار، تمام دیتابیس مان پاک شد. اما با استفاده از همان بک آپ تقریبا تمام مطالب این دو سایت برگشت سر جای اولش. این از خوش شانسی اول.

خوش شانسی دوم یک مقداری از خوش شانسی اول بزرگتر است. دقیقش را بخواهم بگویم ۱۰۱۳ بار از آن عظیم تر است. ماجرا هم از این قرار بود که پریشب مادرزن جان که چند روزی ست میهمان ماست گفت انگار این سماور گازی جدیدی که خریده ایم معیوب است و بوی گاز می دهد. من هم مثل همیشه کار امروز را به فردا انداختم و گفتم بعدا نگاهش می کنم. شب که آمدیم بخوابیم دیدیم هوا خوب است پنجره ها را باز کردیم.

حوالی سحر عیال بوی گاز می شنود و از آنجایی که خیلی حواس جمع است بدون آنکه برق را روشن کند می رود ببیند چه خبر است. توی آشپزخانه که می رود می بیند آنقدر گاز جمع شده که هوای آنجا غلیظ شده. نگو شیلنگ پلاستیکی گاز در اثر تماس با سماور سوراخ شده بوده و گاز ساعت ها بوده که در هوا منتشر می شده.

خیلی با احتیاط هوله ای خیس می کند و گازها را بیرون می فرستد و ماجرا به خوشی تمام می شود. ماجرایی که خیلی طبیعی بود به یکی از صورت های زیر ختم شود:

۱- من یا سهراب یا مادربزرگ سهراب برویم توی آشپزخانه، کلید برق را بزنیم و بـــــــــــوم! همگی به لقا الله برسیم.

۲- به جای آنکه شعله سماور بر اثر یک امداد غیبی خاموش شود، خاموش نشده بود؛ در نتیجه با گاز نشتی متحد می شد و کل منزل را (فکر کردید چقدره همه ش؟۹۰متر) بفرستند هوا.

۳- هیچکس بیدار نمی شد و در نتیجه گاز ما را خفه می کرد، به خصوص اگر آخر شب پنجره ها را باز نمی کردیم.

 …

خلاصه گفتم که اینقدر نق و نوق می کنم و از بدبیاری ها می نویسم یک بار هم از این طور خوش شانسی ها بنویسم. احساس می کنیم نه فقط با حضرت باری حساب گذشته را صاف کردیم، بلکه تا یکی دو سال هم بدهی داشته باشم. خوبه احمدی نژاد هست حساب ها زود صاف می شود! ;)


فرستاده شده در بی دستگان | ۵ نظر

اطلاعیه


اون یادداشت “پسر پروانه ای” من توی این تغییرات پریده. کسی اونو نداره؟ حیفه به خدا!


فرستاده شده در دسته‌بندی نشده | یک نظر