لینکدونی

سمفونی واقعی مردگان!


دیروز رفته بودیم بهشت زهرا سر خاک پدرزنم. دیدم صداهای درهم و برهم عجیب و غریبی می آید. قاعدتا اینطور مواقع چند تا مرده ی همسایه، تداخل مراسم دارند و درنتیجه چندتا مداح انکرالاصوات آمپلی فایرهایشان را در فاصله چند متری (وگاهی حتی چند سانتی متری!)ِ هم قرار داده اند و البته هر کدام هم سعی دارند با عربده های بلندتر و اکوهای بیشتر تر تر تر… پوز هم را بزنند.

اما بیشتر که دقت کردم دیدم صداهای دیگری هم می آید. ئه… اینکه صدای نی و فلوت و قره نی و این چیزاست! جلوتر رفتم و دیدم عجب! کنار دست هر مداحی یک نوازنده هم هست که با پس زمینه جانگدازی سعی در خونین تر کردن دل صاحبان عزا و البته زدن پوز رقیب را دارد.

فلذا، با توجه به گرمی هر بازاری در بهشت زهرا، پیش بینی می کنم:

۱- موسیقی هم مثل مداحی جزء لایتجزی مراسم کفن و دفن شود، بطوریکه صاحبان عزا در سالهای آتی، اگر شده وام هم بگیرند، نوازنده عزا را -مثل مداح- فراهم کنند.

۲- همانطور که کلاس های مداحی الان پررونق ترین کلاسهای خوانندگی کشورند، به زودی کلاس های نوازندگی با گرایش مراسم عزا، رونق بگیرند.

۳- خانه موسیقی از خیابان شریعتی، به یکی از غرفه های بهشت زهرا منتقل شود و سرانجام معضل اقتصادی موسیقی ایران به دست پرعطوفت گورکنانی که مزدشان از بهای خیلی چیزها افزون است، حل شود.

۴- همانطور که مداحانی مثل هلالی تم های امروزی و بعضا لس آنجلسی را وارد مداحی کردند و مورد استقبال هم قرار گرفتند، چند سالی بعد از جا افتادن نوازندگی سنتی برای مراسم عزا، بعضی از عزیزان نوگرای این فن با استفاده از آلاتی مثل کیبورد، درامز و گیتار برقی روحی تازه به این نوع نوازندگی بدهند.

۵- همانطور که در سالهای اخیر باب شده که مداحان نظریه های سیاسی بدهند، طبعا نوازندگان قبرستانی هم در اخلال اجرای برنامه هایشان نظریه های انقلابی زیباشناختی ارائه داده و نوچه های آنها کل جریان هنری مملکت را دردست بگیرند.

۶- با توجه به المان های غیر قابل تغییر نوحه خوانی، قطعات موسیقایی خاصی ابداع شوند. مثلا "دو دو ر فا سل فا ر می" یعنی: "البته ما در حضور اساتید داریم امتحان پس می دیم" ! یا "می سل سل ر لا فا لا لا" یعنی "سیدا گوشاشونو بگیرن"!

7- گوشه ها و ردیف های جدیدی خلق شوند. مثل گوشه نک و نال، ردیف بابام خیلی خوب بود، پرده ی ننه م وای!

۸- عباس معروفی، نویسنده سمفونی مردگان خودش را پدر معنوی این جریان معرفی کند و ای بسا با عزت و احترام به ایران برگشته، مریدان کنسرتی را در تالار بزرگ بهشت زهرا (مزارمونیک نالان) به افتخار ایشان برگزار کنند.


فرستاده شده در بی دستگان | ۱۰ نظر

فروشگاه سلامت


براتون گفته بودم این روزها ای‌میل‌ای تبلیغاتی بامزه‌ای برام می‌آد؟ این نمونه جدیدش واقعا شاهکاره. فیلتر نیست، با پست هم میاره در خونه. تا چش همه فیلتر شده‌هایی مثل بازتاب و انتخاب درآد. چیه مگه؟ پزشکیه!

(ضمنا به این یادداشت، به عنوان یک تست خویشتنداری هم می‌تونید نگاه کنید. اگه راست می‌گید، روی لینک بالا، کلیک نکنید. ئه… می‌بینم شمام که رد شدید!)


فرستاده شده در دسته‌بندی نشده | ۳ نظر

این شرم نیست، این حماقت است!


 ۱- روی جلد این هفته ویژه نامه آخر هفته هم میهن عکسی ست از زهرا امیرابراهیمی به بهانه آخرین نمایشگاه او. عکس، زیباست و هنرمندانه و پرتره آدمی شرم آگین؛ اما برای چند میلیون نفری که فیلمی سکسی- خصوصی از او (یا منتسب به او) را دیده اند این عکس، به خصوص این شرم، حالتی دیگر را القا می کند! البته عکاسِ هنرمند هم گویا این سابقه را در نظر داشته و تعارف اگر نداشته باشیم، دیگران هم در در کل این پروسه (گفتگو، انتخاب آن به عنوان تیتر یک، انتخاب عکس جلد…) این مطلب را در نظر داشته اند. و این تازه در صورتی ست که با تسامح قائل به "در نظر گرفتن" باشیم والا اگر واقع بینانه تر بخواهیم به این اتفاق نگاه کنیم شاید بیراه نباشد که ادعا شود از یک موضوع اروتیک، هم میهن ما برای "بفروش" تر کردن شماره پنج شنبه اش استفاده کرده است وگرنه مگر نمایشگاه نقاشی عکس یک بازیگر درجه ۲ چه اتفاق مهمی بوده در این مملکت؟

zahraa.jpg

۲- پیشتر از آنکه موج فیلم "زهره"ی امیرابراهیمی، کشورِ ایمان و امان را در برگیرد، دوستی خبرنگار با اصرار فراوان فیلمی را به من و چند نفر از همکاران نشان داد که در آن دختری با جوانی سکس داشت. فیلم کوتاه، بدون صدا و بد کیفیت بود. دوست ما معتقد بود که او زهرا امیرابراهیمی است و من اصرار فراوان داشتم که نیست. باقی  بین من و او سرگردان بودند. دلایل من بیشتر از عقلانی بودن، احساسی بودند چون معتقد باشم که اگر دختر فیلم زهرا هم باشد، باز این به خودش مربوط است و با انکار انتساب به او شاید بتوان اندکی جلوی تکثیر به آن را گرفت. یادداشت کوتاهی هم آن موقع در این باره نوشتم که به لطف امت همیشه در حال سرچ، خیلی پر بیننده شد. موج عظیم خیلی زودتر از آنچه فکرش را می کردم کل کشور، از جامعه تا رسانه ها و حتی حکومت را درگیر کرد. زهرا امیرابراهیمی دستگیر شد و خیلی زود به واقعی بودن انتساب فیلم به خودش اعتراف کرد، اما باز هم من فکر می کردم به عنوان یک ژورنالیست متوسط بتوانم کمکی بکنم. همصدا شدم با کسانی که بحث حریم خصوصی را پیش کشیده بودم و با حرارت از حریم خصوصی دفاع می کردم. کارهایی کردیم از جمله آنکه یکی از همکاران همان جمع، مقاله درخشانی در مورد حریم خصوصی و الزامات حقوقی آن نوشت که تاثیر گذار بود. (تا آنجا که طی فکسی، یکی از مسوولان قوه قضائیه رسما از آن تقدیر کرد) با تلاش رسانه ای آدم های زیادی که یکی شان هم من بودم، جو برگشت و بسیاری از متدینین و مراجع امنیتی و قضایی شاید برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، در یک مقوله اخلاقی، موضعی جانبدارانه به نفع کسی که معتقد بودند مرتکب بی اخلاقی شده، گرفتند. این در حالی بود که با اندک تغییر موضع اینان، براحتی می توانست سر امیرابراهیمی و پارتنرش به جرم خدشه دار کردن عفت عمومی بالای دار رود. فراموش نکنیم فیلمِ خودگرفته امیرابراهیمی در کشور


فرستاده شده در مقاله | ۵۴ نظر

هودر و دوم‌دام


hoder.jpg

- هودر، هودر که می‌گفتن… این بود؟!

(با لحن فرمونِ قیصر اینا بخونین)


فرستاده شده در دسته‌بندی نشده | بدون نظر

مجلس اصلاحات!


نمی‌دانم دیشب بود یا پری‌شب که دیدم فاطمه راکعی میهمان شب‌شیشه‌ای است. چند دقیقه‌ای که برنامه را دیدم و حرف‌های خانم راکعی را شنیدم چشمانم داشت از حدقه می‌زد بیرون. عجب! با آنهمه هزینه و در اوج حمایت مردم از جریان اصلاح‌طلبی، این فاطمه خانم نماینده اصلاحات و آن هم از طرف رادیکال‌ترین نحله جنبش دانشجویی در مجلس ششم بوده؟

بیشتر که فکر کردم و نام چندتای دیگر از نمایندگان اصلاحات که به خاطرم آمد بیشتر دهانم باز ماند. اصلا چرا راه دوری برویم؟ در همان مجلس که محدودیت‌های مجلس هفتم را نداشت، مگر رییس فراکسیون اصلاح‌طلبان کی بود؟ محتشمی‌پور!

تست:

در جای خالی گزینه مناسب را قرار دهید:

" … به اون اصلاحاتی که محتشمی‌پور رییس فراکسیون اکثریت اصلاح‌طلبانش باشه."

1- مرحبا

۲- آفرین

۳- بشاش

۴- باریکلّا


فرستاده شده در بی دستگان | ۹ نظر