لینکدونی

مطبوعات در بستر


 انجمن دفاع از آزادی مطبوعات اعلام کرد که اجلاسی با این عنوان مشکوک برگزار می کند: « همایش مطبوعات در بستر جمهوری اسلامی.» آگاهان حالات زیر را برای مطبوعات در « بستر» فرض کردند:

حالت اول: « کیهان» خانوم سوگلی توی بستر خوابیده، شمس الواعظین در نقش شمس الملوک عروس تازه سال وارد بستر می شود، کیهان خانوم با لگد پرتش می کند بیرون اتاق.

حالت دوم: « ایران» خانوم که مدتی قهر کرده بود و خانه پدرش بود، حالا عزیز کرده شده و هیچ کس دیگری را توی بستر راه نمی دهد.

حالت سوم: عروس جدید با کلی جهاز و مجوز و ناز و ادا وارد می شود و در همان شب اول کلیه حقوقش مورد تجاوز قرار گرفته و به خانه باباجانش برمی گردد.

حالت چهارم: عروس با ناز و ادای « شرقی» و عشوه دوم خردادی وارد بستر می شود. شب سوم آقای بزرگ می پرسد: ای خائن! اون دستمالی که بشت دادم کوجا گوذاشتی؟ اول شمعا خاموش می کونم، آ بعدش جونتا می ستونم.

حالت پنجم: عروس لر، در حالی که از یک خانواده کاملا مورد « اعتماد» است، در همان شب اول و در اولین گفتمان، برخلاف مصالح جناحی صدایی می دهد، داماد هم او را از بستر بیرون می کند، عروس خانم می گوید: « فکر کردم خوشش می آد!»

 

از ابراهیم نبوی


فرستاده شده در دسته‌بندی نشده | ۴ نظر

سنن النبی حضرت علامه


یکی از رفقای من که خیلی خیلی هم مذهبی و متعصبه، می‌گفت «من همینکه شنیدم مرجع آزمون ضمن خدمت معلمان، کتاب سنن النبی علامه طباطبائیه، دوبامبی کوبیدم تو سرم!» این رفیق ما، معتقده که این کتاب اصولا سوتیه و خود انتشار و مطالعه‌ش هم باعث بی حرمتی به رسول اسلامه!

قاعدتا من نه این کتاب رو خودندم و نه اگه خونده بودم اینقدر بی عقل بودم که در این هاگیر واگیر که می‌خواهند یکی را به بهانه اهانت به نبی اکرم -به جای وزیر و مدیران اصولگرای احمدی‌نژاد- دراز کنند؛ در این باره نظر بدهم. ولی می‌خواهم دست کم اینقدر عقده‌گشایی کنم که وقتی در دوران تحصیل (من خیر سرم مثلا فوق لیسانس فلسفه اسلامی هستم) ما یک اشکالی می گرفتیم حضرتنا الاستاذنا آنچنان می‌گفتند حضرت علامه فرموده که انگار وحی منزل است کلام ایشان.

اعتراض هم که می‌کردیم از این جملات خررنگ‌کنی می‌فرمودند که «… نخیر آقا کی گفته حضرت علامه معصومند؟ ای بسا اشتباهاتی داشته باشند، محال و غیر ممکن نیست… منتها اگر می‌خواهید اشکال به ایشان وارد کنید، اول بروید تمام کتاب‌های ایشان را بخوانید و درک کنید، بعد که  به همچین مرحله‌ای رسیدید، اشکال کنید و ان‌شاالله نظرات بهتری هم بدهید!» و جالب اینجاست که  اینها در علوم عقلی بود و ناگفته پیداست که در علوم نقلی و تفسیرها و عرفان‌بازی ماجرا چطور بود!

بیشتر از این وارد موضوع نمی‌شوم و امیدوارم دوستان مذهبی در این جریان، به جای دفاع و یا انتقام‌گیری از دولت نهم، یک مقداری ریشه‌تر به قضیه نگاه کنند. من نمی خواهم مثل بعضی‌ها بگم "خب مگه چیه؟ کتابو که یه آدم بی سواد ننوشته! یه اسلام شناس و فیلسوف مسلمان نوشته. پس اسلام یعنی همین!" نه.

من می‌خوام بگم عزیزان! در خوش‌بینانه ترین حالت، این کتاب رو که در حد معلومات و اعتقادات یک روضه‌خوان کم سواد و ضمنا بی‌تدبیره، واقعا علامه طباطبایی نوشته! پس لطفا اینقدر گول اسم‌ها رو نخورید و از اشخاص بت درست نکنید. حالا این خیلی رو هست و همه فهمیده‌اند که ارزش چندانی نداره، ولی من خودم بارها دیده‌م که مثلا در بحث‌های فلسفی که مغلق‌تره، فقط به خاطر اینکه فلانی (بخوانید علامه!) مخالف این نظره و نظراتش رو هم در بهمان کتاب نوشته، پس این نظر باطله! (مطالعه چند فصل اول کتاب "آموزش فلسفه" آقای مصباح یزدی هم در این زمینه راه‌گشاست!)

خب الحمدلله که این دولت، ابراهیم‌وار یکی یکی بت‌ها را دارد می‌شکند و عدو می‌شود سبب خیر، چه خدا بخواهد و چه نخواهد! ببینید یکی از این تست‌ها را که چطور هزاران حدیث مفصل در دل خود دارد…

 رسول خدا(ص) در چه حالی اصلا دیده نشد؟
الف)درحال مجامعت با زنان    ب)در حال بول و غائط
ج)در حال خرید از بازار            د)نوشیدن آب در حالت نشسته

(با عرض پوزش و تبری، جواب ب درست است، یعنی…ماریه…!)

پ.ن. در همین رابطه نوشته خواندنی داریوش محمدپور را هم از دست ندهید.


فرستاده شده در دسته‌بندی نشده | ۴ نظر

شهرام از نگاه شاعران


شهرام که خنده‌هاش پر معنا بود

محبوس خیال کردنش بی‌جا بود

ای دوست! تو بهتر از خودم می‌دانی

از اول قصه آخرش پیدا بود!

آنان که بسی به‌من سواری دادند

در بانگ دوبی حساب جاری دادند

دیروز مرا گرفته زندان کردند

امروز چنین مرا فراری دادند

                                                (صادق)

 

شهرام که از وضع جهان کام گرفت

شد در هتل اوین و آرام گرفت

حالا که گریخته‌ست، دیگر باید

شهرام رها نمود و الهام گرفت

آن رشوه دهنده کذایی بگریخت

آن رأفت قوه قضایی بگریخت

شهرام جزایری ز زندان اوین

گویا به جزایر هاوایی بگریخت

الحق که چه اقتصاد آزادی داشت

در گوشه زندان چه دل شادی داشت

من مانده‌ام از چه رو فراری شده است

آخر هتل اوین چه ایرادی داشت؟

                                                (استاد ترکی)

 

پولی که همیشه رخنه در دین بکند

عادت به خلاف عرف و آیین بکند

چون موشک ناسا چه عجب گر سفری

از دام اوین به بام پروین بکند

در گردش پول، عاملی مخلص بود

خیرش همه گیر و نیّتش خالص بود

زندان به دلش نمی‌نشست این شهرام

پرونده ی او از ابتدا ناقص بود

                                                (نجوای کاشانی)

 

شهرام نکو گریخت، بدنامی بین

با مردم پخته خوار، این خامی بین

گویا که نمی‌ساخت اوین آب و هواش

گفتند: برو. رأفت اسلامی بین!

بنگر تو صفای چشمه ذاتش را

در خیر رسانیدن، افراطش را

شهرام گریخت تا تکمیل کند

پروندهء ناتمام خیـراتـش را

                                                (ابن محمود)

 
نقل از وبلاگ ابن محمود


فرستاده شده در دسته‌بندی نشده | بدون نظر

دندون دندونم کن!


عباس معروفی می‌گوید هرچیز لخت و عوری اروتیک نیست.

من هم کاملا با این حرف موافقم. نمونه‌اش همین عکس زیر که با آنکه از نظر حجاب اسلامی هیچ مشکلی ندارد، اما می‌تواند مرده را از خاک بکشاند بیرون… بیرون کشیدنی!

erotic.jpg

 


فرستاده شده در دسته‌بندی نشده | ۶ نظر

بقری بقو!


baghri.jpg

آقای حداد عادل و هیات همراه در ترکیه به سر می‌برند. عکس بالا مربوط است به سفر ایشان به قونیه و بازدید از مزار مولانا.

این طرز نگاه همراهان حضرت حداد من‌را کشته. به نظرم سمت راستی دارد یکی از غزلیات شورانگیز مولانا را زمزمه می‌کند:

بقری بقو… بقری بقو…

اگر شما هم وصف‌الحالی به نظرتان می رسد در بخش نظرات بگذارید.

 


فرستاده شده در بی دستگان | ۲۲ نظر