بایگانی برای ۱۳۸۵

ای بیضایی! ای مثل تخت جمشید ماندنی!

چون همکاران خودم را می‌شناسم که بعضی‌هایشان حتی از من هم شوت و پرت‌تر هستند، نمی توانم صددرصد مطمئن باشم که بهروز غریب‌پور دقیقاً این جمله را گفته باشد؛ اما چاره دیگری هم ندارم جز استناد به خبر رسمی ایلنا که نوشته است غریب‌پور در مراسم بزرگداشت بیضایی گفته: بیضایی مثل تخت جمشید است و [...]

دوباره می‌دوزمت وطن!

در ولایت ما، به آدمی که حرفی یا خبری را پیش از موقع بزند یا خودش را نخود هر آش کند، می گویند «پیش از دهن» و طبیعتا به این کار هم می گویند، پیش از دهنی کردن. با اجازه‌تان من هم می‌خواهم پیش از دهنی کنم، اما این پیش از دهنی حاوی یک خبر [...]

فتدبّر!

هیچ فکر کرده‌اید جای همچین تابلویی چقدر در مملکت ما خالی‌ست؟!

خواهر و گاری

گویا مطلب قبلی در مورد سهراب، رسما آبروی خانوادگی ما را برده. علیرضا* می‌گه رفته خونه و دیده عیالش نشسته رو کاناپه و قاه‌قاه داره می خنده و هی می‌گه "خواهر… گاری… مَیوت"! فراز** هم می‌گه بعد از اینکه ماجرای خواهر و گاری رو برای چند تا از اقوامش تعریف کرده، طی همین چند روز [...]

نخ به انگشت

چند تا وبلاگ رو مدتهاست که می خوام به بلاگ‌رولینگم اضافه کنم، ولی هی یادم می‌ره. رهاجان! لطفا هر روز یادآوری کن…

از دفترچه خاطرات یک سهراب

من و سهراب عوالمی داریم برای خودمان. سهراب علاوه بر شیرین‌کاری‌های معمول بچه های سه ساله، یک طنز خاصی هم به همراه لج‌بازی شدید در ذاتش دارد که خیلی من را مشغول خودش می‌کند و یکی از سرگرمی‌های من، ساختن ساختن داستان‌هایی برای توجیه و استدلال کارهای عجیب و غریب سهراب است. تازگی‌ها چند هفته‌ای [...]

باز هم آی طنز

این روزها علاوه بر گرفتاری‌های کاری و خانوادگی، سرگرم کار آی طنز هم هستم. از دوستانی که با ایمیل، کامنت، لینک و یادداشت، هوای این دوست کوچک‌شان را دارند و قوت قلب می دهند؛ خیلی ممنونم و امیدوارم این سایت که صرفا با هزینه و توان شخصی راه‌اندازی شده، دست کم توذوق‌بزن نشود. از عزیزانی [...]

نیمه پنهان خودم، بازی وبلاگی شب چله

با اینکه امروز هزار کار و گرفتاری دارم و صبح با خودم عهد کرده بودم که فقط به کارهای رسمی‌ام برسم، ولی مگر می شود خواسته دوستان را اجابت نکرد؟ آن‌هم پارسامَرد وبلاگستان که از شدت صائبیِ رای، هیچ بعید نیست که مستجاب‌الدعوه باشد و به یک هویش نه از دبش خبر ماند نه از [...]