بایگانی برای اردیبهشت

جشنواره

سلام الآن دارم از یک کافی نت (یا سایت) آنچنانی در دانشگاه بوعلی همدان وبلاگ می‌نویسم. این‌برم آقای اروج زاده نشسته (صاحب ایتنا و دنیای کامپیوتر و ارتباطات (البته ماهنامه‌اش!)) و آن برم آقای شکراللهی (همان سید خواب‌گرد) و آقای اکبرپور (گفته لینک نده!) هم دارد برای خودش ول می‌گرده. چند ساعتی به افتتاحیه مونده [...]

من از یادت نمی‌کاهم

درسته که عصر انقلابها و قهرمان‌بازی‌ها سر اومده. ولی یه چیز کوچیکی به نام “شرافت” مونده. باورکن، نمیشه فراموشت کرد.

احساس

الآن ساعت دو نصفه شبه و من، بعد مدتها، چند ساعتیه که خوشم. آره واقعا از ته دل خوشم و عجبیب اونکه تا همین دو سه ساعت پیش خیلی دلتگ و عصبی و ناراحت بودم. حتی احساس غریب یک مکاشفه رو هم دارم. هیچ هم مهم نیست این احساس دقیقا ناشی از چیه. شاید به [...]

یاد رفتن تو، دردآور نیست. کاش آن روز صبح چند بار تلفن نزده بودی که داری میای تهران؛ کاش به همه نگفته بودی امسال جشن تولدت را تهران می گیری؛ کاش اینقدر نگفته بودی که ایندفعه سهراب را کم دیدی؛ کاش دفعه آخر ساعت پنج صبح سرد زمستان نیامده بودی دنبالمان راه آهن؛ کاش آنهمه [...]

پیام و فرهاد!

رادیو پیام عزیز تو را به ارواح خاک رفتگانت، اینقدر “فرهاد” نگذار. حالم دارد به هم می‌خورد . قبول؟

نوید خدمت فرهنگی

وسوسه شدم که لیست حق التحریر ضمیمه پولدارترین روزنامه ایران رو بذارم رو وبلاگم. فقط محض اینکه همه بفهمند چطور میشه با شندرغاز حق التحریر نشریه درآورد و اونهمه درآمد آگهی ها و کاغذهای یامفت وزارت ارشاد و چه و چه را گذاشت تو جیب مبارک. اینطوری احتمالا خیلی ها تشویق میشن نشریه تاسیس کنن [...]

مناسبت‌یابی

ما در روزنامه شرق دنبال یک مناسبت می‌گردیم که بتوانیم یک ویژه‌نامه جمع و جور درباره اینترنت و به ویژه پدیده وبلاگ، چیزی مثل آن‌ کاری که من برای خردنامه درآوردم (منتها کم حجمتر، احتمالا؛ و خوش‌کیفیت‌تر، قطعا) منتشر کنیم و به احتمال قوی باز هم قوادی فرهنگی کار به بنده سپرده میشه (یا به [...]

هییییییییسسسس!

من الآن موقعیت جالبی دارم. پریسا، همسرم (یا به قول هودر: زنم، یا به قول پدرم: عیال و یا به قول پدر بزرگم: مادر سهراب!) از صبح رفته سر کلاس (فوق لیسانس مخابرات می خواند، اگر خدا قبول کند!) و من هم امروز شهامت عجیبی پیدا کردم و تصمیم گرفتم خودم سهراب (پسر ۱۴ ماهه [...]