بایگانی برای بهمن
امروز عصر داشتم از دم دکه روزنامه فروشی رد میشدم که چشمم افتاد به عکس تمام قد منوچهر احترامی روی صفحه اول همشهری عصر. طبعا روزنامه را خریدم و داشتم مطالب راجع به احترامی را نگاه می کردم که چشمم خورد به اسم خودم! نمی دانم تا حالا اسمتان در غیر منتظرهترین جاها دیدهاید؟ ناخودآگاه [...]
در این وانفسای بحران اقتصاد ایرانی و جهانی که سال آینده را تبدیل به یکی از فلاکتبارترین سالهای پس از انقلاب خواهد کرد و احتمالا ملخ بوستان خواهد خورد و مردم ملخ؛ انتشار بعضی اخبار خوشحالکننده در زمینه فرهنگ واقعا غنیمت است. بنا به اخبار رسمی (+و+) در لایحهی بودجه سال آینده: موسسهی دایرهالمعارف فقه شیعه [...]
حالی که بر من این روزها میرود را محال است کسی بفهمد. شبها یا خوابم نمیبرد یا خوابش را میبینم یا کابوس. دیروز در خواب دیدم روی سینهام حفرهای سر باز کرده که گوشتها درونش میجوشند و کنار میروند. آنچنان از خواب پریدم که باورم نمیشد خواب بوده باشد. بعد از مرگ برادر جوانم، هیچ [...]
سرم را بین دستهایم فشار میدهم و نمی دانم چی بنویسم. فاجعه را چطور می توان نوشت؟ چطور میتوان گفت؟ یعنی باید مثل جلال سمیعی زنگ زد و پرسید "خبر را داری؟" و بعد بلافاصله گفت منوچهر احترامی مرده! و فکر نکرد به آدمی که همین دیروز چند بار زنگ زده به منزل احترامی که [...]
آدمیزاد خیلی خوشش میآید دور خودش هالههای رازآلود بتند. این را اجداد من و شما خوب فهمیده بودند. منظورم همان اجدادیست که می رفتند توی کوه و بیابان و غار و روی درخت ساکت مینشستند و به جایی خیره می شدند و صداهای نامفهوم از خودشان درمی آوردند و البته خیلی زود هم صاحب کرامت می [...]
امروز در جایی برگهای دیدم درباره بوتوکس. نوشته شده بود که با این عمل، سم ضعیف شدهای به نام بوتولینوم به زیر پوست صورت کسانی که زیاد اخم می کنند تزریق میشود. این سم ضعیف شده باعث کرخی و کم تحرکی عضلات قسمت مربوطه می شود و به این صورت آدم های اخمو، بشاش می شود… از صبح [...]
من از فیلتر شدن هر سایتی ناراحت می شوم، چه رسد به این سایت فردا که بعضی از دوست و رفقای خودم آنجا کار می کنند. خدا نیاورد ولی اگر یک بار فیلتر بشوید میفهمید چه دردی دارد. از قسمتهای تحتانی شروع می شود و تا نای و گلو میرسد. البته ما که به این دردها عادت [...]