بایگانی برای مهر

وقتی جاهل کارتون تماشا می‌کند!

 

مجید دلبندم، اون ادبیاته!

توهم بر دو نوع است: نوع حاد و نوع مزمن. ما امروز به نوع سوم می پردازیم. داستان‌نویس، تئورسیون، منتقد ادبی، هنری، سیاسی، … و اسکارشناس شهیر ایرانی، محمدرضا سرشار (یا همان رضا رهگذر قصه ظهر جمعه اینا) بعد از ارشاد و هدایت اهل فرهنگ در داخل کشور، به سراغ ارشاد مجامع بین‌المللی رفت و به [...]

پوست‌اندازی

رحم‌الله من یقرا الفاتحه مع الصلوات! صفحه اول دبش به علت ناکارآمدی رفت رو هوا. ناکارآمدی یعنی اینکه اون صفحه طوری طراحی شده‌بود تا یک حلقه فکری یا یک پاتوق مجازی رو تداعی کنه، اما مدتها بود که از هدف خودش دور شده بود. در این‌باره بعدا بیشتر می‌نویسم. وبلاگ‌های آرش موسوی، مهدی علومی و دختر ننه دریا در [...]

ایربگ‌دار شوید تا رستگار شوید! (به روز شد)

یکی از نسوان فرنگی که داده بوده جی‌جی مصنوعی (silicone breasts ) برایش بکارند، با اتومبیل تصادف می کند و این دو عنصر حیاتی مصنوعی، عین ایربگ عمل کرده و حیات واقعی این خواهر را حفظ می‌کنند.
این است که به نظر حقیر، خیلی بهتر است که خواهران مایه دار و میان مایه، جای آنکه به فکر خرید اتومبیل ایربگ‌دار باشند، بروند یک پولی بدهند خودایربگ بشوند که هم خیالشان بابت مسایل ایمنی راحت باشد، یک فیضی هم به آقایشان برسانند. هزار تا خاصیت این کار دارد که یک چند تاییش این‌ها هستند:

از من فورست گامپ نساز آقا!

نمی دانم چند وقت پیش یادداشت احساساتی-ستایش‌آمیز-پروپاگاندایی رضا امیرخانی در سایت لوح خطاب به یک دانش آموز المپیادی را خواندید یانه. ماجرا -آنطور که امیرخانی تعریف کرده بود- از این قرار بود که گویا در مراسم اهدای جوایز شرکت‌کننده اسراییلی برخلاف قوانین مراسم پرچم اسراییل را می‌برد روی سن؛ و بعد که اینطور می‌شود شرکت [...]

عشق هرگز نمی میرد

 البته طبیعی است که انسان تا وقتی سی ساله نشده، فکر می کند که عشق هرگز نمی میرد، اما بعد از اینکه یکی دوبار عشقش مرد، به این نتیجه می رسد که عشق اصلا به دنیا نمی آید. در همین راستا و با توجه به اینکه در هرجای دنیا عشق یک جوری اتفاق می افتد [...]

جگرت را بروم!

یکی از هنرهای عمران صلاحی، تصویرسازی سکسی فکاهی با استفاده از کلمات مودبانه ولی دوپهلو بود که معمولا بسیار خنده‌دار از آب درمی آمد و حتی در دوران بعداز انقلاب -به خصوص در "حالا حکایت ماست"- هم ادامه داشت. شعر زیر را که در وصف سوفیا لورن سروده و در توفیق دهه ۴۰ وچاپ شده بود را از [...]

محمود عمران شناس!

آقا ما کلی آدم حسابی بوده ایم و خودمون خبر نداشتیم ها! از کجا معلوم؟ از اینجا که از ظهر، عالم و آدم آمده اند سراغ ما که یاالله در مورد عمران صلاحی چیزی بگو یا بنویس (انگار که عمران و محمود ۴۰ سال با هم گرمابه می‌رفته‌اند و پالوده می خورده‌اند!) هر چقدر هم [...]