بایگانی برای مرداد

اینجا زندگی می کنیم

مادر هر روز می رود سر کمدت و لباسها را مرتب می کند. پیراهن های اتوکشیده، شلوارهای تمیز، جورابهای نو، ژلهای مو… همه و همه ساکت و آرام انتظار تو را می کشند. مادر اما اشک می ریزد، آرام آرام زیر لب چیزهایی را می گوید، همه لباسها را بو می کشد، اشک می ریزد، [...]