بایگانی برای اردیبهشت

سلام این چند روزی که گذشت (بلکه هم چند هفته، فرق چندانی نمی‌کنه!) مثل… روی این دبش عزیز کار کردم. البته سوء تفاهم نشه منظورم کارهای فنّیه! (ای بابا، باز که داره بیشتر سوتفاهم می‌شه!!) بیشتر از یک هفته است که دارم روی یه برنامه صوتی کار می‌کنم و حاصل چند روز علافی و چند [...]

عکس های جشنواره

عکس های اولین جشنواره دانشجویان وبلاگ نویس همدان (البته طبیعتا اون عکس هایی مقصوده که با دوربین من گرفته شده) رو آماده کردم و می خواستم بذارم رو سایت که دیدم چیز جالبی از کار در نمیاد. آقا هر کی طالبه کامنتی چیزی بذاره، ببینم چند نفر می شین، بعد یه فکر اساسی بکنم. بعدا [...]

کوزه شکسته

اصلا می تونید حدس بزنید این آقایی که یه گوشکوب دستش گرفته کیه؟ می تونید باور کنید که این بنده خدا یکی از نظریه پردازان و منتقدین حوزه آی تی مملکته؟ به خدا این یه عکس واقعی از محمد اروج زاده است: مدیر ایتنا و صاحب دنیای ارتباطات و کامپیوتر!

جشنواره

سلام الآن دارم از یک کافی نت (یا سایت) آنچنانی در دانشگاه بوعلی همدان وبلاگ می‌نویسم. این‌برم آقای اروج زاده نشسته (صاحب ایتنا و دنیای کامپیوتر و ارتباطات (البته ماهنامه‌اش!)) و آن برم آقای شکراللهی (همان سید خواب‌گرد) و آقای اکبرپور (گفته لینک نده!) هم دارد برای خودش ول می‌گرده. چند ساعتی به افتتاحیه مونده [...]

من از یادت نمی‌کاهم

درسته که عصر انقلابها و قهرمان‌بازی‌ها سر اومده. ولی یه چیز کوچیکی به نام “شرافت” مونده. باورکن، نمیشه فراموشت کرد.

احساس

الآن ساعت دو نصفه شبه و من، بعد مدتها، چند ساعتیه که خوشم. آره واقعا از ته دل خوشم و عجبیب اونکه تا همین دو سه ساعت پیش خیلی دلتگ و عصبی و ناراحت بودم. حتی احساس غریب یک مکاشفه رو هم دارم. هیچ هم مهم نیست این احساس دقیقا ناشی از چیه. شاید به [...]

یاد رفتن تو، دردآور نیست. کاش آن روز صبح چند بار تلفن نزده بودی که داری میای تهران؛ کاش به همه نگفته بودی امسال جشن تولدت را تهران می گیری؛ کاش اینقدر نگفته بودی که ایندفعه سهراب را کم دیدی؛ کاش دفعه آخر ساعت پنج صبح سرد زمستان نیامده بودی دنبالمان راه آهن؛ کاش آنهمه [...]

پیام و فرهاد!

رادیو پیام عزیز تو را به ارواح خاک رفتگانت، اینقدر “فرهاد” نگذار. حالم دارد به هم می‌خورد . قبول؟